کتاب «سال آزارو در بوشهر» نوشته سیدقاسم یاحسینی که گزارشی است درباره آنفلونزای اسپانیایی در اواخر جنگ جهانی اول، به همت نشر پاتیزه منتشر شد.

سال آزارو در بوشهر» نوشته سیدقاسم یاحسینی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «سال آزارو در بوشهر» در 284 صفحه و با قیمت 98 هزار تومان منتشر شده است.

سیدقاسم یاحسینی در مقدمه این کتاب نوشته است:
«یکی از موضوعات مهم در آن مطالعه، موضوع بیماری و همه‌‌گیر (پاندمی) موسوم به «آنفلوانزای اسپانیایی» بود که در اواخر جنگ جهانی اول در دنیا، ایران و بوشهر شیوع پیدا کرد و میلیون‌‌ها انسان را قربانی خود نمود. شکل اولیه و نسبتاً خام این بخش از مطالعه و تحقیق، در حدود زمستان 1394 به‌‌پایان رسید؛ اما به‌‌همین دلیل «خام» و ناتمام‌بودن، تمایلی به انتشارش پیدا نکردم. آن مطالب در حافظه لپ‌‌تاپ من ماند تا در پاییز و زمستان 1398 آنفلوانزا در برخی از شهرهای ایران شیوع پیدا کرد و صدها و شاید هم هزاران نفر را به‌‌کام مرگ فرو بود. به‌‌دنبال آن نیز بیماری مرموز و مُهلک کُرونا در رسید و زندگی‌‌های زیادی را درنوردید و پایمال کرد و هنوز نیز تباه می‌‌کند!

با فراگیر شدن پاندومی «کووید 19» یا همان «کُرونا» در اویل سال 2020 میلادی/ 1398ش. در جهان، توجه برخی از مورخان و محققان تاریخ اجتماعی و تاریخ سلامت به‌‌بیماری‌‌های جهانگیر و منطقه‌‌ای در گذشته‌‌های دور و نزدیک جلب شد. در همین راستا، صدها مقاله، کتاب و رساله نوشته و منتشر شد و هنوز نیز می‌‌شود. از جمله مطالبی که مورد توجه مجدد قرار گرفت، پاندمی و بیماری عالم‌‌گیر آنفلوانزای اسپانیایی بود که در اواخر جنگ جهانی اول جهان (1918./ 1337هـ.ق.) را درنوردید و بنا به برخی آمارهای متفاوت، بین حدود بیست، چهل، پنجاه و حتی صد میلیون نفر را به‌‌کام مرگ کشاند.»

کتاب «سال آزارو در بوشهر» همزمان با پاندمی کرونا در جهان و ایران به قلم یاحسینی منتشر شده است؛ چراکه این ویروس نیز مانند آنفولانزای 1918 شرایط بُغرنجی را بر جهان حاکم کرده و جان میلیون‌ها نفر را گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...
می‌خواهد حقوقِ ازدست‌رفته همسرش را به دست آورد، اما برای اثباتِ قابلیتهای خودش و به‌دست‌آوردن مال و جاه به صغیر و کبیر رحم نمی‌کند و دیگران در نظرش در حکم ابزارند... چشم‌انداز من بیشتر متوجه تداوم ادبیاتِ نیاکان بوده و هست... اصل را بر شناخت بگذاریم... اجازه بدهید به‌جای لفظ‌های آزادی و دموکراسی که فرصتِ فهمِ آن به ما داده نشده، بگویم قانون... ملتی که از خودش تهی شود دیگر ارجی نخواهد داشت و بیش از آنکه تا اکنون لِه شده‌ایم لِه خواهیم شد ...
موسیقی زنگ‌دار و پرسروصدا و آشفته و مقطعِ «انسانِ طبیعت/ انسانِ تاریخ» را بر زمینه‌ی سکوت در بیابان/ تمنا به گوش می‌رسانند... دستگاه مستبدانه‌ی خشن با تقسیم‌کردن سرزمین، برخلاف انتظار، مردم را از سرزمین محروم می‌کند و چرخه‌ی وام تمام‌ناشدنی را آغاز می‌کند و اودیپ را ممکن می‌سازد... پس از نقد «خانواده‌ی مقدس» و پنج مغالطه‌ی روانکاوی، مبادرت به تبارشناسی همزمان اودیپ و دولت لازم می‌آید ...
با منع تفکر و تدبر در قرآن و روایات، به طور کلی ظاهر حدیث را جانشین عقل و معارض با عقلانیت تلقی کرده و آن را عملاً در جایگاه برتر از قرآن قرار دادند... عقل ستیزان حنبلی در تقابل با عقلانیت اعتزالی... عقل ستیزان اشعری و نقش قدرت سیاسی در گرایش به اشعریت... یک دیده‌بان هوشیار در اعماق وجودش بیدار است تا او را همواره به چالش بکشد... صفویه زمینه‌ساز ظهور اخباری‌گری... برای هزاران حدیث مشهور سندسازی کرد... سفیهان در روایت می‌کوشند و عالمان در درایت ...