کتاب «معمای توسعه: تجربه ماهاتیر و مالزی»، اثر علی اشرف افخمی توسط انتشارات کتاب نیستان به بازار نشر عرضه شد.

معمای توسعه، تجربه ماهاتیر و مالزی علی اشرف افخمی

به گزارش کتاب نیوز به نقل ازایبنا، ‌‌علی اشرف افخمی کارآفرین، سیاست‌مدار، بانکدار و مدیر ارشد اجرایی است که به مدت بیش از ۵ سال به‌عنوان مدیرعامل و رئیس هیئت‌مدیره بانک صنعت و معدن فعالیت داشته است. افخمی دانش‌آموخته مهندسی مکانیک از دانشگاه صنعتی امیرکبیر است. وی در فاصله سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ ریاست هیئت مدیره بانک کارآفرین را برعهده داشت. از دیگر سوابق مدیریتی افخمی می‌توان به مدیرعاملی سازمان صنایع ملی ایران، معاونت وزیر کار و امور اجتماعی، قائم‌مقامی رئیس سازمان تأمین اجتماعی، مدیرعاملی و ریاست هیئت مدیره شرکت کشتی‌رانی جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد.

افخمی در بخشی از مقدمه خود بر کتاب تازه‌اش -که با عنوان «معمای توسعه، تجربه ماهاتیر و مالزی» و با موضوع نگاهی به زندگی و ایده‌های اقتصادی و حاکمیتی ماهاتیر محمد از بنیان‌گذارن دوران نو اقتصادی مالزی، نوشته شده است- با اشاره به سفر سال ۲۰۱۶ خود به این کشور به‌منظور شرکت در کنفرانسی با موضوع بانکداری اسلامی و دیدار با ماهاتیر محمد، درباره ریشه‌های نگارش این کتاب به موضوعات جالبی اشاره کرده است.

او بیان می‌کند که ماهاتیر محمد، مهم‌ترین کار خود را در حرکت دادن مالزی به سمت توسعه و ایجاد فهم و فرهنگ «اعتمادسازی» در این کشور بوده است؛ به‌طوری که مردم این کشور بتوانند با تکیه بر آن، سیستمی تازه از ارزش‌ها، اخلاقیات و دیدگاه‌ها را برای رسیدن به توسعه و مدل شدن به کشور توسعه‌یافته طی کنند که این موضوع به اذعان افخمی و البته ماهاتیر محمد محقق شده است.

کتاب «معمای توسعه» روایتی است از مسیر پرفرازونشیبی که مالزی، رهبر و مردمان آن طی کردند تا بتوانند به توسعه مد نظر خود طی سال‌های اخیر دست پیدا کنند.

افخمی در کتاب خود با ذکر مقدمه‌ای مفصل از موقعیت اقتصادی مالزی در سال‌های اخیر و نمایشی از رشد اقتصادی در خور توجه این کشور بر پایه سیاست‌های اعمال‌شده از سوی ماهاتیر محمد به این مساله اشاره می‌کند که هدفش از نگارش این کتاب نمایش مدل طی شده از سوی مالزی و نه الزام‌آوربودن پیمودن تمامی این راه توسط کشورهای مسلمان است.

کتاب با مروری بر زندگی‌نامه ماهاتیر محمد، آغاز و در ادامه ریشه‌های اندیشه و تفکر وی را برای بازسازی اقتصادی کشورش مورد توجه و کنکاش قرار می‌دهد و نیز سعی می‌کند متنی عبرت‌آموز بر پایه مستندات تاریخی از آنچه در مالزی برای رسیدن به توسعه طی شده را عرضه کند. این کتاب همچنین دیدگاه‌های ماهاتیر محمد درباره جهانی‌شدن و مواجهه جهان با مسلمانان و پیشرفت جوامع آنها را نیز مد نظر قرار داده است.

انتشارات کتاب نیستان این کتاب 208صفحه‌ای را در قطع رقعی به بازار نشر عرضه کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...