کتاب «گردشگری موسیقی؛ توسعه پایدار شهری و روستایی در ایران» نوشته محمدرضا آزاده فر عضو هیأت علمی گروه موسیقی شناسی دانشگاه هنر در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

به گزارش مهر، «گردشگری موسیقی؛ توسعه پایدار شهری و روستایی در ایران» توسط نشر «مرکز» در قالب ۲۴۰ صفحه و قیمت ۵۴ هزار و ۵۰۰ تومان منتشر شده است.

در توضیح این اثر تالیفی آمده است: «محتوای این کتاب با بهره‌گیری از یک سلسله مطالعات بین‌رشته‌ای در حوزه‌های «اقتصاد موسیقی»، «صنعت گردشگری» و «معماری و مدیریت شهری» همراه با نمونه‌های میدانی در چهار اقلیم اصلی ایران ارائه می‌شود که قابل استفاده برای طیف وسیعی از مخاطبان از حوزه‌های موسیقی، گردشگری، شهرسازی، معماری و مدیریت فرهنگی است. این کتاب مشتمل بر ۲ بخش اصلی است. مفاهیم بنیادین در زمینه‌ رونق گردشگری موسیقی در بخش اول مورد بحث قرار می‌گیرد و راهکارهای عملی توسعه‌ گردشگری موسیقی در ایران در بخش دوم طرح می‌شود. این کتاب همچنین حاوی پیشنهادی برای عملیاتی کردن اطلس گردشگری موسیقی ایران است.»

آزاده‌فر هم در زمینه اهمیت موضوع گردشگری موسیقی در توسعه کشور گفت: گردشگرانی که ایران را برای گردشگری برمی‌گزینند، اغلب در پاسخ به این سؤال که مهم‌ترین جاذبه‌ی ایران چیست؟ بدون تعلل به هنر ایرانی اشاره می‌کنند. از میان بی‌شمار پتانسیل‌هایی که هر ملت برای توسعه‌ خود دارد، منطقی‌ترین گزینه آن است که محور پیشرفت را بر چیزی قرار دهد که در آن زمینه سرآمد است. کتاب «گردشگری موسیقی؛ توسعه‌ پایدار شهری و روستایی در ایران» بر همین اصل استوار شده است؛ چراکه موسیقی یکی از مهم‌ترین جنبه‌های گردشگری رویداد و مشوّقی اثرگذار در انگیزه‌ سفر است.

محمدرضا آزاده‌فر عضو هیأت علمی گروه موسیقی شناسی دانشگاه هنر با رتبه استاد است که پیش از این کتابی نیز با عنوان «اقتصاد موسیقی» منتشر کرده است.

انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...