«مجموعه آثار میرزا حسن رشدیه تبریزی» به کوشش سیدرضا باقریان موحد منتشر شد.

مجموعه آثار میرزا حسن رشدیه تبریزی سیدرضا باقریان موحد

به گزارش کتاب نیوز، مجموعه آثار میرزا حسین رشدیه تبریزی که شامل ۱۴ اثر (۱۲ کتاب درسی، نشریه مکتب و نظامنامه مدرسه رشدیه) است، توسط نشر کتاب طه به چاپ رسیده است.

میرزا حسن رشدیه تبریزی از تأثیرگذارترین شخصیت‌های فرهنگی و آموزشی تاریخ معاصر ایران است که توانست با ترویج آموزش نوین، تحول بزرگی در نظام آموزشی کشور پدید آورد. 

ناشر در معرفی این مجموعه اینطور آورده است که:

بسیاری از این کتاب‌ها اولین متون درسی مدارس نوین ایران در دوره جدید بوده‌اند و در طول سال‌های متمادی در مدارس رشدیه و نیز مدارس دیگر تدریس شده‌اند.
آموزش‌های رشدیه در این آثار از حد خواندن و نوشتن و الفبا و ادبیات فراتر می‌رود و سعی دارد به دانش‌آموزان و اصحاب تعلیم و تربیت وطن‌دوستی، حکومت قانون، اخلاقیات و دین‌داری را بیاموزاند.
هدف از احیای آثار رشدیه آن است که توجه برنامه‌ریزان نظام آموزش و پرورش و نیز سیاست‌گذاران ایران امروز به فلسفه تعلیم و تربیتی که در آثار رشدیه است برانگیخته شود و زمینه‌ای برای تجزیه و تحلیل این میراث ارزشمند و استفاده از آن فراهم آید.

نشر کتاب طه این مجموعه را در 747 صفحه در قطع وزیری و با قیمت 250 هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...