پیتر کامنزیند یا کامنتسیند [Peter Camenzind]. رمانی از هرمان هسه1 (1877-1962) نویسنده سوئیسی آلمانی‌الاصل، که در 1904 منتشر شده است. هسه با این رمان به نخستین موفقیت ادبی خود دست یافت. او در این اثر، با توجه به سنت رمانتیسم آلمانی، زندگی یک ماجراجوی جوان را حکایت می‌کند که به قصد تسخیر جهان روستای کوچک خود را ترک می‌گوید.

پیتر کامنزیند یا کامنتسیند [Peter Camenzind]. رمانی از هرمان هسه

پتر کامنتسیند تا اندازه‌ای به پتر اشلمیل اثر شامیسو2 (سرگذشت شگفت پتر اشلمیل) شباهت دارد، اما مسائل معنوی تا حدی بر او تأثیر گذاشته است. او ماجراجوی هنر است که از دریچه‌ی زیباشناسی به زندگی می‌نگرد. هسه با واسطه‌ی شخصیت رمانش افکار شخصی خود را درباره‌ی هنر و سرنوشت آن بیان می‌کند. او طرفدار زندگی طبیعی است و مخالف تمدن شهری. تأثرات قهرمانش، به‌ویژه هنگام اقامت در پاریس، روشنگر این ادعاست، هسه به توسط قهرمانش به‌شدت از تمدن غرب انتقاد می‌کند. سرانجام پیتر از زندگی خانه به‌دوشی دست می‌کشد و به روستای کوچک خود بازمی‌گردد و در آنجا به نقش مصلح درمی‌آید. این ترک‌گفتن زندگی پیشین در سیر فکری هسه بسیار گویا و تعیین‌کننده‌ی تحول بعدی در آثار اوست.

مهشید نونهالی. فرهنگ آثار. سروش


1. Hermann Hesse 2. Chamisso

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

تجربه‌نگاری نخست‌وزیر کشوری کوچک با جمعیت ۴ میلیون نفری که اکنون یک شرکت مشاوره‌ی بین‌المللی را اداره می‌کند... در دوران او شاخص سهولت کسب و کار از رتبه ١١٢ (در ٢٠٠۶) به ٨ (در ٢٠١۴) رسید... برای به دست آوردن شغلی مانند افسر پلیس که ماهانه ٢٠ دلار درآمد داشت باید ٢٠٠٠ دلار رشوه می‌دادید... تقریبا ٨٠درصد گرجستانی‌ها گفته بودند که رشوه، بخش اصلی زندگی‌شان است... نباید شرکت‌های دولتی به عنوان سرمایه‌گذار یک شرکت دولتی انتخاب شوند: خصولتی سازی! ...
هنرمندی خوش‌تیپ به‌نام جد مارتین به موفقیت‌های حرفه‌ای غیرمعمولی دست می‌یابد. عشقِ اُلگا، روزنامه‌نگاری روسی را به دست می‌آورد که «کاملا با تصویر زیبایی اسلاوی که به‌دست آژانس‌های مدلینگ از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی رایج شده است، مطابقت دارد» و به جمع نخبگان جهانی هنر می‌پیوندد... هنرمندی ناامید است که قبلا به‌عنوان یک دانشجوی جوان معماری، کمال‌گرایی پرشور بوده است... آگاهیِ بیشتر از بدترشدنِ زندگی روزمره و چشم‌انداز آن ...
آیا مواجهه ما با مفهوم عدالت مثل مواجهه با مشروطه بوده است؟... «عدالت به مثابه انصاف» یا «عدالت به عنوان توازن و تناسب» هر دو از تعاریف عدالت هستند، اما عدالت و زمینه‌های اجتماعی از تعاریف عدالت نیستند... تولیدات فکری در حوزه سیاست و مسائل اجتماعی در دوره مشروطه قوی‌تر و بیشتر بوده یا بعد از انقلاب؟... مشروطه تبریز و گیلان و تاحدی مشهد تاحدی متفاوت بود و به سمت اندیشه‌ای که از قفقاز می‌آمد، گرایش داشت... اصرارمان بر بی‌نیازی به مشروطه و اینکه نسبتی با آن نداریم، بخشی از مشکلات است ...
وقتی با یک مستبد بی‌رحم که دشمنانش را شکنجه کرده است، صبحانه می‌خورید، شگفت‌آور است که چقدر به ندرت احساس می‌کنید روبه‌روی یک شیطان نشسته یا ایستاده‌اید. آنها اغلب جذاب هستند، شوخی می‌کنند و لبخند می‌زنند... در شرایط مناسب، هر کسی می‌تواند تبدیل به یک هیولا شود... سیستم‌های خوب رهبران بهتر را جذب می‌کنند و سیستم‌های بد رهبران فاسد را جذب می‌کنند... به جای نتیجه، روی تصمیم‌گیری‌ها تمرکز کنیم ...
دی ماهی که گذشت، عمر وبلاگ نویسی من ۲۰ سال تمام شد... مهر سال ۸۸ وبلاگم برای اولین بار فیلتر شد... دی ماه سال ۹۱ دو یا سه هفته مانده به امتحانات پایان ترم اول مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه اخراج شدم... نه عضو دسته و گروهی بودم و هستم، نه بیانیه‌ای امضا کرده بودم، نه در تجمعی بودم. تنها آزارم! وبلاگ نویسی و فعالیت مدنی با اسم خودم و نه اسم مستعار بود... به اعتبار حافظه کوتاه مدتی که جامعه‌ی ایرانی از عوارض آن در طول تاریخ رنج برده است، باید همیشه خود را در معرض مرور گذشته قرار دهیم ...