نویسنده کتاب «نشانه‌ها» با بررسی منابع معتبر تاریخی، معجزات و کرامات امام رضا (ع) در زمان حیات ایشان را به رشته تحریر درآورده است.

ابراهیم حسن‌بیگی نشانه ها

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، کتاب «نشانه‌ها» مجموعه‌ هفت‌ داستان شامل روایت‌های مستندی است که درباره‌ امام‌رضا (ع) نقل شده‌‌اند که توسط انتشارات به‌نشر چاپ شده است. این کتاب که برگزیده‌ جشنواره‌ رضوی هم شده است، دستمایه‌ گفتگوی ما با این نویسنده شد.

ابراهیم حسن‌بیگی نویسنده شناخته شده کشور و متولد 1336 در گرگان است. او داستان‌نویسی را با موضوع دفاع‌مقدس آغاز کرده و پس‌از آن به‌ موضوعات دیگری نظیر جنگ، انقلاب و همینطور مسائل‌اجتماعی در حوزه‌ بزرگ‌سال، کودک و نوجوان پرداخته است.

این داستان‌نویس که تاکنون 145 عنوان اثر چاپ‌‌شده دارد، در جشنواره‌‌های معتبری نظیر "ربع‌قرن دفاع‌مقدس"، "کتاب‌سال" و ...حائز رتبه شده و برخی آثار او به‌زبان‌های مختلف دنیا نیز ترجمه‌شده‌اند.

حسن‌بیگی با اشاره به داستان این کتاب و بهره‌گیری آن از روایات تاریخی گفت: داستان‌های این کتاب را از منابع معتبر جمع‌آوری و بازآفرینی کردم و آن‌ها به‌شکل داستان برای نوجوانان درآوردم؛ در هر داستان یک شخصیت که مابه‌ازای تاریخی هم دارد به‌تصویر کشیده شده به‌گونه‌ای که معجزات و کرامات امام مهربانی‌ها را به نوجوانان منتقل کند.

وی اضافه کرد: همانطور که می‌دانید امام رضا (ع) کرامات، فضیلت‌ها و معجزات زیادی داشتند اما در کتاب «نشانه‌ها» اختصاصاً به روایت‌هایی پرداختم که به معجزات این امام‌همام در زمان حیات‌شان مربوط می‌شود. البته همواره این دغدغه را داشتم که به معجزات ایشان در عصرهای بعد از شهادت‌شان مخصوصاً دوران معاصر نیز بپردازم، مثلاً اتفاقاتی که برخی از ما در جوار حرم مطهر شاهد آن‌ها بوده‌ایم و خاطرات افرادی‌که مشمول این معجزات بوده‌اند را به رشته‌ تحریر درآورم.

نویسنده کتاب «نشانه‌ها» با اشاره به همکاری دوباره خود با به‌نشر در چاپ یک کتاب کودک و نوجوان گفت: سال‌های گذشته انتشارات به‌نشر موضوع این کتاب را به بنده پیشنهاد داد و همین موضوع باعث شد که مشغول مطالعه و جمع‌آوری منابع مختلف در خصوص امام‌رضا (ع) شدم. آن زمان قرار بود این کتاب مجموعه‌ای 5 جلدی باشد اما ادامه پیدا نکرد تا اینکه تبدیل به کتابی تک‌جلدی در قالب 7 داستان شد که اولین تجربه‌ همکاری مشترک من با به‌نشر بود. البته به دلیل همکاری خوبی که با این انتشارات داشتم، کتاب بعدی‌ام یعنی "داستان کودکان اشکان و اشکانه" را هم به این انتشارات سپردم که تجدید چاپ‌های متعددی داشته است.

حسن‌بیگی درباره اهمیت پرداخت صحیح به مباحث دینی و کرامات ائمه معصومین گفت: قبل از شروع نوشتن کتاب، همواره دغدغه‌ نگارش این داستان‌ها و وسواس برای پرداخت صحیح مباحث دینی ارزشمند را داشتم، از این نظر که قصه را بر اساس مستندات و واقعیت‌ها و با دقت لازم پیش ببرم. به عبارت دیگر برایم بسیار مهم بود که اصل موضوع که شخصیت و کرامات امام‌هشتم است فدای تکنیک و ساختارهای داستان نشود و در عین‌حال هم، تکنیک فدای محتوا نشود. بنابراین این وسواس مرا خیلی درگیر کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...