آقای د. استاد زبانهای رومیایی و فرستاده جمهوری‌خواهان اسپانیایی است که برای سفارش زغال به انگلستان می‌آید؛ مأموریتی که فرستاده حزب مخالف نیز درصدد انجام آن است... به زنی به نام رُز کالن دل می‌بندد که بیشتر از سر ترحم است تا عشق. سپس در کنار خدمتکاری به نام الس امنیت ناشی از اعتماد متقابل را احساس می‌کند... قتل الس او را تغییر می‌دهد.

مامور مخفی (مامور معتمد) | گراهام گرین
مأمور مخفی
(مامور معتمد)
[The Confidential Agent]. رمانی از گراهام گرین (1) (1904-1991)، نویسنده انگلیسی، که در شش هفته نوشته شد و در 1939 انتشار یافت. این اثر ‌که ملهم از جنگ اسپانیا است، از جمله آثاری است که نویسنده «سرگرمی» می‌خواند و از خواننده دعوت می‌شود تا از طریق ماجراهای مردی که تحت تعقیب است، بعضی جنبه‌های مختلف زندگی شخصی خود را در آن بیابد. رمان جاسوسی سرشار از دلهره و دلربایی و هفت‌تیرکشی است. آقای د. استاد زبانهای رومیایی و فرستاده جمهوری‌خواهان اسپانیایی است که برای سفارش زغال به انگلستان می‌آید؛ مأموریتی که فرستاده حزب مخالف نیز درصدد انجام آن است. داستان آهنگ جنون‌آمیزی دارد و حوادث همه از دید آقای د. شرح داده می‌شود و نقطه نظر خواننده محدود به دید اوست. بینش و فلسفه او نیز از آن نویسنده است؛ این بینش انسان در محاصره مظهر جهان کاتولیک است که فقط از نگاه خداوند قابل فهم است. انسانها، مانند ک. یا دکتر لیـ.، درگیری بدبینی دائمی‌اند و چه با دروغ و چه با توهم، یکدیگر را به فساد می‌کشانند. دکتر د. دائم در فکر مرگ همسر خود است و «عقده گربه» نیز آزارش می‌دهد (در یک بمباران هوایی با گربه‌ای در زیر آوار مانده بود)، با این همه به زنی به نام رُز کالن (2) دل می‌بندد که بیشتر از سر ترحم است تا عشق. سپس در کنار خدمتکاری به نام الس (3) امنیت ناشی از اعتماد متقابل را احساس می‌کند. قتل الس او را تغییر می‌دهد: از انسان تحت تعقیب به مجری عدالت تبدیل می‌شود. اما چون قهرمان هدفی از دست رفته و باخته است، شکست می‌خورد. در این رمان، گرین به توصیف فضای شهر لندن می‌پردازد؛ شهری سعادتمند در آستانه جنگ که رنگین از تک‌گویی درونی شخصیتهای کتاب است. ولی بدی در همه‌جا وجود داشته و جزء جدایی‌ناپذیر وضعیت بشری است. چنین است درس این اثر بدبینانه که عنوان «موریاک (4) آن سوی مانش» را برای گرین به ارمغان آورد.

صفیه اصفیا (روحی) . فرهنگ آثار. سروش

1.Graham Greene 2.Rose Cullen 3.Else 4.Mauriac

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

نباید دموکراسی را پیشکشی بدانیم که به ودیعه نهاده شده است؛ بلکه چیزی است که ما خودمان باید اینجا بسازیم... دو ماه بعد از انتشار ممنوع شدند... تمایلی برای بی‌توجهی به گذشته وجود دارد. حال آنکه ما حاصل گذشته‌ایم... بیداد خارجی همیشه پشتیبان بیداد بومی بوده... سیاهان در مبارزه‌شان علیه نژادپرستی انگلستان با فهماندن حق سکونتشان می‌گویند: «ما اینجا هستیم، چون شما آنجا بودید». ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...