انتشارات ارجمند کتاب «احساس گناه؛ اندیشه‌هایی در روان‌کاوی» [Guilt] نوشتۀ کالو سینگ [Kalu Singh] را با ترجمۀ رحمان شیخ هادی روانۀ بازار کتاب کرد.

احساس گناه؛ اندیشه‌هایی در روان‌کاوی» [Guilt] نوشتۀ کالو سینگ [Kalu Singh]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، مجموعه «اندیشه‌هایی در روان‌کاوی» به مفاهیم روان‌کاوانه می‌پردازد و ارتباط آن‌ها را با زندگیِ روزمره، و قابلیت استفاده از این مفاهیم در درک ماهیت جامعه و فرهنگ انسانی را تبیین می‌کند.

احساس گناه تجربه‌ای منحصراً انسانی است، و یکی از بُن‌مایه‌های اصلیِ کاوش در تصورات انسان است، و از گذشته و تراژدی‌های یونانی گرفته تا تیتر اخبار مربوط به زمانة ما دربارة محکومیت قاتلان و کسانی که با کودکان بدرفتاری کرده‌اند حضور دارد.

احساسِ گناه در دنیای واقعیِ خطاهای اخلاقی برای حفظ پیوستگی جامعه ضروری به نظر می‌رسد، اما بسیاری از افراد هم احساس گناهی را تجربه می‌کنند که بر اساس ارزش‌های خودآگاهانة آنان قابل‌توجیه نیست.

این احساسات از کجا می‌آیند؟ از دیدگاهِ روان‌کاوی، این شکلِ روان‌نژندانة احساس گناه از دوران کودکی و احساسات ناخودآگاهِ دوسوگرای کودک نسبت به بازنماییِ درونیِ نمودگارهای والدینی او منشأ می‌گیرد. به یک تعبیر، احساس گناه وقتی اتفاق می‌افتد که احساساتِ ناخودآگاهِ جنسی، پرخاشگرانه و ویرانگرِ کودک با ترس از نابود کردنِ منبع عشق و امنیتِ او در تعارض قرار می‌گیرند.

نویسنده‌ی این کتاب اندیشه‌های روان‌کاوانه‌ی مرتبط با احساس گناه را توضیح داده، و در ادامه حالات ذهنی ناشی از احساس گناه روان‌نژندانه در دوران بزرگ‌سالی، و تأثیر آن بر جامعه و فرهنگ را تبیین می‌کند.

این کتاب در ۹۶ صفحه با قیمت ۲۳ هزار تومان در کتاب‌فروشی‌ها قابل دسترسی است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...