اندوهی که همچون غبار بر میز و اشیای خانگی دیگر می‌نشیند و گاه تمام سطرهای شعر را در بر می‌گیرد و البته از خلال این غبار، گاه رنگ‌هایی شاد آشکار می‌دهند و آفتابی را بر سطرهای شعر می‌تابانند... در کدام حادثه بود/ که ما/ سبد سیب سرخ/ و کبوتر سفیدمان/ را/ باختیم/ لحن ما در پاییز/ از زردی برگ‌ها/ تغییر کرده بود/ و حاجت‌های ما/ دو سبد سیب سرخ/ و پرهای/ آبی رنگ کبوتران/ بود/ که از رنگ مهتاب/ آبی شده بودند.

در کنار این حوادث | شرق

«دفترهای واپسین» عنوان تازه‌ترین مجموعه اشعار احمدرضا احمدی است که به تازگی از طرف کتاب نشرنیکا در هفت دفتر منتشر شده و هر دفتر شامل یک عنوان فرعی است؛ «به رنگ آبی» عنوان دفتر اول این مجموعه، «به رنگ پرتقالی» عنوان دفتر دوم، «به رنگ زرد» عنوان دفتر سوم، «به رنگ سبز» عنوان دفتر چهارم، «به رنگ آبی آسمان» عنوان دفتر پنجم، «به رنگ آبی دریا» عنوان دفتر ششم و «به رنگ آبی نیلی» عنوان دفتر هفتم این مجموعه است.

«دفترهای واپسین» مجموعه اشعار احمدرضا احمدی
در این هفت دفتر عناصر و دغدغه‌های آشنای شعرهای پیشین احمدرضا احمدی به خوبی قابل تشخیص است. اشیای خانگی، کوچه‌های بارانی، کامواهای رنگی، میوه‌ها، چای‌هایی که سرد می‌شوند، میزهای صبحانه، عبور و مرور قطارها، نگرانی از جنگ‌ها و فجایع، بلایای طبیعی و حوادث گوناگون، عشق، مرگ، ملال، حسرت و روابط روزمره را می‌توان اصلی‌ترین عناصر دفترهای واپسین به شمار آورد و به تمام اینها باید اندوهی را افزود که همچون نخی نامرئی از خلال این عناصر می‌گذرد و آنها را به هم متصل می‌کند.

اندوهی که همچون غبار بر میز و اشیای خانگی دیگر می‌نشیند و گاه تمام سطرهای شعر را در بر می‌گیرد و البته از خلال این غبار، گاه رنگ‌هایی شاد آشکار می‌دهند و آفتابی را بر سطرهای شعر می‌تابانند. احمدرضا احمدی شاعری است که مضامین شعری‌اش را از خلال تصویرهای آشنای روزمره بیان می‌کند.

در شعر او گاه جزییات به چشم نیامدنی و عادی زندگی روزمره، زیر ذره‌بین نگاه شاعر قرار می‌گیرند و زبان شعر احمدی نیز دقیقا متاثر از این طرز نگاه و مضامینی است که در این زبان بیان می‌شوند. همانطور که از عنوان‌های فرعی هر دفتر هم پیداست، در دفترهای واپسین، رنگ‌ها حضوری چشمگیر دارند.

مثل این سطرها که در پشت جلد دفتر اول، با عنوان به رنگ آبی، درج شده است: «در کدام حادثه بود/ که ما/ سبد سیب سرخ/ و کبوتر سفیدمان/ را/ باختیم/ لحن ما در پاییز/ از زردی برگ‌ها/ تغییر کرده بود/ و حاجت‌های ما/ دو سبد سیب سرخ/ و پرهای/ آبی رنگ کبوتران/ بود/ که از رنگ مهتاب/ آبی شده بودند.»

«دفترهای واپسین» عنوان تازه‌ترین مجموعه اشعار احمدرضا احمدی

دفترهای واپسین را کتاب نشر‌نیکا منتشر کرده است. آنچه می‌خوانید شعری است به نام در کنار این حوادث، از دفتر سوم مجموعه دفترهای بازپسین:

«وقتی/ کارگردان/گفت: نور و صدا/ نصف جهان را/ آب گرفته بود/ و نصف دیگر جهان/ قرار بود/ قطره قطره/ در لیوان شکسته/ ریخته شود/ ما در آن هنگام/ در کجای جهان/ ایستاده بودیم/ کم‌کم قطعی می‌شد/ که ما از مرگ/ رسته بودیم/ و اکنون با خیال راحت/ و خاطری شاد/ به صرف صبحانه/ مشغول هستیم/ در کنار ما/ دو جوان عاشق/ هم شدند/ و/ دو جوان/ از گرما یا سرما/ جان باختند/ ما هم/ می‌خواستیم/ در کنار این حوادث/ به ظاهر آشنا/ آواز بخوانیم/ وقایع هر لحظه/ که رخ می‌داد/ ما را از حرمانی/ به حرمانی دیگر/ می‌برد/ صدای سوت قطار/ تمامی نداشت/ در جمع شنیده می‌شد/ دل‌مان خوش بود/ که در ظهرها/ آفتاب طعم/ توت فرنگی/ دارد.»

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...