ترجمه کتاب «نمی‌گذارم کسی اعصابم را بهم بریزد» [How to keep people from pushing your buttons] اثر آلبرت الیس [Albert Ellis] و آرتور لانگ در نسل نواندیش منتشر شد.

نمی‌گذارم کسی اعصابم را بهم بریزد» [How to keep people from pushing your buttons] اثر آلبرت الیس [Albert Ellis]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، معمولا شرایطی در زندگی همه انسان‌ها پیش می‌آید که اطرافیانشان باعث می‌شوند انرژی درونی آنها کاهش یابد. این اطرافیان می‌توانند دوست، همکلاسی یا همکارمان باشند. این کاهش انرزی درونی ممکن است به هردلیلی ما را از خود واقعی مان دور کند و بهم ریختگی اعصابمان را به همراه داشته باشد.

شاید اطرافیانمان به ندرت دلیل ناخوشی ما باشند، اما گاهی این خود ما هستیم که به اطرافیانمان اجازه می‌هیم اعصابمان را بهم بریزند. از این رو این یک مهارت است که بتوانیم انسانی فعال، باشور و بانشاط باشیم و به کمتر کسی اجازه دهیم که هاله درونی انرژی مان را کاهش دهد. کتاب «نمی‌گذارم کسی اعصابم را بهم بریزد» اثر آلبرت الیس و آرتور لانگ مهارت بانشاط بودن را به ما می‌آموزد. این کتاب با ترجمه شمس الدین حسینی و الهام آرام نیا در انتشارات نسل نواندیش منتشر شد.

[این کتاب در 280 صفحه و با قیمت 72هزار تومان منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...
مدیر کارخانه خبردار می‌شود که یکی از آشنایانش، به نام مهندس مارکو ماشینی ساخته است به اسم کاربوراتور که می‌تواند از خود ماده، جوهر ازلی آن را بیرون بکشد: «مطلق»... پدیده‌های عجیبی تولید می‌شوند: رخدادهای دینی مانند گرایش‌های مذهبی، وعظ و خطابه، معجزات و حتی انواع تعصبات مذهبی... هواخواهان خدای روی کشتی لایروبی! با طرفداران خدای میدان تربیت اسب! درگیر می‌شوند... کلیسای رومی که از آغاز با مطلق مخالفت داشت، سرانجام آن را می‌پذیرد ...
شناخت و نقد ساختار آموزشی چین... با بهره‌گیری از محدودسازی آموزش به ارزیابی‌های کمی و هم با تاثیرگذاری سیاسی- ایدئولوژیک بر اندیشه‌های نوآموزان، آنها را از خلاقیت و آفرینشگری در گستره‌های گوناگون باز می‌دارد... برخی سیاستمداران و روزنامه‌نگاران نامدار امریکا خواستار الگوبرداری از چین در زمینه آموزش شده‌اند!... در چین نیز عبور از سد کنکور که «گائوکائو» نامیده می‌شود آسان نیست ...
ده دلیل برای امید به آینده... ما همیشه داریم علیه زمانِ حال در آرزوی بازگشت به گذشته طلایی می‌اندیشیم... این نزدیک‌بینی تاریخی برای گونه بشر منافع تکاملی دارد و در طول میلیون‌ها سال شکل گرفته است تا خطرات نزدیک بسیار مهم‌تر و جدی‌تر جلوه کنند و باعث هوشیاری انسان برای فرار یا غلبه بر آنها شوند... این مکانیسم تکاملی محمل مناسبی برای سوءاستفاده افراد و گروه‌ها و حکومت‌هایی می‌شود که برای پیشبرد اهداف خود نیاز به ایجاد ترس یا خلق دشمنان و خطرات خارجی دارند ...