کتاب «وزارت و دیوان‌سالاری ایرانی در عصر اسلامی» نوشته سید صادق سجادی توسط انتشارات بنیاد موقوفات افشار منتشر شد.

وزارت و دیوان‌سالاری ایرانی در عصر اسلامی سید صادق سجادی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، یکی از مهم‌ترین خصائص دستگاه اداری– سیاسی حکومت‌های قلمرو اسلامی، مخصوصاً خلافت عباسی و فرمانروایان و سلسله‌های بزرگ در ممالک اسلامی شرقی، وسعت و قوت و شوکت نظام دیوان‌سالاری و نهادهای آن است که با اقتدار و شکوه حکومت‌ها نسبت مستقیم داشته است. اطلاق دستگاه اداری– سیاسی بر نظام دیوان‌سالاری به این‌دلیل است که کارگزاران بلندپایه دیوانی، مخصوصاً وزیران بزرگ، عملاً زمام امور حکومت را در سیاست داخلی و گاه روابط خارجی به دست داشتند و حتی بعضی از آنها فرماندهی عالی قوای نظامی در جنگ‌ها را نیز بر عهده می‌گرفتند.
اصول و بنیادهای نظام دیوان‌سالاری مبتنی بر دستگاه اداری و اجرایی ایرانیان پیش از اسلام بوده و بعضی از نهادهای آن عیناً به عصر اسلامی منتقل شده است.

ماجرای این نهادها (دیوان‌ها) که تا نیمه دوم قرن اول هجری، در عصر اموی، هنوز به دست ایرانیان بود و دفاتر و اسناد آن نیز به فارسی نوشته می‌شد، نشان می‌دهد ایرانیان پرسابقه در حکومت و سیاست و دیوان‌سالاری، از آغاز اسلام نقش و اهمیتی بی‌همتا در شکل‌گیری نظام اداری و مالی آن قلمرو بزرگ، مخصوصاً در سرزمین‌های شرقی خلافت داشته‌اند. این‌نقش وقتی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که دانسته شود براساس قرائن و شواهدی نخستین دیوانیان ایرانی از عصر اموی به بعد، از خاندان‌های حکومت و دیوان‌سالار عصر ساسانی برخاسته بودند. در واقع سنت اداری و مالی عصر ساسانی به دست خاندان‌های دیوانی ایران به دوره اسلامی راه پیدا کرد؛ چنانکه آداب ملکداری و سیاست و برخی دانش‌های محض چون نجوم و پزشکی عیناً همین حکم را داشت.

مؤلف کتاب «وزارت و دیوان‌سالاری ایرانی در عصر اسلامی»، با نگاهی اجمالی به سوانح زندگی و شیوه مملکت‌داری وزیران و دیوانیان ایرانی خلافت اسلامی، سهم ایشان را در اداره دستگاه بزرگ و باشکوه خلافت اسلامی بررسی کرده و به شرح برخی از مهم‌ترین اصطلاحات و مناصب دیوانی پرداخته است.

مقصود از وزیران و دیوانیان ایرانی، هم اشخاص یا خاندان‌های وزارت‌اند که اصلاً و نسباً ایرانی بوده‌اند و هم کسانی هستند از عرب و غیر عرب‌اند که در دنیای ایرانی پرورش یافتند و پدرانشان از چند نسل پیشتر به ایران آمدند و سکنی گزیدند و با آداب و فرهنگ ایرانی برآمدند و بی‌گفتگو ایرانی به شمار می‌روند، مخصوصاً که دسته‌ای از آنها- مانند آل ماکولا- را محققان قدیم- ایرانی‌الاصل دانسته‌اند.

این‌کتاب با ۷۳۹ صفحه، شمارگان هزار و ۶۵۰ نسخه و قیمت ۱۵۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...