«نوجوان کامیاب» [The thriving adolescent] نوشته لوئیز هیز و جوزف کیاروچی [Joseph Ciarrochi and Louise L. Hayes] منتشر شد.

نوجوان کامیاب» [The thriving adolescent]  لوئیز هیز و جوزف کیاروچی [Joseph Ciarrochi and Louise L. Hayes]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، انتشارات ارجمند کتاب «نوجوان کامیاب» را با ترجمه سمانه معین و مریم مظاهری روانه بازار کتاب کرده است. اگر با نوجوانان کار می‌کنید می‌دانید که آنها در جریان تلاش برای شکل دادن به هویت خود، با فشارها و نگرانی‌های منحصربه‌فردی مواجه می‌شوند. ابهام‌ها و چالش‌هایی که نوجوانان در رابطه با مدرسه، دوستان، خانواده، یا هویت خود تجربه می‌کنند طاقت‌فرسا است و اغلب در مواجهه مولد و مؤثر با چنین استرس‌هایی، فاقد ابزارهای روان‌شناختی هستند. نوجوان کامیاب، بر مبنای درمان پذیرش و تعهد و روانشناسی مثبت‌گرا، فنون قوی ارائه می‌دهد تا به‌واسطه آن‌ها نوجوانان در راستای مدیریت هیجانات، تماس با ارزش‌ها، به کارگرفتن ذهن‌آگاهی و توسعه روابط سالم گام بردارند.

کتاب شامل کاربرگ‌ها، تمرین‌ها و سناریوهایی است که برکمک به نوجوانان متمرکز هستند تا بتوانند به هنگام گذر به بزرگسالی، ابزارهای موردنیازشان را توسعه دهند. کتاب حاضر منبعی ضروری برای هر شخصی است که تلاش می‌کند تا به کامیاب شدن نوجوانان کمک کند.

این کتاب در 368 صفحه با قیمت 92 هزار تومان ارائه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...