به گزارش ایبنا در لرستان، کتاب «تاریخ ساسانیان؛ جنگ‌های ایران با روم و اعراب» به قلم شهباز یعقوبی در دسترس علاقه‌مندان به حوزه تاریخ ایران باستان قرار گرفت.

این كتاب، تحقیقی در خصوص آخرین دوره ایران باستان، دوره ساسانیان است كه 4 قرن دوام یافت داشت و به فراز و فرودهای تاریخی آن دوران می‌پردازد.

نویسنده در این اثر سعی کرده تا مراحل مختلف حکومت ساسانی را از آغاز تا پایان آنگونه شرح دهد تا مخاطب، از شرایط آن دوره تاریخی به خوبی آگاه شود.

روی كار آمدن اردشیر بابكان پس از انقراض دولت اشكانی و تاسیس شاهنشاهی بزرگ ساسانی، تثبیت حکومت ساسانیان و ایجاد شرایط تکامل تاریخ ایران باستان، تشریح آئین، آداب و رسوم سلسله ساسانی، تاسیس و به ثمر رساندن آموزشگاه و بیمارستان جندی شاپور به‌ویژهدر زمان خسرو انوشیروان، تسلط ایران عهد ساسانی بر اعرابوتشریح شرایط تشكیل حكومت دست‌نشانده عرب حیره در عراق، از جمله مواردی است که نویسنده در کتاب تاریخ ساسانیان به آن اشاره کرده است.

یعفوبی در این کتاب، گریزی به جنگ‌های فرسایشی ایران و روم زده و آورده كه ریشه این نبردها به دوران اشكانی بازمی‌گشته که در دولت ساسانی بر آتش آن افزوده شده تا اینکه به افول حکومت ساسانیان در عهد خسرو پرویز انجامیده است.

نگارنده همچنین در این کتاب، از یک‌سو ضعف و فساد سیاسی،درباری، اقتصادی و حتی خرافه های الحاقی دینی زرتشتی و از سوی دیگر، برآمدن اسلام در همسایگی ایران و تشكیل یك حكومت متحد و نوبنیاد عربی و رویارویی آنان با حکام ایرانی را سرآغاز جنگ‌های عرب علیه ایران می‌داند.

کتاب تاریخ ساسانیان «جنگ‌های ایران با روم و اعراب» در 230 صفحه و شمارگان 500 نسخه، توسط انتشارات اردیبهشت جانان در خرم آباد منتشر شده است.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...