رئیس پیشین اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران گفت: وزارت ارشاد از سال ۱۳۶۷ شروع به صدور پروانه نشر کرده و این‌رقم الان از مرز ۱۷ هزار پروانه نشر هم عبور کرده است.

به گزارش مهر، برنامه رادیویی گفتگوی فرهنگی با موضوع مالیات و حوزه نشر با حضور محمود آموزگار ناشر و کتابفروش از آنتن رادیو گفتگو پخش شد.

آموزگار در ابتدای این‌برنامه گفت: مشاغل و کسبه در جامعه حضور دارند و مالیات هم از آنها گرفته می‌شود. اما درآمدهای کلانی در کشور کسب می‌شوند که هیچ‌ردی از آن ها در سازمان امور مالیاتی نیست. مالیات باید رکن اساسی تأمین هزینه‌های مورد نیاز دولت‌ها باشد.عدالت در اخذ مالیات مسئله‌ای است که در کشورهای مختلف اجرا می‌شود. ما هم می‌توانیم با یک روش علمی، منصفانه و درست مالیات بگیریم.

وی افزود: کسبه و افرادی که هیچ‌وقت فشاری به بودجه عمومی تحمیل نمی‌کنند و معیشت مستقل دارند، از کمترین حمایت‌ها برخوردارند. در حال حاضر مالیات بر ارزش افزوده به یکی از ابزارهای ظالمانه تبدیل شده درحالی‌که این مالیات مصرف است و یک‌بار در کل فرآیند تولید محصول یا خدمت اخذ می‌شود. دولت از طریق ایجاد معافیت برای کتاب از مصرف‌کننده حمایت می‌کند، اما ناشر برای تسویه‌حساب با چاپخانه باید ارزش افزوده پرداخت کند. بنابراین، این مبلغ را بر قیمت تمام شده اضافه می کند و خریدار هم مبلغ بیشتری می‌پردازد، یعنی این قانون عملاً خنثی شده است.

این ناشر در ادامه گفت: از آنجایی‌که مالیات در شکل و شمایل جدید از مدرنیته و غرب آمده، باید این شکل را با اقتضائات بومی کشورمان تطبیق داد و در عین حال اعتماد مردم را هم جلب کرد. حمایت مالیاتی دولت در حوزه فرهنگ و هنر به‌طور کلی به‌دلیل گردش مالی بسیار ناچیز این‌حوزه و امکانات بالقوه فراوان برای ایجاد درآمد به‌ویژه صادرات است.

آموزگار در پایان، با انتقاد از صدور بی‌رویه پروانه نشر گفت: وزارت ارشاد از سال ۱۳۶۷ شروع به صدور پروانه نشر کرده است. طوری‌که الان از مرز ۱۷ هزار پروانه نشر هم عبور کرده است. طبق آمارهای خانه کتاب، ۵ هزار ناشر در سال حداقل یک کتاب تولید می‌کنند و این یعنی ۱۲هزار ناشر کلاً هیچ‌کتابی تولید نمی‌کنند. 

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...