خواهرزاده زنده‌یاد جلال آل احمد از انتشار متن صحیح «خسی در میقات» خبر داد و از دست بردن ناشران با اهداف مختلف در متن اصلی طی سال‌های اخیر انتقاد کرد.


به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، محمدحسین دانایی، خواهرزاده زنده‌یاد جلال آل احمد از انتشار کتاب «خسی در میقات» این نویسنده صاحب‌سبک خبر داد و گفت: با تطبیق دست‌نوشته‌های زنده‌یاد جلال آل احمد با آثاری که طی سال‌های گذشته منتشر شده است، متوجه شدم که هر ناشری به سبک و سلیقه خود، متن اصلی را کم و زیاد کرده است؛ مثلاً ناشری که گرایش‌های چپی داشته، بخش‌هایی را که جنبه‌های دینی داشته کمرنگ کرده است.

وی ادامه داد: با توجه به این موضوع، تصمیم گرفتم تا نسخه‌ای از این اثر را که منطبق با دست‌نوشته‌های جلال است، با همکاری انتشارات رشدیه منتشر کنم و در دسترس علاقه‌مندان قرار دهم. این اثر در کنار ارائه دست‌نوشته‌های زنده‌یاد آل احمد، تغییرات اعمال شده در سال‌های گذشته را نیز نشان می‌دهد تا مخاطب متوجه این تغییرات شود.

دانایی با بیان اینکه اعمال تغییرات سلیقه‌ای و شخصی در آثار نویسندگان، تجاوز به میراث فرهنگی ما است، افزود: نمی‌توان هر جمله‌ای ساخت و به نویسنده‌ای نسبت داد. نویسنده حقی برای این کتاب دارد و ناشر نباید اجازه داشته باشد که خودش آن را کم و زیاد کند. تمامی این آثار سرمایه معنوی این کشور محسوب می‌شوند و باید از آنها محافظت کرد؛ همانطور که از تخت جمشید محافظت می‌کنیم.

به گفته وی؛ وزارت ارشاد در کنار بررسی آثار در موضوعات مختلف، باید حامی حقوق معنوی مؤلف باشد. نباید جملات غیر واقعی به نویسندگان و بزرگان فرهنگ این کشور نسبت داده شود. این میزان دست بردن در آثار بزرگان، نشان دهنده بلبشوی عالم فرهنگ است. ظاهراً وزارت ارشاد نظارتی در این موضوع نداشته و هرکسی هرچه دلش خواسته چاپ کرده و نامش را گذاشته است آل احمد؛ در حالی که این‌طور نیست. با توجه به این موضوعات تصمیم گرفتم تا متن صحیح سفرنامه حج را منتشر کنم و در صورتی که مورد توجه اهل فرهنگ قرار گرفت، دیگر آثار جلال را نیز با این رویکرد بررسی و منتشر کنیم.

به گفته این پژوهشگر، بخشی از کتاب حاضر نیز به چرایی تغییر اسم این کتاب اختصاص دارد. زنده‌یاد جلال آل احمد در ابتدا عنوان دیگری برای این کتاب انتخاب کرده بود که بعد از مشورت با افراد مختلف، این اسم تغییر کرد.

«خسی در میقات» یکی از معروف‌ترین سفرنامه‌های حج است که جلال آل احمد در سن 41 سالگی آن را نوشته است. او سال 1343 به حج مشرف شد و از مکه و مدینه دیدن کرد و سپس تجربیات این سفر را در کتابی تحت عنوان «خسی در میقات» به رشته‌ی تحریر درآورد. سفرنامه حج جلال از چند وجه حائز اهمیت است؛ نخست موقعیت ویژه‌ای است که جلال آل احمد با عقاید روشنفکری خود در آن پا گذاشته است. از نظر بسیاری از صاحب‌نظران، این سفر به نوعی فصل تازه‌ای از حیات آل احمد محسوب می‌شود.

از سوی دیگر، نگاه تیزبین و نکته‌سنج جلال به مسائل مختلف سبب شده تا مخاطب با ابعاد مختلفی روبرو باشد. نویسنده تنها بر مسائل دینی و زیارتی تمرکز نکرده است؛ او جبنه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و سیاحتی را نیز در نظر دارد و گاه مورد تحلیل قرار می‌دهد.

در کنار بُعد محتوایی، باید نثر جلال در این اثر را نیز نثر ویژه و قابل توجهی دانست. نثری صریح و کوتاه که به اصطلاح آن را تلگرافی و چکشی می‌خوانند. نثری که مخاطب را به یاد نثر ناصر خسرو می‌اندازد. علاوه بر این، متن «خسی در میقات» متنی تصویرگرا است که مخاطب را با خود همراه می‌کند.

از زنده‌یاد آل احمد سفرنامه‌های متعددی به یادگار مانده است، اما در این میان «خسی در میقات» اثری متفاوت و برجسته است؛ اثری که فصل جدیدی در سفرنامه‌نویسی معاصر گشود و بر نویسندگان پس از خود تأثیر بسیاری گذاشت. همانطور که بسیاری از نویسندگان خود را فرزندان «زن زیادی» جلال می‌دانند، «خسی در میقات» نیز در این سال‌ها الهام‌بخش سفرنامه‌نویسان بسیاری بوده است.

................ هر روز با کتاب ...............

شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...
می‌خواهد حقوقِ ازدست‌رفته همسرش را به دست آورد، اما برای اثباتِ قابلیتهای خودش و به‌دست‌آوردن مال و جاه به صغیر و کبیر رحم نمی‌کند و دیگران در نظرش در حکم ابزارند... چشم‌انداز من بیشتر متوجه تداوم ادبیاتِ نیاکان بوده و هست... اصل را بر شناخت بگذاریم... اجازه بدهید به‌جای لفظ‌های آزادی و دموکراسی که فرصتِ فهمِ آن به ما داده نشده، بگویم قانون... ملتی که از خودش تهی شود دیگر ارجی نخواهد داشت و بیش از آنکه تا اکنون لِه شده‌ایم لِه خواهیم شد ...