«نوجوان کامیاب» [The thriving adolescent] نوشته لوئیز هیز و جوزف کیاروچی [Joseph Ciarrochi and Louise L. Hayes] منتشر شد.

نوجوان کامیاب» [The thriving adolescent]  لوئیز هیز و جوزف کیاروچی [Joseph Ciarrochi and Louise L. Hayes]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، انتشارات ارجمند کتاب «نوجوان کامیاب» را با ترجمه سمانه معین و مریم مظاهری روانه بازار کتاب کرده است. اگر با نوجوانان کار می‌کنید می‌دانید که آنها در جریان تلاش برای شکل دادن به هویت خود، با فشارها و نگرانی‌های منحصربه‌فردی مواجه می‌شوند. ابهام‌ها و چالش‌هایی که نوجوانان در رابطه با مدرسه، دوستان، خانواده، یا هویت خود تجربه می‌کنند طاقت‌فرسا است و اغلب در مواجهه مولد و مؤثر با چنین استرس‌هایی، فاقد ابزارهای روان‌شناختی هستند. نوجوان کامیاب، بر مبنای درمان پذیرش و تعهد و روانشناسی مثبت‌گرا، فنون قوی ارائه می‌دهد تا به‌واسطه آن‌ها نوجوانان در راستای مدیریت هیجانات، تماس با ارزش‌ها، به کارگرفتن ذهن‌آگاهی و توسعه روابط سالم گام بردارند.

کتاب شامل کاربرگ‌ها، تمرین‌ها و سناریوهایی است که برکمک به نوجوانان متمرکز هستند تا بتوانند به هنگام گذر به بزرگسالی، ابزارهای موردنیازشان را توسعه دهند. کتاب حاضر منبعی ضروری برای هر شخصی است که تلاش می‌کند تا به کامیاب شدن نوجوانان کمک کند.

این کتاب در 368 صفحه با قیمت 92 هزار تومان ارائه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

دختر به پدر می گوید: برای تو همه جا میدون جنگه، ولی برای من نه... درباره‌ی یک زخم ناسور ملی ست، که این بار، از یک دعوای مضحک دونفره، سر باز کرده است. یک زخمی قومیتی، یک زخم مذهبی، یک زخم به پشتوانه‌ی سالها جنگ داخلی... فهمیدن اینکه همیشه و همه جا و در برابر همه کس نیاز به روحیه جنگاوری و سلحشوری نیست، و هر اختلافی را نباید تبدیل به جنگ حیثیتی کرد؛ سخت است ولی لازم ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...