مجموعه 4 جلدی یاران پیامبر در قالب کتاب‌های پروانه به قلم محمود پوروهاب منتشر شد.

مجموعه 4 جلدی یاران پیامبر: از ابوذر تا بلال محمود پوروهاب

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، «آخرین مهاجر»، «عبدالله پسر اریقط و معاذ پسر جموح»، «آن روی زیبا، مصعب بن عمیر»، «تنها زندگی می‌کنی، ابوذر غفاری» و «سال‌های بردگی، بلال حبشی» عناوین این چهار جلد هستند.

«آخرین مهاجر» به فرازهایی از زندگی عبدالله پسر اریقط و معاذ پسر جموح می‌پردازد. این دو جزو یاران پیامبر بودند و تعامل آنها با پیامبر هنگام مهاجرت به مدینه در قالب داستان بیان می‌شود.

این کتاب در ۳۲ صفحه قطع وزیری و با قیمت ۱۰ هزارتومان در ۲ هزار نسخه وارد بازار شده است.

«آن روی زیبا» نیز نگاهی به زندگی مصعب بن عمیر، چگونگی اسلام آوردن و تلاش بی وقفه آن شهید راه حق در نشر اسلام و سرانجام شهادت او در ۶۴ صفحه قطع وزیری دارد که با قیمت ۱۱ هزارتومان در ۲ هزار نسخه وارد منتشر شده است.

«تنها زندگی می‌کنی» به فرازهای برگرفته از زندگی ابوذر غفاری است که مجاهدی بی‌نظیر بود. این کتاب در ۸۸ صفحه قطع وزیری و با قیمت ۱۴ هزارتومان در ۲ هزار نسخه وارد بازار شده است.

«سال‌های بردگی» نیز فرازهایی از زندگی بلال حبشی در ۷۲ صفحه قطع وزیری است که با قیمت ۱۳ هزارتومان در ۲ هزار نسخه منتشر شده است.

این مجموعه در قالب داستان و با موضوع سیره اهل بیت و خاندان و یاران اهل بیت برای گروه سنی نوجوان (د و هـ) توسط به‌نشر (انتشارات آستان قدس رضوی) با تصویرگری وحید خاتمی و صفحه آرایی علیرضا پورحنیفه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

نباید دموکراسی را پیشکشی بدانیم که به ودیعه نهاده شده است؛ بلکه چیزی است که ما خودمان باید اینجا بسازیم... دو ماه بعد از انتشار ممنوع شدند... تمایلی برای بی‌توجهی به گذشته وجود دارد. حال آنکه ما حاصل گذشته‌ایم... بیداد خارجی همیشه پشتیبان بیداد بومی بوده... سیاهان در مبارزه‌شان علیه نژادپرستی انگلستان با فهماندن حق سکونتشان می‌گویند: «ما اینجا هستیم، چون شما آنجا بودید». ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...