کتاب «چگونه یونگ بخوانیم»  [How to read Jung] اثر دیوید تیسی [David Tacey] منتشر شد.

چگونه یونگ بخوانیم»  [How to read Jung] دیوید تیسی [David Tacey]

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «چگونه یونگ بخوانیم» تالیف دیوید تیسی با ویراستاری سایمون کریچلی و ترجمه سپیده حبیب از سوی نشر نی منتشر شده است.

دیوید تیسی (1953- ) نویسنده و محقق بین رشته ای عمومی استرالیایی است. او استاد برجسته ادبیات در دانشگاه لا تروب ملبورن و استاد پژوهش در مرکز مسیحیت و فرهنگ استرالیا در کانبرا است.

ناشر در معرفی این اثر آورده است:

یونگ نخستین ضدروانپزشک بود که باور داشت بیمار واقعی، فرد دردمند نیست، بلکه تمدن غربی است که ناخوش و رنجور شده است. هدف حقیقی او در همه‌ی آثارش درمان دنیای غرب بود.
دیوید تِیسی در چگونه یونگ بخوانیم رویکرد و سبک منحصربه‌فرد یونگ را ــ که هم‌زمان هم علمی و هم پیش‌گویانه است ــ به خواننده معرفی می‌کند. او به بررسی درونمایه‌های بنیادین موجود در کانون روان‌شناسی یونگ می‌پردازد و دیدگاه پویه‌نگر کمال را ــ که به آثار یونگ الهام و انگیزه می‌بخشد ــ تفسیر می‌کند.

سپیده حبیب مترجم این اثر، متولد ۱۳۴۹ در تهران است. او فعال در زمینه روانپزشکی و ترجمه آثار در این حوزه است و به‌خاطر ترجمه آثار «اروین د. یالوم» در ایران شهرت دارد.

«چگونه یونگ بخوانیم» اثر دیوید تیسی در 168 صفحه و قیمت 38 هزارتومان در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...