چاپ سوم کتاب «فلسفه عشق» [Philosophy of love: a partial summing-up‬] نوشته اروینگ سینگر[Irving Singer] با ترجمه میثم محمدامینی منتشر شد.

فلسفه عشق» [Philosophy of love: a partial summing-up‬]  اروینگ سینگر[Irving Singer]
به گزارش کتاب نیوز، اروینگ سینگر فیلسوف امریکایی متولد ۱۹۲۵ است. سینگر در این کتاب که چکیده‌ای جامع درباره تاریخ مفهوم عشق است، چشم‌اندازی کلی از یکی از دشوارترین و جذاب‌ترین مفاهیم انسانی به‌دست می‌دهد. نسخه انگلیسی این کتاب در سال 2009 منتشر شده است.

او درباره پیوند فلسفه و هنر چنین می‌اندیشد:«هرگز در پی آن نبوده‌ام که یک توصیف علمی تقریبی از عشق یا رابطه جنسی یا هر چیز دیگر به دست دهم. ماهیت عشق، محبت، دوستی، رابطه جنسی و تمام روابط دیگری که انسان‌ها ارزش بالایی برایشان قائلند، بستری باز و وسیع دارد.»

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:
«امروز وقتی که مردم عشق رمانتیک را یگانه شکل عشق تلقی می‌کنند، در واقع این باور را پذیرفته‌اند که دلبستگی مشتاقانه و پرحرارت یگانه چیزی است که به زندگی ارزش زیستن می‌دهد. این اندیشه‌ای تماما رمانتیک است. در عشق شهسوارانه، یعنی برداشتی که در سده‌های میانه از مفهوم عشق وجود داشت، چنین چیزی یافت نمی‌شود.»

چاپ سوم «فلسفه عشق» نوشته اروینگ سینگر با ترجمه میثم محمدامینی در 134 صفحه و با قیمت ۱۹۰۰۰ تومان توسط فرهنگ نشر نو و آسیم منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...