خودِ پِتی دلاکروا مدّعی ست کتاب هزار و یک روز را از یک درویش اصفهانی گرفته و بنابراین کتاب خود را دارای اصل فارسی معرفی می کند. ولی اشکال اینجاست که در فارسی کتابی با این عنوان نداریم... پیشینه های قصه در فرج بعد از شدّت ترکی و نیز آثار فارسی از قبیل نسخه های جامع الحکایات، طوطی نامه‌‌ی نخشبی، محبوب القلوب فراهی، جوامع الحکایات عوفی و غیره نشان داده شده است

کوته نتوان کرد که این قصه دراز است... | الف


1

ادبیات ایران و اسلام، بخصوص ادبیات فارسی مملو از حکایات است. کمتر ممکن است در یک فرهنگِ دیگر، این همه کتاب چندین جلدی تالیف و تدوین شده باشد پر از قصه های گوناگون و رنگارنگ: حکایات اخلاقی، داستانهای حماسی، قصه های عاشقانه، قصه های مردمی و عامیانه، حکایتهای عجیب و غریب یا شگفت انگیز مانند بخشهایی از هزار و یکشب آمده و غیره و همه‌‌ی اینها از فرهنگِ قصه گوی و افسانه پرداز و شفاهی ایرانی برآمده که روزگار خود را با قصه های شب، نقالی در قهوه خانه و بازار و اینها گذرانده اند. باری، علاوه بر کتابهایی چندین جلدی مثل جوامع الحکایات، آثاری هم داریم که اختصاصا در یک موضوع نوشته شده اند از این جمله است کتاب فرج بعد از شدّت که اختصاصا درباره‌‌ی یک موضوع کلی نوشته شده است: مواردی که کسی به بلایی گرفتار می آید و از آن خلاص می شود و البته گرفتاری‌ها هم ابواب بندی شده مثل بیماری و عشق و ...

هزار و یک روز و ریشه‌های آن در ادبیات ترکی عثمانی و فارسی | حمیدرضا امیدی‌سرور
 

2

ترجمه‌‌ی آثار شرقی به زبان های غربی در دو سه قرنِ اخیر و تاثیراتی که در هر دو فرهنگ برجا نهاده، خود حکایت بلندی است که کتابهایی نیز به فارسی و زبانهای فرنگی در این باره تألیف شده و نشان می دهد آثاری از قبیل شاهنامه‌‌ی فردوسی، مثنوی معنوی، دیوان حافظ، گلستان و بوستان سعدی، رباعیات خیام، هزار و یکشب و... چگونه وارد فرهنگ غرب شدند، به چه شکلی حیات خود را ادامه دادند و چه تاثیراتی برجا نهادند، از این میان ترجمه‌‌ی رباعیات خیام از همه معروف تر است که در واقع نه ترجمه، بلکه به نوعی اقتباسِ فیتزجرالد از رباعیات خیام بود. خلاصه ماجرای این ترجمه‌ها و تاثیر و تأثّرات هم برای علاقمندانِ مطالعات فرهنگی جالب توجه و سودمند خواهد بود.

3
پروفسور مارزُلف [Ulrich Marzolph] محقق برجسته‌‌ی آلمانیِ قصه های ایرانی، آثار متعددی در زمینه های قصه های ایرانی نوشته که برخی از آنها به فارسی هم ترجمه شد است از جمله کتاب "طبقه بندی قصه های ایرانی" که با ترجمه‌‌ی کیکاوس جهانداری از سوی نشر سروش منتشر شده و نیز کتابِ الوِل ساتن با عنوان "قصه های مشدی گلین خانم" که با ویرایش او و همکارانش از سوی نشر مرکز منتشر شده است.

4

اما داستان کتاب «هزار یک روز و ریشه های آن در ادبیات ترکی عثمانی و فارسی» [Relief after hardship: the ottoman turkish model for the thousand and one days] چیست؟
در اوایل قرن هجدهم کتابی در فرانسه به دست "فرانسوا پِتی دلاکروا" منتشر می شود با عنوانِ هزار و یک روز این کتاب در غرب مشهور می شود و تأثیر می گذارد و پژوهشهای گوناگونی درباره‌‌ی آن صورت می گیرد.
پیداست که این عنوان بیش از هر چیز هزار و یک شب را به یاد می آورد که قبل از این آنتوان گالان آن را به زبان فرانسوی ترجمه و منتشر کرده بود.
البته خودِ پِتی دلاکروا مدّعی ست کتاب هزار و یک روز را از یک درویش اصفهانی گرفته و بنابراین کتاب خود را دارای اصل فارسی معرفی می کند. ولی اشکال اینجاست که در فارسی کتابی با این عنوان نداریم، چنانکه مارزُلف می گوید:
تحقیقات بعدی ثابت کرد که تأکیدها و پافشاری های پِتی دلاکروا در مورد اصالت و مستند بودنِ اثرش، صرفاً دلیل سازی و حجّت تراشی برای گمراه کردنِ مخاطبان و پژوهشگران است... تاکنون ثابت نشده که کتابی به نام هزار و یک روز پیش از پِتی دلاکروا در ادبیات فارسی وجود داشته است، دیگر اینکه پِتی دلاکروا بیشتر قصه‌ها را نه از فارسی بلکه از ترکی عثمانی ترجمه کرده و سوم اینکه به جای ترتیب دادنِ ترجمه ای کم و بیش وفادار به متن، از موضوعات و مطالب موجود در منابع گوناگون الهام گرفته و بن مایه ها، عناصر، طرح ها، شخصیت‌ها و قصه‌ها را به میل و سلیقه‌‌ی خود برگزیده و پس و پیش کرده است. (ص 19 – 20)

هزار و یک روز و ریشه‌های آن در ادبیات ترکی عثمانی و فارسی اولریش مارزلف

بدین ترتیب و با استدلالهایی دیگر، مارزُلف نشان می دهد که هزار و یک روزِ فرانسویِ پِتی دلاکروا نه از فارسی بلکه از فرج بعد از شدّت ترکی عثمانی ترجمه شده البته همراه با دخل و تصرّفهایی.
همچنین فرج بعد از شدّتِ ترکی به نوبه‌‌ی خود، از یک یا چند مجموعه قصه‌‌ی فارسی با نام کلیِ جامع الحکایات برگرفته و ترجمه شده است و چنانکه مترجم متذکر می شود به عقیده‌‌ی مارزُلف: "یک نسخه‌‌ی اساس جامع الحکایاتِ فارسی، شاملِ تعداد بسیاری قصه و افسانه‌‌ی دلنشین و خواندنی وجود داشته که مأخذ مترجم ترک در ترجمه‌‌ی فرج بعد از شدت بوده و هنوز اثری از آن یافت نشده است." (ص7)

با این اوصاف، مقصود مارزُلف از تألیف این کتاب، چنانکه خود می گوید تشریحِ ارتباط پیچیده‌‌ی سه نوع کتاب از سه فرهنگ و زبان متفاوت است: هزار و یک روزِ فرانسوی، فرج بعد از شدّت ترکی عثمانی، و جامع الحکایات فارسی.
همچنین، چنانکه مترجم کتاب متذکر می شود:
“از مهم ترین ویژگی های این پژوهش آن است که مفهوم فرج بعد از شدّت، یا گشایش پس از سختی، ساختاری بسیار همانند با قصه های شگفتی (قصه‌ها پریان : fairy tales) اروپایی دارد که در آن قهرمان قصه، پیش از رسیدن به رستگاری و خوشبختیِ نهایی، دوران سخت و دشواری را پشت سر می گذارد.” (ص 8)

5

بعد از مقدمه‌‌ی مترجم، و پیش گفتار و مقدّمه‌‌ی نویسنده، سپس در سه گفتار کوتاه، هزار و یک روز فرانسوی، فرج بعد از شدّت ترکی و جامع الحکایات فارسی و نسخه های آن معرفی می شود. در گفتار بعد مولّف به قصه های فرج بعد از شدّت در روایات فارسی، عربی و بین المللی می پردازد و سپس دو گفتار کوتاه می آید با این عناوین: "گونه های قصه در فرج بعد از شدّت" و "فرج بعد از شدّت و ادبیات میانه در جهان اسلام".

و این همه کمتر از نیمی از کتاب است. در نیمه‌‌ی دوم خلاصه و شرح قصه‌ها آمده است که شامل 42 قصه است از قصه‌‌ی "ابوالقاسم بصری، امیر بصره و ابوالفتح واسطی" تا "اخی خوردک و مرد بسیار سفر". در هر یک ابتدا خلاصه‌‌ی قصه آمده و سپس توضیحاتی می آید که علاوه بر برخی نکات مآخذ یا پیشینه های قصه در فرج بعد از شدّت ترکی و نیز آثار فارسی از قبیل نسخه های جامع الحکایات، طوطی نامه‌‌ی نخشبی، محبوب القلوب فراهی، جوامع الحکایات عوفی و غیره نشان داده شده است. البته همانطور که مولف تذکر داده مجال آن نبوده است که همه‌‌ی قصه های فرج بعد از شدّت را از تمامِ لحاظ بررسی کند. در انتهای کتاب یادداشتهای مولف و منابع آمده است.

مطالعه‌‌ی این کتاب برای گروههای گوناگون سودمند است از جمله: علاقمندان ادبیات فارسی، پژوهشگرانِ فرهنگ و زبان و ادبیاتِ ترکی عثمانی، پژوهشگران قصه و ادبیات عامیانه‌‌ی ایران و جهان اسلام، و نیز علاقمندان و پژوهشگرانِ موضوع تاریخ ترجمه‌‌ی متون ایرانی، عربی و ترکی به زبانهای فرنگی.

[این کتاب با ترجمه پگاه خدیش در 194صفحه و توسط نشر چشمه منتشر شده است.]

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...