کتاب «کماندار» [The Archer یا The Way of the Bow] آخرین اثر پائولو کوئیلو است که در سال 2020 منتشر شد و کریستف نیمان آن را تصویرسازی کرده است. این کتاب با عنوان «کمانِ کماندار زندگی است» با ترجمه مسیحا وثیق از سوی نشر شورآفرین منتشر شده است.

کماندار» [The Archer یا The Way of the Bow] پائولو کوئیلو

به گزارش ایلنا، پائولو کوئیلو داستان‌نویسی است که زبانی جهانی دارد و کتاب‌هایش زندگی میلیون‌ها نفر را غنا بخشیده است. او در آخرین کتابش، «کماندار» نشان می‌دهد که زندگانی بدون برقراری ارتباط میان روح و عمل تحقق نمی‌یابد و زندگی‌ای که با ترسِ از طردشدگی و شکست محدود شده باشد بی‌ارزش است. درعوض باید ریسک کرد، شجاعت به خرج داد و سفر غیرمنتظره‌ای را که سرنوشت سر راهمان می‌گذارد پذیرفت. پائولو کوئیلو به واسطه‌ درایت، سخاوت، سادگی و لطفی که او را در جهان به نویسنده‌ای کتاب‌های پرفروش بدل کرده است، چارچوبی برای یک زندگی پربار و غنی فراهم می‌کند که همان: سخت‌کوشی، اشتیاق، انگیزه، اندیشمندی، میل به پذیرفتن شکست و تمایل به ایجاد تغییر است.

کتاب «کمان‌دار» در ابتدا به صورت کتابی الکترونیکی با عنوان پرتغالی «آیین کمان‌گیری» در سال 2003 منتشر شد و نسخه کاغذی آن هم در سال 2020. این کتاب راهنما و آموزنده‌ کوچک با چاپی موردپسند مورد استقبال مخاطبان میلیونی کوئیلو قرار گرفت.

«کماندار» داستان تتسویا است؛ مردی که زمانی به‌خاطر استعداد حیرت‌آورش در کار با تیر و کمان مشهور بوده، اما دیگر در اجتماع حضور ندارد و منزوی شده است، پسربچه‌ای در جست‌وجویش است که سرانجام او را می‌یابد. پسربچه سوالات زیادی در ذهن دارد و تتسویا با نشان‌دادن مسیری که برای یادگیری تیر و کمان طی کرده و اصول زندگیِ معنادار به آن‌ها پاسخ می‌دهد.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...