آخرین بچه برنده‌ شد

11 اردیبهشت 1389

شصت و چهارمین دوره جایزه ادگار آلن پو که به نویسندگان آثار اسرارآمیز تعلق می‌گیرد، برندگان نهایی خود را در 4 بخش معرفی کرد.

به گزارش ایبنا به نقل از سایت این جایزه، در مراسمی که دیشب در هتل هایت نیویورک برگزار شد، برندگان امسال این جوایز معرفی شدند.

در بخش بهترین رمان، جان هارت با رمان «آخرین بچه» به عنوان برگزیده امسال معرفی شد. دیگر نامزدهای راه یافته به این بخش عبارت بودند از : تیم گوترکس برای «دلتنگ شدن»، کاتلین جورج برای رمان «عجایب»، چارلی هوستون برای رمان «هنرهای پررمز و راز برای پاک کردن نشانه‌های مرگ»، جو نسب برای رمان «کیفرها» و مالا نان برای رمان «جایی زیبا برای مردن».
 
در بخش بهترین رمان اول که توسط نویسنده‌ای آمریکایی نوشته شده باشد نیز 6 نویسنده راه یافته بودن که استفانی پنتاف با رمان «سایه گاتهام» به عنوان برنده انتخاب شد. دیوید کریستوفانو، براین گرولی، هیثر گودنکاف، سوفی کیتلفیلد و عتیقه بوک دیگر نامزدهای این بخش بودند.

در بخش بهترین اثر جلد شومیز در رقابت بین 5 نویسنده معرفی شده، مارک استرنج با رمان «پیکر در باد» به عنوان برنده معرفی شد.

و در بخش بهترین اثر بیوگرافی نقادانه نیز از میان 5 اثر نام برده شده، اثری به نام «بزرگ‌ترین نویسندگان جنایی جهان از داستان درونی بزرگ‌ترین کارآگاه‌هایشان می‌گویند» اثر اوتو پنتسلر انتخاب شد.

در این بخش کتاب «قلب شکارشده: زندگی و دوره استفن کینگ» اثر لیزا روگاک و کتاب «همنشینی مصور با استفن کینگ» اثر بیو وینسنت دو رقیب از 4 رقیب دیگر کتاب برنده را تشکیل داده بودند.

این جایزه که از سوی نویسندگان آثار اسرارآمیز آمریکا اهدا می‌شود، از سال 1946 پایه‌گذاری شده است.

از مقررات این مسابقه این است که در بخش اثر اول تنها نویسندگان آمریکایی حق حضور دارند، در حالی که بخش بهترین رمان بین‌المللی است و بهترین اثر از سراسر جهان انتخاب می‌شود.

نویسندگان محدودی بوده‌اند که بیش از یک بار جایزه بهترین رمان را از آن خود کرده‌اند و در این میان «دیک فرانسیس» تنها نویسنده‌ای است که 3 بار در این بخش برنده شده است. او در سال‌های 1970، 1981 و 1996 این جایزه را به خانه برد.

در فهرست ارائه شده امسال نویسندگان زن از جایگاه خوبی برخوردار بودند و یکی از آنها نیز به جمع 4 نویسنده منتخب راه یافت.

بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...