کتاب «مبانی و منابع فلسفه حقوق در قرآن» تألیف سعید داودی از سوی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی منتشر شده است.

مبانی و منابع فلسفه حقوق در قرآن سعید داودی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، پرسش اصلیِ تحقیق این است که «فلسفه حقوق از دیدگاه قرآن در بخش مبنا و منبع حقوق چیست؟» به دنبال آن، در بحث از مبنای حقوق، پرسش‌های فرعی شکل می‌گیرد. برای مثال، آیا قرآن فطرت و حقوق فطری را مبنا می‌داند یا دریافت‌های قطعی عقل و مصالح و مفاسد را یا تشخیص عرف را و یا، فراتر از همه این موارد، قرآن کریم مبنای خاص خود را در مبنای حقوق دارد؟ دیدگاه‌های معروف معاصر در مبانی حقوق کدام است؟ آیا در قرآن، علاوه بر بیان دیدگاه الهی در مبنای حقوق، دیگر مبانی هم مورد اشاره و احیاناً مورد نقد قرار گرفته است؟ بیان قرآن در تبیین مبنای خود بر چه ادله‌ای استوار است؟ آیا با مبانیِ انسان‌شناختی و جهان‌شناختی ارتباطی دارد؟ آیا ضعف درک حقایق هستی و به‌ویژه جهان پسین از سوی انسان در اتخاذ این مبنا دخیل است؟ و….

پس از روشن‌شدن مبنای حقوق از دیدگاه قرآن، جای این پرسش است که راه دستیابی به این مبنا (= منبع یا منابع حقوق) چیست؟ مثلاً اگر مبنا فطرت باشد، چگونه می‌توان آن را کشف کرد تا تبدیل به قاعده‌ای حقوقی شود؟ آیا راه کشف آن تنها عقل است و اگر عقل است محدوده درک عقل و ورود به کشف تا کجاست؟ آیا عقلِ قطعی تنها ملاک این تشخیص است یا درکِ ظنی نیز در این فرایند معتبر است؟ آیا عقل توان درک همه‌گونه مقررات را در تمام ابعاد زندگیِ بشر دارد یا تنها به کلیات از قواعد با توجه به مبنا دسترسی دارد؟ اگر مبنای حقوق اراده حکیمانه شارع باشد، راه کشف این اراده چگونه است؟ آیا قرآن راه کشف این مبانی را بیان کرده است؟ در صورت مثبت‌بودن، چه راه‌هایی را مشخص کرده است؟ در این میان، آیا تفاوتی میان فرقه‌های مختلف اسلامی در منابع حقوق قرآن و در حقیقت اسلام وجود دارد؟ منابع مورد اتفاق و منابع مورد اختلاف کدام‌اند؟ به عبارت دیگر، منابع واقعی و منابع ادعاییِ کشف مبنای حقوق، قواعد و مقررات حقوقیِ اسلام چیست؟

این موضوعات در این کتاب مورد توجه مولف بوده و به آن‌ها پاسخ داده شده است. در فصل اول تحت عنوان کلیات به اموری همانند مفاهیم، ماهیت‌شناسی، اهمیت و مباحث فلسفه حقوق و همچنین اقسام و شاخه‌های حقوق پرداخته شده است. در فصل دوم، به تبیین مکاتب معروف حقوق معاصر درباره مبانی حقوق پرداخته شده. نخست اَنظار حقوقدانان غیرمسلمان مورد بررسی قرار گرفته و نقد شده است، آن‌گاه به مبانی حقوق از دیدگاه حقوقدانان مسلمان پرداخته شده است. در این رابطه، دیدگاه‌هایی همچون مبنای فطرت، عرف، عقل و عدالت مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. در تمامی این بحث‌ها، علاوه بر تحلیل عقلی، پاسخ‌هایی با بهره‌گیری از آموزه‌های وحیانی داده شده است. در فصل سوم، نخست نظریه مورد اختیار نگارنده، با استفاده از انظار دانشمندان اسلامی، طرح و بررسی شده و برای آن پنج دلیل اقامه گردیده است، آن‌گاه تأثیر مبنای مختار بر منابع و روش‌شناسی حقوق مورد بررسی قرار گرفته است.

با توجه به شبهه‌ای که درباره فقه اسلامی و به تبع آن حقوق اسلامی مطرح است که زبان فقه اسلامی زبان تکلیف است (درحالی‌که امروزه در دنیای حقوق، زبان حق و مطالبه‌گری اصالت دارد)، در ادامه‌ این فصل به تحلیل و بررسیِ این شبهه پرداخته شده است. در فصل چهارم، منابع حقوق در قرآن مورد بررسی قرار گرفته است، یعنی منابعی که به کمک آن می‌توان به مبنای حقوق که از نظر محقق اراده حکیمانه شارع است دست یافت. در این فصل، نخست منابع مورد پذیرش مانند کتاب و سنت و… مورد بررسی قرار گرفته و به شبهات مربوط به هریک پاسخ داده شده است و در مرحله بعد، منابع ادعایی مانند قیاس و استحسان و مصالح مرسله و… مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.

کتاب «مبانی و منابع فلسفه حقوق در قرآن» تألیف سعید داودی حجت‌الاسلام والمسلمین به قیمت ۶۰۰۰۰ تومان در ۳۴۸ صفحه منتشر شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...