کتاب «روزنامه‌نگاری برند» [Brand journalism] نوشته اندی بول [Andy Bull] با ترجمه مریم چهاربالشی و محسن ایلچی توسط انتشارات ثانیه منتشر شد.

روزنامه‌نگاری برند [Brand journalism] نوشته اندی بول [Andy Bull]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، روزنامه‌نگاری برند، اولین‌کتاب درسی اختصاصی طراحی‌شده برای دوره‌های دانشگاه و اولین راهنمای عملی برای به‌کارگیری روزنامه‌نگاری برند و ترکیبی از درون‌مایه‌های روابط‌عمومی استراتژیک و ارتباطات بازاریابی است.

چگونگی به‌کارگیری روزنامه‌نگاری برند از جمله مواردی است که نویسنده در این‌کتاب تشریح کرده است. همه سازمان‌ها، از انواع مختلف شرکت‌هایی که کسب و کار B۲B یا B۲C دارند تا سازمان‌های دولتی و کمیته‌های تخصصی و حتی خیریه‌ها به ‌روزنامه‌نگاری برند نیاز دارند. این‌کتاب همچنین به مخاطبش می‌آموزد چگونه می‌تواند از روزنامه‌نگاری برند برای تحقق اهداف‌تان بهره بگیرد و همچنین به‌عنوان یک تولیدکننده محتوا چگونه می‌تواند موفق عمل کند.

مطالب کتاب «روزنامه‌نگاری برند» برای استفاده روزنامه‌نگاران، برای برندها و کسانی که با برندها کار می‌کنند از جمله فعالان حوزه مدیریت برند، بازاریابی، روابط‌عمومی، ارتباطات و خدمات مشتریان در نظر گرفته شده است. نویسنده این‌کتاب همچنین به روزنامه‌نگاران می‌آموزد چگونه آن‌چه را آموخته‌اند یا در حالی یادگیری‌اش هستند، در یک سازمان و فضای غیررسانه‌ای به کار بگیرند. آموزش این‌که هر سازمان غیررسانه‌ای، چگونه می‌تواند تبدیل به یک رسانه شود،‌ از دیگر مسائلی است که اندی بول در کتاب به آن‌ها پرداخته است.

نویسنده کتاب پیش رو، ۹۰ موردنگاری از سازمان‌های مختلف تجاری، خیریه، انجمن و نهادهای عمومی و ... گردآوری کرده و سخنان خود را با اتکا به این‌موارد تشریح کرده است.

این‌کتاب با ۳۱۸ صفحه و قیمت ۳۸ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...