کتاب دو جلدی «زندگی‌نامه صدام» [Saddam : his rise and fall] اثر کان کاگلین [Con Coughlin] و ویل باردنورپر ترجمه بیژن اشتری؛ روایتی مفصل با جزئیات بسیار و تحلیل‌های متعدد از مراحل مختلف زندگی و فعالیت‌های سیاسی او در کنار حوادث مهم تاریخ معاصر عراق است که نقش صدام در آنها روشن شده و از بسیاری روابط او با رویدادها و اشخاص پرده برداشته است.

زندگی‌نامه صدام» [Saddam : his rise and fall] اثر کان کاگلین [Con Coughlin]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب دو جلدی «زندگی‌نامه صدام» اثر کان کاگلین و ویل باردنورپر با ترجمه بیژن اشتری از سوی نشر ثالث در دو جلد به همراه ضمائم منتشر و رونمایی شد. برخی نسخه‌های این کتاب قبل از چاپ پیش‌فروش شده بود.

با پیچیدگی‌های شخصیت صدام، به ویژه در جلد دوم کتاب آشنا خواهید شد. نویسنده در مواجه با شخصیت صدام دنبال یافتن پاسخی بر این پرسش است: آیا شر خود تو هستی یا آن کاری که داری می‌کنی؟

زندگی‌نامه صدام؛ روایتی مفصل با جزئیات بسیار و تحلیل‌های متعدد از مراحل مختلف زندگی و فعالیت‌های سیاسی او در کنار حوادث مهم تاریخ معاصر عراق که نقش صدام در آنها روشن شده و از بسیاری روابط او با رویدادها و اشخاص پرده برداشته است.

اشتری در دوجلدی زندگی‌نامه صدام دو اثر متفاوت را در کنار هم قرار داده است؛ کتاب نخست زندگی صدام را از آغاز تا هنگام دستگیر شدنش به دست آمریکایی‌ها پوشش داده است. کتاب دوم درباره ماه‌های پایانی زندگی صدام حسین در زندان، محاکمه و اعدامش است. مترجم با تلفیق دو زندگی‌نامه بر آن است که خوانندگان بتوانند به طور کامل با این ابردیکتاتور قرن آشنا شوید.

اشتری که در صفحه اینستاگرام خود برخی از مطالب کتاب را با مخاطبانش به اشتراک می‌گذاشت، درباره برخی اقدامات صدام نوشته است: «مساجد بسیاری ساخت و پرچم عراق را هم به نحوی تغییر داد که مطابق میل مسلمانان کشورش باشد و فروش مشروب را محدود کرد. با این حال، در زندگی خصوصی‌اش بی‌دین باقی ماند تا این‌که حکومتش ساقط شد و خودش هم به دست سربازان اشغالگر آمریکایی افتاد.

از این پس، صدام متفاوتی پدیدار شد. او در جلسات دادگاهش با سیمای یک مرد ریشوی مذهبی ظاهر شد. خیلی‌ها این را به حساب تحول ایدئولوژیک صدام گذاشتند. اما واقعیت چیز دیگری بود. صدام در همان هفته‌های نخست بازداشتش، موقعی که برای معاینات پزشکی به یکی از درمانگاه‌های ارتش آمریکا در مرکز بغداد برده می‌شد دلباخته پرستار آمریکایی‌ای شد که فشار خونش را می‌گرفت و دیگر خدمات پزشکی را به او ارائه می‌کرد.

دوازده سرباز آمریکایی که برای تقریبا سه سال پایانی زندگی صدام از او نگهداری می‌کردند جملگی بر درستی این قضیه شهادت داده اند. آنها می‌گویند صدام ریش گذاشت تا چهره جذاب‌تری برای این خانم پرستار داشته باشد. او مدام از نگهبانانش می‌پرسید با ریش جذابترم براش یا بی‌ریش؟ صدام حتی به این فکر افتاده بود که اگر از زندان آزاد شود با او ازدواج کند.»

دو جلدی زندگی‌نامه صدام در 1005 صفحه، شمارگان 6 هزار نسخه به قیمت 250 هزار تومان پنج‌شنبه 5 آبان در کتابفروشی ثالث شعبه ایران مال با حضور بیژن اشتری رونمایی شد.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...