مولفان کتاب «بازاریابی اجتماعی در سازمان‌های غیرانتفاعی و خیریه» در این مجموعه کوشیده‌اند ضمن بیان مبانی نظری و تعاریف بازاریابی اجتماعی، عناصر سازنده بازاریابی اجتماعی درباره بازاریابی در سازمان‌های غیرانتفاعی و خیریه مباحثی را مطرح کنند.

بازاریابی اجتماعی در سازمان‌های غیرانتفاعی و خیریه

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، کتاب «بازاریابی اجتماعی در سازمان‌های غیرانتفاعی و خیریه» تألیف «محمدمهدی ذوالفقارزاده»، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و «محمدمهدی عظیمی حسنی» از سوی انتشارات سازمان جهاد دانشگاهی تهران در 204 صفحه به قیمت 55 هزار تومان منتشر شد.

در فصل نخست این کتاب با عنوان «مبانی نظری و تعاریف» بازاریابی اجتماعی آمده است: خاستگاه بازاریابی حوزه تجارت و دنیای کسب و کار بوده است اما کاتلر ولوی بیان کردند که ابزارهای بازاریابی محدود به تجارت نیست و از آن می‌توان در حوزه‌های دیگر و برای منافع و کاربردهای دیگر استفاده کرد. عبارت بازاریابی اجتماعی را اولین بار کاتلرو زالتمن در مقاله خود با عنوان «بازاریابی اجتماعی، رویکردی برای برنامه‌ریزی تغییر اجتماعی» مطرح کردند که برخاسته از دانش‌های گوناگون بود.

در مطلبی در پشت این کتاب هم درج شده است: امروزه روند فزآینده تعدد و تنوع سازمان‌های خیریه و موسسات غیرانتفاعی، ضرورت استفاده از ابزارها و مفاهیم مرتبط با حوزه بازرایابی را به منظور افزایش مشارکت عمومی در کارهای خیر و عام‌المنفعه دوچندان کرده است. بازاریابی اجتماعی یکی از مفاهیم مرتبط با این حوزه و با قابلیت کاربست در عرصه امور خیر و سازمان‌های غیرانتفاعی است که در آن از اصول و فنون آمیخته بازاریابی اجتماعی تغییر جامعه و تحقق نفع عامه در یک رویکرد بلندمدت است.

در ادامه این مطلب آمده است: در این میان، مسایل مربوط به بنیادهای خیریه و توسعه فعالیت‌های آن‌ها و هم‌چنین افزایش مشارکت مردم در امور خیر، از حوزه‌های بکر مرتبط با بازاریابی اجتماعی محسوب می‌شود که نیازمند تبیین آن با یک نگاه کاربردی است براین اساس، تبیین ابعاد بازاریابی اجتماعی برای به کارگیری در حوزه فعالیت‌های خیریه‌ها و موسسات غیرانتفاعی و تشریح ابزارهای مناسب برای توسعه فعالیت‌های آن‌ها طبق مفاهیم مطرح در بازاریابی اجتماعی، از موضوعات مورد بررسی در این کتاب است.

این مجموعه در 7 فصل با عنوان‌های مبانی نظری و تعاریف، عناصر سازنده بازاریابی اجتماعی، بازاریابی اجتماعی و تغییر رفتار، فعالیت‌های خیریه و وقف، استراتژی بازاریابی سازمان‌های غیرانتفاعی و خیریه، کاربست بازاریابی اجتماعی در سازمان‌های غیرانتفاعی و خیریه و الگوی توسعه بازاریابی اجتماعی در موسسات غیرانتفاعی و خیریه گردآوری شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...