دفتر  آیت الله هاشمی رفسنجانی در پاسخ به سایت رجانیوز و انتشار کتابی با عنوان "هاشمی بدون روتوش" که در آن مطالبی به هاشمی رفسنجانی نسبت داده شده بود، تکذیبیه‌ای منتشر کرد و وفاداری وی به ولایت فقیه را اظهر من الشمس دانست. 
  
متن جوابیه دفتر هاشمی رفسنجانی به این سایت به شرح ذیل است:

پیرو درج مطلبی با عنوان مخالف گنجاندن ولایت فقیه در قانون اساسی بودم که به نقل از کتاب هاشمی بدون روتوش (مجموعه مصاحبه‌های زیبا کلام با هاشمی رفسنجانی) در تاریخ 21/2/87 در آن سایت منتشر شده است، خواهشمند است طبق قانون رسانه‌ها نسبت به انتشار این جوابیه اقدام فرمایید تا باعث تنویر افکار عمومی گردد:

1- اعتقاد و وفاداری آیت الله هاشمی رفسنجانی به ولایت فقیه اظهر من الشمس است. ایشان در طول سال‌های قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همیشه مدافع اصل مترقی ولایت فقیه بودند، هستند و خواهند بود.

2- آیت الله هاشمی رفسنجانی در مجلس خبرگان قانون اساسی حضور نداشتند که در مباحث و مذاکرات آن شرکت نمایند. پس اساس بند دوم مطلب مذکور مخدوش می‌باشد که ناشی از غفلت گردآورندگان و یا تایپ کنندگان می‌باشد. اصل متن بدین شکل بوده است در بحث اصلاح قانون اساسی به موضوع ولایت مطلقه فقیه که رسیدیم، عده‌ای مخالفت کردند، البته کسانی هستند که الان چیزی می‌گویند که آنجا موافقت کرده بودند.

3- متاسفانه گرد آورندگان کتاب به نقل از خاطره‌ای از آیت الله هاشمی رفسنجانی به نقل از آقای آذری قمی، مطلبی را با عبارت در زمان تنفس یکی از جلسات مجلس خبرگان آورده‌اند که نمی‌توان هیچ سندی برای آن ارائه کرد و جالب است که به نقل از آیت الله هاشمی رفسنجانی در همن متن گفته‌اند. تعبیری از من نقل کرده بود که یادم نیست. گرد آورنده این کتاب باید توضیح دهد که این جمله را از کجا به متن اضافه کرده است؟!

4- در خصوص نوع نگاه آیت الله هاشمی رفسنجانی در خصوص مباحث ولایت فقیه شما و خوانندگان محترم را به صفحات دیگری از این کتاب ارجاع می‌دهیم که اتفاقا صفحات 57 تا 74 را شامل می‌شود:
- بر اساس دیدگاه شیعه در زمان غیبت امام زمان (عج) افرادی با شرایط خاص، علمی و فکری می‌توانند همان حکومت ائمه را تشکیل دهند.
- درس‌های امام درباره ولایت فقیه خیلی قبل از سال 50 بوده است و من که در سال 49 بازداشت شدم یکی از اتهام هایم مطلبی راجع به کتاب محصول آن درسها بود که در نامه‌ای به امام نوشته بودم.
- طرح بحث ولایت فقیه توسط امام (ره) یک درس آکادمیک نبوده است. بحث فقهی است که نمی‌توانیم در عمل از آن غافل باشیم.

5- آیت الله هاشمی رفسنجانی در صفحه 158 همان کتاب درباره نوع برداشت‌ها از سخنان‌شان چنین گفته‌اند [برخی قضاوت‌ها] یا سطحی نگری است یا بی توجهی به تاریخ و در نظر نگرفتن تحولات بیست و پنج سال اخیر ایران بعد از انقلاب با استناد به جمله فوق و این جمله که ولایت فقیه یک حکم فقهی است و احکام فقهی هر چه باشند، برای اجرا هستند و تکلف آورند. این تاریخ فقه نیست، بلکه متن و حکم فقه است (ص 71 ).

باید گفت که انتساب برخی سخنان مشکوک به رئیس مجلس خبرگان رهبری و تلاش برای نشر آن در جامعه کاری است که حتی اگر بنا روحیه ارشادی باشد، مانع تقویت رکن رکین ولایت فقیه در جامعه می‌باشد که گناهی نابخشودنی است.

6- در خصوص نهضت آزادی فضای بحث مربوط به سال‌های 58 و 59 بود که هنوز بعضی از اعضای آن در مجلس شورای اسلامی بودند و منظور آیت الله هاشمی رفسنجانی تلاش ایشان و دیگر دلسوزان نظام برای جلب و جذب آنان در نیروهای انقلاب و خط امام در آن شرایط اوائل انقلاب اسلامی) بوده و ربطی به شرایط امروز آنان ندارد.

به گزارش فارس در کتاب "هاشمی بدون روتوش" ادعا شده بود که هاشمی رفسنجانی در مجموعه مصاحبه‌های صادق زیباکلام با وی درخصوص نظر خود پیرامون گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی جمهوری اسلامی اظهار داشت: «شاید خیلی‌ها ندانند که وقتی در مجلس خبرگان به بحث ولایت فقیه که توسط عده‌ای مطرح شد، رسیدیم من مخالفت کردم.»

بنابر این ادعاها، هاشمی رفسنجانی در کتاب جدیدی که شامل مجموعه مصاحبه‌های زیباکلام با وی می‌باشد، با بیان اینکه همواره طرف تعادل و تساهل بوده است، افزود: «شاید خیلی ها ندانند که وقتی در مجلس خبرگان به بحث ولایت فقیه که توسط عده یی مطرح شد، رسیدیم من مخالفت کردم. البته الان کسانی هستند که خیلی منتقدانه و حتی مخالف با ولایت فقیه برخورد می کنند اما در سال های 59-58 و در مجلس خبرگان درست عکس امروزشان حرف می زنند. خوشبختانه متن همه مذاکرات به طور کامل وجود دارد.»

آقای آذری قمی وقتی این اواخر مخالف شده بود، در جلسه گفته بود که آقای هاشمی در زمان تنفس یکی از جلسات مجلس خبرگان گفته است- تعبیری را از من نقل کرد و من یادم نبود- اینکه شما می گویید ولی فقیه نمی شود، ناصرالدین شاه می شود. در بحث ها این گونه بودم. یا مثلاً وقتی بحث رهبری مطرح بود، می دانید که قبلاً در قانون اساسی ما هم شورای رهبری و هم رهبری تکی داشتیم. وقتی که می خواستیم اصلاح کنیم عده یی گفتند که شورای رهبری نه و فقط رهبری. هم من مخالفت کردم و هم آقای خامنه یی مخالفت کردند. من و ایشان در جهت مخالف صحبت کردیم ولی خوب به رغم مخالفت ما با حذف شورای رهبری، پیشنهاد حذف رأی آورد.

منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...
مدیر کارخانه خبردار می‌شود که یکی از آشنایانش، به نام مهندس مارکو ماشینی ساخته است به اسم کاربوراتور که می‌تواند از خود ماده، جوهر ازلی آن را بیرون بکشد: «مطلق»... پدیده‌های عجیبی تولید می‌شوند: رخدادهای دینی مانند گرایش‌های مذهبی، وعظ و خطابه، معجزات و حتی انواع تعصبات مذهبی... هواخواهان خدای روی کشتی لایروبی! با طرفداران خدای میدان تربیت اسب! درگیر می‌شوند... کلیسای رومی که از آغاز با مطلق مخالفت داشت، سرانجام آن را می‌پذیرد ...