«رابرت ترامپ» برادر رئیس‌جمهور آمریکا اعلام کرد شکایت جداگانه‌ای برای جلوگیری از انتشار کتاب افشاگرانه نوشته برادرزاده‌اش «مری ترامپ» مطرح کرده است.

افشاگری مری علیه ترامپ: خیلی زیاد و همیشه ناکافی

به گزارش ایسنا به نقل از مجله پیپل، کتاب خاطرات «مری ترامپ» برادرزاده «دونالد ترامپ» با عنوان «خیلی زیاد و همیشه ناکافی» [Too Much and Never Enough] در حالی قرار است به زودی توسط انتشارات سایمون و شوستر منتشر شود که تلاش‌های خانواده ترامپ برای ممانعت از انتشار این کتاب همچنان ادامه دارد. 

پس از رد شدن شکایت اولیه خانواده ترامپ برای جلوگیری از انتشار این کتاب، حالا «رابرت ترامپ» برادر رئیس‌جمهور آمریکا نیز شکایتی جداگانه در خصوص انتشار این کتاب افشاگرانه تنظیم کرده است، کتابی که حاوی اطلاعات رسواکننده‌ای درباره خانواده ترامپ، شخصیت دونالد ترامپ و چگونگی تبدیل شدن او به فردی است که امروز سلامت، امنیت اقتصادی و اجتماعی دنیا را تهدید می‌کند.

«دونالد ترامپ» و «رابرت ترامپ» معتقدند که برادرزاده‌شان به دلیل امضای یک توافق‌نامه افشا نکردن اطلاعات در سال ۲۰۰۱ نمی‌تواند کتابش را منتشر کند. 

انتشارات «سایمون و شوستر» که اخیرا کتاب جنجالی نوشته «جان بولتون»، مشاور سابق امنیت ملی آمریکا را با عنوان «اتاقی که در آن اتفاق افتاد» نیز منتشر کرده پس از رد درخواست شکایت اولیه خانواده ترامپ برای ممانعت از انتشار کتاب خاطرات «مری ترامپ» در بیانیه‌ای اعلام کرد: «ما بی‌صبرانه در انتظار رونمایی از کتاب «خیلی زیاد و همیشه ناکافی» هستیم و اطمینان‌ داریم حتی در صورت افزایش تلاش‌ها برای فرونشاندن این کتاب، موفق به انتشار آن خواهیم شد».

«مری ترامپ» که ۵۵ ساله سن دارد فرزند «فرد ترامپ» برادر بزرگ دونالد ترامپ است، که در سال ۱۹۸۱ و در سن ۴۲ سالگی درگذشت. 

کتاب «خیلی زیاد و همیشه ناکافی» که زیر عنوان اصلی آن نوشته «چگونه خانواده من خطرناک‌ترین مرد جهان را ساخت» [How My Family Created the World’s Most Dangerous Man] طبق اعلام پیشین باید ماه آینده، ۲۸ جولای (هشتم مرداد) منتشر شود.

................ هر روز با کتاب ..............

بی‌خود و بی‌جهت... فیلم «زن و شوهرها» را دوست دارد، فیلمی که تولیدش همزمان با رسوایی او و سون‌-یی شد... در مورد مادرش می‌نویسد: زن جذابی نبود و شبیه به گروچو مارکس بود... دو فرزندخوانده‌اش خودکشی کردند و سومی با توجه به اینکه دختر دوست‌داشتنی‌ای بود، در حالی‌که در سی سا‌لگی با بیماری ایدز دست‌وپنجه نرم می‌کرد، توسط میا رها شد تا صبح کریسمس در بیمارستان و در تنهایی فوت کند... هیچ داستان جالبی برای وودی آلن وجود ندارد ...
از تهران آغاز و به استانبول و سپس پاریس ختم می‌شود... در مواجهه با زن‌ها دچار نوعی خودشیفتگی است... ثریا تقریبا هیچ نقش فعالی در رمان ندارد... کِرم کمک‌کردن به دیگران را دارد خاصه که عشقی هم در میان باشد... اغلب آدم‌هایی که زندگی‌شان روایت می‌شود، آدم‌های ته خطی‌اند. حتی انقلابیون و آنان که در حال جنگ و مبارزه هستند... مثل نسلی در ایران و مهاجرانی در خارج... ...
اتی(احترام) به جهان می‌گوید: «تو هم بدبختی! از تو هم بدم میاد!» آری جهان(جهانگیر) هم بدبخت است، اما نه از آن رو که جنوبِ شهر زندگی می‌کند؛ یا پدر و برادرش در قبرستان، کتاب دعا و شمع می‌فروشند؛ یا «پراید» ندارد تا صدای ضبطش را تا ته! بلند کند... بلکه جهان بدبخت است، چرا که دختری را دوست دارد که جهانِ او را دوست ندارد. جهان برای «نجات» دختری دست و پا می زند، که خودش به جای اراده به تغییر، خیالِ «فرار» در سر می‌پرورد... ...
انسان تا عاشق نشود از خودمحوری و انانیت رهایی ندارد... باورهای زندگی‌ساز... وقتی انسان خودش را با یک باور یا یک تئوری یکی بداند، این موجب می‌شود هر که به نظر او حمله کرد، فکر کند به او حمله شده ... باورهای ما باید آزموده باشند نه ارثی... چون حقیقت تلخ است، انسان برای شیرین‌کردن زندگی به تعمیم‌های شتاب‌زده روی می‌آورد... مجموعه درس گفتارهای ملکیان درباره اخلاق کاربستی ...
در تور دار و دسته فاگین پیر می‌افتد. یهودی دزدی که در محله‌‌های فقیرنشین لندن بر دزدان و فواحش پادشاهی می‌کند... تا امروز، نزدیک به 20 بار و با فیلمنامه‌های متفاوت بر روی پرده سینما و تلویزیون رفته است... الیور به اشتباه به جای دزد دستگیر شده است و مالباخته که شخصی فرهیخته است با قاضی دادگاه درباره‌ی حقوق متهم جدل می‌کند. طنز تلخ دیکنز در نقد دستگاه قضایی... خدا رو شکر کن که این کتابفروش ازت شکایت نکرد! ...