«پادشاهی میسان و اهواز یا احواز» سال گذشته پس از اخذ مجوز منتشر شد، اما وزارت ارشاد بر اثر یک بدفهمی جلوی توزیع آن را گرفت. گویا این منع بر اثر هجمه طرفداران جواد طباطبایی صورت گرفته است.

عبدالنبی قیم پادشاهی میسان و اهواز یا احواز

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، دی ماه سال گذشته (۱۳۹۸) یکی از تازه‌ترین پژوهش‌های عبدالنبی قیم درباره تاریخ خوزستان با عنوان «پادشاهی میسان و اهواز یا احواز» منتشر شد. قیم در این کتاب به یکی از موضوعات کمتر پرداخته شده درباره تاریخ خوزستان یعنی تاریخ پادشاهی میشان یا میسان پرداخته و نوری را به آن دورانِ تاریک برای نسل فعلی تابانده است. قیم همچنین در این کتاب با دلایل تاریخی بسیار نگارش نام «اهواز» به صورت «احواز» را رد کرده است.

در کمال تعجب اما این کتاب پس از گذشت ۱۰ روز از توزیع به دستور وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از بازار جمع آوری شد. این کتاب ماه‌ها در اداره کتاب آن وزارتخانه برای اخذ مجوز معطل مانده و پس از بررسی‌های بسیار در نهایت مجوز انتشار آن صادر شده بود.

عبدالنبی قیم درباره ماجراهای این کتاب به مهر گفت: کتاب «پادشاهی میسان و اهواز یا احواز» حتی پس از منع توزیعش یک بار دیگر و توسط شخص دیگری ممیزی شد و بررس جدید ایراد چندانی به آن نگرفت. بعدها اداره کل کتاب وزارت ارشاد به من اعلام کرد که عامل این منع توزیع، اهواز است، اما اداره کل ارشاد اهواز صراحتاً اعلام کرد در این خصوص هیچ نقشی نداشته است.

وی افزود: آنهایی که دستور منع توزیع کتاب را به ارشاد داده‌اند حتی به من نمی‌گویند چرا و به چه دلیل این کتاب باید توقیف شود؟ تعدادی از دوستان تلاش کردند تا از این کتاب رفع توقیف شود، اما پس از گذشت یکسال هنوز هیچ اتفاقی درباره این کتاب مجوزدار رخ نداده است.

قیم ادامه داد: فقط این را می‌دانم کسی که در کانال تلگرامی خود دشمنی و عداوت با مردم ما را پیشه خود کرده و از طرفداران پر و پا قرص جواد طباطبایی است و هنری جز دشنام دادن و برچسب زدن ندارد، همان هنگام انواع و اقسام برچسب‌ها را به کتاب و نویسنده آن وارد و در یک برنامه هماهنگ و با کمک دیگران علیه کتاب جوسازی کرد. پس از شکایت من در خصوص نشر اکاذیب و شناسایی این فرد توسط پلیس فتا و احضار او به دادگاه، اخیراً همین فرد در توئیتی از اینکه باعث توقیف کتاب شده، به این کار خود افتخار می‌کند.

این فرهنگ‌نویس همچنین به نقد خود از جواد طباطبایی اشاره کرد و گفت: مقاله‌ای از من در شماره ۱۳۱ مجله بخارا ویژه خرداد ۹۸ تحت عنوان «جواد طباطبایی و تحریف تاریخ» منتشر شد. طباطبایی به این مقاله جوابی نداد اما یاران و طرفداران او هجمه و جوسازی علیه من را آغاز کردند.

قیم اضافه کرد: یکی از دلایل مناقشه برانگیز در این کتاب این است که من نگارش «احواز» با «ح» را رد و با دلایل متقن اثبات کردم که نگارش به صورت «اهواز» درست است. جالب اینجاست که پس از منع توزیع جلسه‌ای با مدیرکل وقت اداره کتاب یعنی دکتر مرادی نیا داشتم و همو گفت که به من اطلاعات غلط رسیده و گفته‌اند که قیم در این کتاب نگارش به صورت «احواز» را تایید کرده است.

این تاریخنگار در ادامه با اشاره به این نکته که عامل جعل و ترویج واژه «احواز» هنوز هم در قید حیات است، گفت: من در پژوهش‌هایم هیچ متنی را چه قبل و چه پس از اسلام ندیدم که اهواز را با «ح» نوشته باشند. حتی در این کتاب اشعار بسیاری از شعرای قبل از اسلام و شعرای قرون اولی هجری را آوردم که در آثار خود نام شهر را «اهواز» نوشته‌اند نه «احواز».

نویسنده کتاب «پانصد سال تاریخ خوزستان» در بخش دیگری از این گفت‌وگو به مباحث دیگر کتاب «پادشاهی میسان و اهواز یا احواز» اشاره کرد و ادامه داد: در این کتاب به تبارشناسی «عیلام» و اصل و نسب آنها نیز پرداخته‌ام و با دلایل و مدارک متعدد اثبات کردم که عیلامی‌ها هیچگونه قرابتی با اقوام ساکن در این حوزه اعم از سامی و آریایی ندارند. عیلامی‌ها شبیه هیچ قوم دیگری نیستند و به قول والتر هینس آنها فقط شبیه خودشان هستند.

قیم همچنین به بحث تاریخی خود پیرامون «پادشاهی میسان» در این کتاب اشاره کرد و گفت: بخش نخست کتاب درباره پادشاهی میسان است. به این پادشاهی در کتیبه شاپور و همچنین تورات با لفظ «میشان» اشاره شده است. این پادشاهی از ۱۴۵ قبل از میلاد در خوزستان و جنوب غربی عراق و بخش‌های جنوبی و شمالی خلیج فارس تشکیل شده و تا سال ۲۲۴ دوام داشت. در این سال اردشیر بابکان به این منطقه حمله کرد و پادشاه میسان را کشت و این سلسله را از بین برد. شاپور اول ساسانی نیز خود را پادشاه میشان می‌دانست. پیشتر پژوهش چندانی درباره این سلسله انجام نشده بود.

عبدالنبی قیم، پژوهشگر، تاریخنگار و فرهنگ نویس پرکار و سرشناس ایرانی است که به تازگی ششمین جایزه شیخ حمد در قطر در بخش فرهنگ‌ها را به خاطر تالیف فرهنگ دو جلدی عربی_ فارسی در ۲۲۴۶ صفحه، به خود اختصاص داد. «فرهنگ معاصر عربی – فارسی»، «فرهنگ معاصر میانه عربی – فارسی»، «فراز و فرود شیخ خزعل» و «پانصد سال تاریخ خوزستان و نقد کتاب تاریخ پانصد ساله‌ی خوزستان احمد کسروی» از دیگر کتاب‌های مشهور قیم است.

قیم همچنین در زمینه نقد کتاب‌ها و پژوهش‌ها پیرامون تاریخ خوزستان نیز فعال است. او در دوره اخیر جشنواره نقد کتاب نیز برای نقد فرهنگ معاصر عربی _ فارسی دکتر آذرتاش آذرنوش حایز رتبه برگزیده شد.

................ هر روز با کتاب ...............

عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...