ترجمه دو کتاب «روزشمار دانایی» [Krug chteniya] و «زندگی روزمره در دوره انقلاب فرانسه»[Daily life during the French Revolution] توسط انتشارات نگاه منتشر و راهی بازار نشر شد.

روزشمار دانایی» [Krug chteniya] و زندگی روزمره در دوره انقلاب فرانسه»[Daily life during the French Revolution]

به گزارش خبرنگار مهر، دو کتاب «روزشمار دانایی» نوشته لئو تولستوی و «زندگی روزمره در دوره انقلاب فرانسه»  نوشته جیمز ام. اندرسن [James Anderson] به‌تازگی با ترجمه امید ورزنده و سعید درودی توسط انتشارات نگاه منتشر و راهی بازار نشر شده‌اند.

«روزشمار دانایی» آخرین کتاب تولستوی است که برای اولین‌بار به فارسی ترجمه و منتشر می‌شود. این‌کتاب دربردارند مفاهیم همه کتاب‌هایی است که تولستوی آن‌ها را خوانده و زندگی کرده است. «روزشمار دانایی» حاوی حکمت و اندیشه‌های فلاسفه، متفکران و نویسندگان اعصار مختلف است که تولستوی تلاش کرده با افکار آن‌ها دردهای زندگی و ۱۵ سال پایانی عمر خود را بهبود ببخشد. رسالتی که تولستوی در این‌کتاب داشته، انتقال دانایی و خردورزی به مخاطب است.

این‌کتاب با ۲۷۲ صفحه و قیمت ۵۲ هزار و ۵۰۰ تومان منتشر شده است.

«زندگی روزمره در دوره انقلاب فرانسه» هم اولین‌عنوان از مجموعه «زندگی روزمره» است که این‌ناشر چاپ آن را آغاز کرده است. کتاب‌های این‌مجموعه بناست به موضوعاتی بپردازند که برای خواننده امروزی جذابیت دارند.

انقلاب فرانسه یکی از اتفاقات مهم غرب و جهان است که تاثیر زیادی بر دوران مدرن داشته است. نویسنده این‌کتاب سوالاتی را درباره روزمرگی مردمان روزگار انقلاب فرانسه مطرح می‌کند. جیمز ام. اندرسن زندگی طبقات مختلف جامعه آن‌دوران را کند و کاو می‌کند و به موضوعاتی مثل نگرانی‌ها، دلخوشی‌ها، وضع زندگی، زنان، روستاییان، وضع بهداشت، کارگران، وضع خوراک و پوشاک و ... پرداخته است. مواجهه مردم با دین، سیاست، جنایت و دیگر مقولات، از جمله مسائلی است که نویسنده این‌کتاب به آن‌ها پرداخته است. یکی دیگر از مسائلی که ام. اندرسن به آن‌ها پرداخته، این است که مردم دوران انقلاب فرانسه برای سرگرم‌شدن چه‌کارهایی انجام می‌دادند.

این‌کتاب هم با ۴۶۴ صفحه و قیمت ۹۲ هزار و ۵۰۰ تومان به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...