یازدهمین چاپ ترجمه عبدالرحیم احمدی از نمایشنامه «زندگی گالیله» [Life of Galileo (Leben des Galilei)] اثر برتولت برشت توسط انتشارات نیلوفر منتشر شد.

نمایشنامه زندگی گالیله» [Life of Galileo (Leben des Galilei)]  برتولت برشت

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات نیلوفر یازدهمین چاپ ترجمه عبدالرحیم احمدی از نمایشنامه «زندگی گالیله» اثر را با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه، ۲۸۸ صفحه و بهای ۶۵ هزار تومان منتشر کرد. چاپ دهم این ترجمه سال ۱۳۹۷ با شمارگان ۵۵۰ نسخه و بهای ۳۳ هزار تومان منتشر شده بود. این ترجمه را پیشتر نشر اندیشه منتشر می‌کرد که از سال ۱۳۸۵ حق چاپ آن به انتشارات نیلوفر واگذار شد.

احمدی این نمایشنامه را از روی ترجمه فرانسوی آن به قلم پی‌یر آبراهام به فارسی برگرداند و کیکاوس جهانداری نیز آن را متن آلمانی مقابله کرد. این نمایشنامه با ترجمه حمید سمندریان و کاوه کردونی نیز ترجمه شده که برگردان این دو مترجم مستقیما از روی متن آلمانی بوده است. عبدالرحیم احمدی، مترجم و نویسنده متولد ۱۳۰۴ بود که پیش از انقلاب به آمریکا مهاجرت کرد و در خرداد ۱۳۹۹ در کانادا درگذشت. 

«زندگی گالیله» با اقتباس برشت از روی زندگی گالیو گالیله یکی از قهرمانان علمی قرون وسطی در پانزده پرده نوشته شد و نشان دهنده عمق مشکلات دانشمندان در فضای علمی قرون وسطی است. گالیله با ساخت تلسکوپی تحقیقات وسیعی را در علم نجوم آغاز کرد. او با تلسکوپ دست‌ساخت خود به سیر در سماوات و مطالعه سطح ماه پرداخت و سیاره‌هایی نیز کشف کرد و در نهایت به این نتیجه رسید که نظریات کوپرنیک مبنی بر مرکزیت نداشتن زمین در کهکشان و… صحیح است.

کشفیات او با نجوم ارسطویی که در قرون وسطی مقدس شمرده می‌شد و همچنین مطالب کتاب مقدس منافات داشت؛ به همین دلیل هرچند این نظریات تحولی را در علوم موجب می‌شد، اما کار گالیله را به دادگاه تفتیش عقاید کشاند. در این دادگاه گالیله ناچار شد برای زنده ماندن و نسوختن در آتش تکفیر کاردینال‌ها، عقاید خود را انکار کرده و از کشفیات مهم خود توبه کند. او پس از توبه توسط دادگاه تبعید شد. با این اوصاف اما گالیله ثابت کرد که در علوم امر مقدس وجود ندارد و همیشه باب گفت‌وگو درباره علوم و به چالش کشیدن نظریات و کشفیات قبلی باز است.

به باور بسیاری از منتقدان «زندگی گالیله» پخته‌ترین اثر برشت است. این نمایشنامه که در سال ۱۹۳۸ نوشته شد، سرشار از دیالوگ‌های ماندگار است و شاید مشهورترین این دیالوگ‌ها «بدبخت ملتی که نیاز به قهرمان دارد» باشد. برشت در این نمایشنامه به زیبایی هرچه تمامتر مشکلات دانشمندان قرون وسطی و مصائب کار علمی در فضایی را که آزاد اندیشی وجود ندارد، در قالب اثری نمایشی شرح می‌دهد.

برشت این نمایشنامه را پس از آنکه مارکسیست شد، به رشته تحریر درآورد. اولین پرده نمایشنامه از سحرگاه شروع می‌شود. در آن زمان گالیله چهل‌وشش سال دارد. آخرین پرده در تاریکی شب روایت می‌شود و گالیله هفتادوسه سال دارد. قسمت‌هایی از این نمایشنامه را با هم می‌خوانیم که شرح گفت‌وگوی گالیله با تیپ‌هایی از اهالی علم در قرون وسطی است. شخصیت آندره‌آ، در این نمایشنامه شاگرد گالیله است. گالیله می‌خواهد دانشمندان خود در تلسکوپ به مشاهده فضا پرداخته و به درستی نظریاتش پی ببرند، اما آنها حاضر به این کار نمی‌شوند.

آندره‌آ [چهار پایه کنار دوربین را نشان می‌دهد] لطفا بفرمایید اینجا بنشینید.

فیلسوف متشکرم. فرزندم، می‌ترسم کار به این سادگی نباشد. آقای گالیله پیش از آنکه به دوربین معروف شما بپردازیم، مایل هستیم بحثی را آغاز کنیم؛ و اما موضوع بحث: آیا اصولا چنین سیاره‌هایی می‌توانند وجود خارجی داشته باشند؟

ریاضی‌دان یک بحث رسمی.

گالیله من گمان می کردم شما خیلی راحت توی دوربین نگاه کرده و متقاعد می‌شوید.

آندره‌آ بفرمایید اینجا.

ریاضی‌دان البته بی‌شک شما می‌دانید که طبق نظریه قدیمی این امکان وجود ندارد که ستارگان غیر از زمین گرد ستاره‌ دیگری بچرخند و هیچ سیاره‌ای هم وجود ندارد که نقطه اتکایی نداشته باشد.

گالیله بله.

فیلسوف من بی‌آنکه از امکان وجود چنین ستارگانی که گویا استاد ریاضی به آن به دیده تردید نگاه می‌کند حرفی بزنم، می‌خواستم در کمال فروتنی از دیدگاه فلسفی سوالی مطرح کنم. آیا به وجود چنین ستارگانی نیاز هست؟ آریستوتلیس دیوینی اونیورسوم…

گالیله بهتر نیست به زبان ساده سخن بگوییم؟ همکار من آقای فدرتسونی لاتین نمی‌داند.

فیلسوف آیا مهم است که بفهمد ما چه می‌گوییم؟

گالیله بله.

فیلسوف می‌بخشید، گمان می‌کردم این آقا تراشگر عدسی‌های شماست.

آندره‌آ آقای فدرتسونی هم تراشگر عدسی‌ساز است و هم دانشمند.

فیلسوف متشکرم فرزندم. اگر آقای فدرتسونی اصرار دارند که…

گالیله من اصرار دارم.

فیلسوف در این صورت شکوه و شفافیت استدلال از بین می‌رود؛ اما چه می‌توان کرد، هرچه باشد خانه شماست. آن تصویر کیهانی که ارسطوی الهی مجسم کرده است، با افلاک آهنگین اسرارآمیز و گنبدهای مینایی و مدارات اجسام سماوی و آسمانی زاویه‌ مدار شمسی و رموز زیج سیارات و فهرست صور فلکی نیمکره جنوبی و بنای روشن فلک اطلس، آنچنان زیبا و منظم است که باید از دست زدن و بهم ریختن این توازن و هماهنگی جدا خودداری کرد.

گالیله چه می‌شود اگر والاحضرت خود این ستاره‌هایی را که وجودشان ناممکن و غیرضروری است، به کمک این دوربین مشاهده کنند؟

ریاضی‌دان شما آدم را ناچار می‌کنید تا در جواب بگوید: آیا دوربینی که ستاره‌ای را نشان می‌دهد که وجود خارجی ندارد، می‌تواند وسیله قابل اطمینانی باشد؟

گالیله منظورتان چیست؟

ریاضی‌دان آقای گالیله به نظرم لازم است دلایلی را که موجب گشته فرض کنید ستارگان بدون هیچ اتکایی می‌توانند در حرکت باشند، برایمان توضیح دهید.

فیلسوف استدلال آقای گالیله، استدلال.

گالیله استدلال؟ هنگامی که با یک نظر به ستارگان و یادداشت‌هایم این پدیده ثابت می‌شود، دیگر چه استدلالی؟ آقای عزیز، بحث ما دارد بی‌مزه می‌شود.

ریاضی‌دان اگر یقین داشتم که بیش از این عصبانی نمی‌شوید، می‌گفتم که آنچه در دوربین شماست و آنچه در آسمان است، یکی نیست.

فیلسوف از این مودبانه‌تر نمی‌شود اظهارنظر کرد.

فدرتسونی شما خیال می‌کنید که ما ستارگان مدیسی را روی عدسی نقاشی کرده‌ایم؟

گالیله شما می‌خواهید بگویید که این یک حیله است؟

ریاضی‌دان بی‌شک دستگاه شما چه فرزندتان باشد چه فرزند خوانده‌تان، در هر صورت بسیار ماهرانه ساخته شده است.

فیلسوف آقای گالیله، ما کاملا مطمئن هستیم که نه شما و نه هیچکس دیگر به خود این جرات را نخواهد داد ستارگانی را که در وجود آنها شک و تردید است به نام باشکوه خاندان سرور ما مزین کند.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...