رمان «سوفیِ نابغه» نوشته لیسا گرَف با ترجمه نوشین ابراهیمی توسط انتشارات پیدایش منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش مهر، نسخه اصلی این کتاب در سال ۲۰۱۲ با نام «سوفی سایمون همه مسائل را حل می‌کند» منتشر شده است.

لیسا گرف یا لیسا کالین، نویسنده ۳۸ ساله آمریکایی است که برای کودکان و نوجوانان می‌نویسد. او در کالیفرنیا زندگی می‌کند و کتاب‌هایش در فهرست‌های ایالتی و ملی آمریکا جا دارند. داستان رمان «سوفی نابغه» درباره دختر دانش‌آموزی به نام سوفی سایمون است که در کلاس سوم تحصیل می‌کند و بسیار باهوش است. او دو ساله بود که الفبای روسی را از اول به آخر و به عکس از حفظ می‌گفت. سوفی در اوقات فراغت، درس حسابان می‌خواند و کرم‌های خاکی را عمل جراحی می‌کند. اما پدر و مادرش دوست دارند او یک دختربچه معمولی باشد و با دوستانش بیرون برود و گردش کند.

سوفی از همین سن کودکی و کلاس‌سومی‌بودنش به فکر پول درآوردن افتاده است. برخی از دوستانش با پدر و مادر خود مشکل دارند و سوفی مثل یک آدم بزرگ، مشکلاتشان را حل می‌کند. اما در عوض پول می‌گیرد. سوفی دختری باهوش و جدی است اما از جایی به بعد خودش به دردسر می‌افتد چون ممکن است پدر و مادرش بفهمند که او از راه حل مشکلات دیگران پول درمی‌آورد.

مخاطبان اصلی این کتاب کودکان گروه ج هستند. عناوین بخش‌های رمان «سوفی نابغه» به این ترتیب است: نابغه‌ای با یک مشکل، علامت‌ها و لیسه‌های شیشه‌پاک‌کن، پیراناها و فروشگاه‌های حیوانات خانگی، کلاه‌های خیلی زشت، لمور در جشن تولد، دانشنامه سوفی سایمون برای…، دستور تهیه آبنبات بوآی ماداگاسکاری.

در قسمتی از این رمان می‌خوانیم:

سوفی گفت: «باید پیاده شوم.» بعد به زانوی اوئن زد و ادامه داد: «لطفا تکان بخور.»
اوئن گفت: «اما من به کمکت احتیاج دارم!»
سوفی آه کشید و پرسید: «چرا از دوستت کمک نمی‌خواهی؟ همان دختر مو فرفری. شاید فکری برائت بکند.»
در اتوبوس جیرجیرکنان باز شد.
راننده پیاده شد تا ماشین‌ها را رد کند.
سوفی همچنان اوئن را هل می‌داد و راهش را باز می‌کرد، اوئن گفت: «جولیا کمکم نمی‌کند. خیلی گرفتار است. می‌خواهد برای روزنامه مدرسه گزارش تهیه کند.»
سوفی پرسید: «روزنامه؟» و آن‌قدر سریع نشست که روی اوئن افتاد. سوفی تکان نمی‌خورد.
فقط به بالای سر اوئن خیره شده بود. اوئن گفت: «اوم، سوفی؟» رفتار سوفی غیرعادی بود. به علاوه، شلوار اوئن داشت چروک می‌شد.
اوئن دوباره گفت: «سوفی؟»
سوفی چشمانش را باز و بسته کرد و گفت: «گفتی جولیا دنبال گزارش خبری است؟»
اوئن گفت: «آره، برای روزنامه مدرسه. اما فقط تا دوشنبه مهلت دارد و بعید است موفق شود. تازه، نمی‌تواند گزارش را تایپ کند. آخر هفته گذشته، پدرش مجبورش کرد ماشین تحریرش را توی حراج خانگی بفروشد. پانزده دلار بابتش گرفت.»
چشمان سوفی مثل هندوانه گرد شدند.

این کتاب با ۱۴۴ صفحه مصور، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۱۸ هزار تومان منتشر شده است.

تمایل به مبادله و خرید و فروش انگیزه‌های غریزی در انسان‌ها نیست، بلکه صرفاً پدیده‌ای متاخر است که از اروپای قرن 16 آغاز می‌شود... بحران جنگ جهانی اول، رکود بزرگ و جنگ جهانی دوم نتیجه عدم تعادل بین آرمان بازار و رفاه اجتماعی و ناتوانی هرگونه ضدجنبش اجتماعی، نظیر سوسیالیزم و کمونیزم، برای کاهش تنش‌ها بود... تاریخ انگلیس، از جنبش حصارکشی در قرن شانزدهم تا لغو قانون حمایت از فقرا در 1834، تاریخ کالایی سازی جامعه و طبیعت است... نئولیبرال‌ها و فاشیست‌ها همچنان مشغول آرمانشهر بازارند! ...
سنت حشره‌شناسی در ایران به دانشکده‌های کشاورزی پیوند خورده و خب طبعا بیشتر پژوهشگران به مطالعه حشرات آفت می‌پردازند... جمله معروفی وجود دارد که می‌گوید: «ما فقط چیزهایی را حفاظت می‌کنیم که می‌شناسیم»... وقتی این ادراک در یک مدیر سازمانی ایجاد شود، بی‌شک برای اتخاذ تصمیمات مهمی مثل سم‌پاشی، درختکاری یا چرای دام، لختی درنگ می‌کند... دولت چین در سال‌های بعد، صدها هزار گنجشک از روسیه وارد کرد!... سازمان محیط زیست، مجوزهای نمونه‌برداری من در ایران را باطل کرد ...
چه باور کنید و چه نکنید، خروج از بحران‌های ملی نیز به همان نظم و انضباطی نیاز دارند که برای خروج از بحران‌های شخصی نیاز است... چه شما در بحران میانسالی یا در بحران شغلی گرفتار شده باشید و چه کشور شما با کودتا توسط نظامیان تصرف شده باشد؛ اصول برای یافتن راه‌حل خروج از بحران و حرکت روبه جلو یکسان است... ملت‌ها برای خروج از تمامی آن بحران‌ها مجبور بودند که ابتدا در مورد وضعیت کنونی‌شان صادق باشند، سپس مسئولیت‌ها را بپذیرند و در نهایت محدودیت‌های‌شان را کنار بزنند تا خود را نجات دهند ...
در ایران، شهروندان درجه یک و دو و سه داریم: شهرنشینان، روستانشینان و اقلیت‌ها؛ ما باید ملت بشویم... اگر روستاییان مشکل داشته باشند یا فقیر باشند؛ به شهر که می‌روند، همه مشکلات را با خود خواهند برد... رشدِ روستای من، رشدِ بخش ماست و رشدِ شهرستانِ ما رشد استان و کشور است... روستاییان رأی می‌دهند، اهمیت جدولی و آماری دارند اهمیت تولیدی ندارند! رأی هم که دادند بعدش با بسته‌های معیشتی کمکشان می‌کنیم ولی خودشان اگر بخواهند مولد باشند، کاری نمی‌شود کرد... اگر کسی در روستا بماند مفهوم باختن را متوجه ...
تراژدی روایت انسان‌هایی است که به خواسته‌هایشان نرسیده‌اند، اما داستان همه‌ی آنهایی که به خواسته‌هایشان نرسیده‌اند، تراژیک به نظر نمی‌آید... امکان دست نیافتن به خواسته‌هامان را همیشه چونان سایه‌ای، پشت سر خویش داریم... محرومیت ما را به تصور و خیال وا می‌دارد و ما بیشتر از آن که در مورد تجربیاتی که داشته‌ایم بدانیم از تجربیات نداشته‌ی خود می‌دانیم... دانای کل بودن، دشمن و تباه‌کننده‌ی رضایتمندی است ...