«مجموعه آثار میرزا حسن رشدیه تبریزی» به کوشش سیدرضا باقریان موحد منتشر شد.

مجموعه آثار میرزا حسن رشدیه تبریزی سیدرضا باقریان موحد

به گزارش کتاب نیوز، مجموعه آثار میرزا حسین رشدیه تبریزی که شامل ۱۴ اثر (۱۲ کتاب درسی، نشریه مکتب و نظامنامه مدرسه رشدیه) است، توسط نشر کتاب طه به چاپ رسیده است.

میرزا حسن رشدیه تبریزی از تأثیرگذارترین شخصیت‌های فرهنگی و آموزشی تاریخ معاصر ایران است که توانست با ترویج آموزش نوین، تحول بزرگی در نظام آموزشی کشور پدید آورد. 

ناشر در معرفی این مجموعه اینطور آورده است که:

بسیاری از این کتاب‌ها اولین متون درسی مدارس نوین ایران در دوره جدید بوده‌اند و در طول سال‌های متمادی در مدارس رشدیه و نیز مدارس دیگر تدریس شده‌اند.
آموزش‌های رشدیه در این آثار از حد خواندن و نوشتن و الفبا و ادبیات فراتر می‌رود و سعی دارد به دانش‌آموزان و اصحاب تعلیم و تربیت وطن‌دوستی، حکومت قانون، اخلاقیات و دین‌داری را بیاموزاند.
هدف از احیای آثار رشدیه آن است که توجه برنامه‌ریزان نظام آموزش و پرورش و نیز سیاست‌گذاران ایران امروز به فلسفه تعلیم و تربیتی که در آثار رشدیه است برانگیخته شود و زمینه‌ای برای تجزیه و تحلیل این میراث ارزشمند و استفاده از آن فراهم آید.

نشر کتاب طه این مجموعه را در 747 صفحه در قطع وزیری و با قیمت 250 هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...