کتاب «کشتی نجات» بسته داستان‌بازی‌های محرمی توسط انتشارات راه یار منتشر و راهی بازار نشر شد.

کشتی نجات نوشته ناهید کریمی و نرگس کاهانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر ، کتاب «کشتی نجات» نوشته ناهید کریمی و نرگس کاهانی و تصویرگری مصطفی نادری‌پور به‌تازگی با همکاری موسسه خانه هم‌بازی توسط انتشارات راه‌یار منتشر و راهی بازار نشر شده است.

این‌کتاب برای ارائه به مربیان و مادران طراحی شده و به‌طور ویژه متناسب با ایام محرم و صفر، همراه با قابلیت استفاده در سایر ایام آماده شده و بازی‌ها و ماجراداستان‌هایی را به مخاطب خود معرفی می‌کند تا لحظات حضور مربی یا مادر را در کنار کودکان در مکان‌هایی مانند هیئت‌ها، مجموعه‌های فرهنگی-تربیتی، کلاس‌ها و... پُربار کند. علاوه بر این، کودکان را با برخی از مفاهیم بنیادی مرتبط با هدف قیام اباعبدالله(ع) آشنا می‌کند و به این منظور، در روندی ماجرایی، وقایعی از دل تاریخ و موقعیت‌هایی در دوران معاصر گزینش شده‌اند که به نحوی با واقعه عاشورا و ایام محرم و صفر پیوند دارند. روایت این وقایع در دنیایی داستان‌گونه، مخاطب کودک و نوجوان را وارد آن ماجرا می‌کند و سپس با بازی‌های حرکتی و هنری، هدف داستان و بازی را در ذهن و جان او ماندگار می‌کند.

این‌کتاب با طراحی ۱۲ بخش مجزا درقالب داستان‌بازی براساس وقایع تاثیرگرفته از عاشورا در جهان اسلام به ارتباط هرچه بیشتر کودکان و نوجوانان با مفهوم قیام امام حسین (ع) کمک می‌کند. در هربخش، مربی بعداز آشنایی با اهداف و واقعه به تعریف داستان و اجرای بازی می‌پردازد. در همه این‌بخش‌ها بازی مکمل ماجرای داستانی است و بچه‌ها با نقش گرفتن در متن واقعه وارد قصه می‌شوند. محتوای کتاب به نحوی است که باخلاقیت والدین و مربیان می‌تواند پاسخگوی نیاز نوجوانان تا سن‌ ۱۶ سالگی نیز باشد.

طراحی بازی‌های این‌کتاب توسط زینب‌السادات حسینی انجام شده است.

این‌کتاب با ۱۲۰ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۳۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...