مدیریت مشکلات دیگران هم دست شماست | الف


وقتی در اجتماع زندگی می‌کنیم، تمام مدت با دیگران مواجه هستیم؛ دیگرانی که گاه مستقیم با آن‌ها به مشکل بر می‌خوریم و گاه به‌طور غیر مستقیم ما را درگیر مشکلات شخصی خودشان می‌کنند. به هر حال برای اینکه بتوانیم زندگی اجتماعی بهتری داشته باشیم، نباید اجازه دهیم این قبیل مشکلات، ما را از میدان به در کنند. رویارویی با مشکلات و مسایل دیگران یکسری مهارت‌های فکری و رفتاری ویژه لازم دارد.

رفع استرس در محل کار» [Dealing with People Problems at Work]  استفان پالمر و تیم برتون [Stephen Palmer and Timothy John Burton]

همه ما از این مهارت‌ها بهره‌مند نیستیم اما معمولا در محیط کار و زندگی خود با آن‌ها مواجه می‌شویم وگاه جز فرار از موقعیت راه دیگری به نظرمان نمی‌رسد. خیلی از ما هم ماندن در مشکل و سختی کشیدن را گریزناپذیر می‌یابیم. معمولا تعداد کمتری از افراد حاضر می‌شوند بی‌مهارتی خود را بپذیرند و رنج ایجاد تغییر را در خود بپذیرند. اما تمرین بهترین راه برای این دسته از افراد است.

یکی از مهم‌ترین عرصه‌های اجتماع که بیشتر افراد ناگزیر از حضور در آن هستند، محل کار است. در محل کار چالش‌های زیادی بین هم‌کاران پیش می‌آید. بیشتر به این دلیل که افراد تفاوت‌های فکری و شخصیتی زیادی با هم دارند که از تفاوت قومیت‌ها و تنوع روش‌های تربیتی ناشی می‌شود. پس به وجود آمدن مشکلات طبیعی است. اما ادامه پیدا کردن آن و عدم حل این تعارض‌ها طبیعی نیست. چون باعث از بین رفتن بازدهی در محل کار می‌شود و این مساله به همه اعضا آسیب می‌زند. البته مدیریت خوب، می‌تواند این مشکلات را از سر راه کارکنان بردارد.

«رفع استرس در محل کار» [Dealing with People Problems at Work] عنوان کتابی است از استفان پالمر و تیم برتون [Stephen Palmer and Timothy John Burton] در حوزه مدیریت و علو‌م ‌انسانی که یکسری راهکارهای عملی و تمرینی برای کمک به رفع مشکل، به خواننده ارایه می‌دهد؛ این راهکارها برای مدیرانی پیشنهاد شده که در محل کار با مشکلات متعدد کارمندان خود مواجه هستند. اما با خواندن کتاب متوجه خواهید شد که این راه‌حل‌های مدیریتی، می‌تواند برای زندگی روزمره نیز مفید باشد.

این کتاب در هفت فصل نوشته شده و در هر فصل توصیه‌هایی وجود دارد که خواننده را قدم به قدم تا پیدا کردن راه‌حل مناسب پیش می‌برد به طوری که توانایی این را بیابد که بر مشکلات کارمندان در محل کار غلبه کند.

شیوه نگارش کتاب به این شکل است که خواننده به طور مستقیم مورد خطاب نویسنده است و تقریبا فضای کتاب به شکل یک کارگاه مهارت‌آموزی غیر حضوری است. در هر فصل، موضوعی با چند مثال ملموس برای خواننده مطرح می‌شود و بعد از او خواسته می‌شود که نظر فعلی یا عکس‌العمل‌ خود را بنویسد. سپس مباحثی در مورد نظرات یا عکس‌العمل‌های غلط و درست مطرح می‌شود و به این ترتیب دیدگاه خواننده به چالش کشیده می‌شود. به این صورت که مثال‌هایی برای عکس‌العمل غلط ارایه و بررسی می‌شوند.

هم‌چنین در طول هر فصل تمرین‌هایی برای خواننده در نظر گرفته شده است که با انجام آن‌ها می‌تواند روند تغییر ذهنیت خود را با توجه به آموزه‌های کتاب مشاهده کند. در ضمن باید اشاره کرد که خواننده‌های پویا و فعال نتیجه بهتری از خواندن این کتاب می‌گیرند.

• در فصل اول کتاب، نویسندگان می‌خواهند تکلیف خواننده را با موضوع کتاب مشخص کنند و به نوعی خواننده را به یک خودشناسی اولیه برسانند. به این ترتیب خواننده به این آگاهی می‌رسد که مباحث کتاب در موقعیت و باور فعلی او کاربردی خواهند بود یا خیر. در این فصل سوالات متعددی در مورد اعتقاد خواننده پرسیده می‌شود؛ اینکه آیا او در قبال مشکلات مردم و چگونگی حل آن‌ها احساس وظیفه می‌کند یا خیر. با این سوالات تقریبا تمام تصوری که شما از دلایل کمک به دیگران دارید زیر سوال می‌رود تا به فکر وادار شوید و به طور منطقی و به دور از احساسات به مهارت‌های خود در زمینه برخورد با مشکلات دیگران، فکر کنید.

• در فصل دوم، مطالب در مورد مهارت‌های اولیه حل مشکل است؛‌ یعنی نحوه سوال و جواب کردن با همکاران و گفت‌وگوی مؤثر با آن‌ها. در نگاه اول به نظر می‌رسد که تمام مشکلات از فقدان مهارت‌های ارتباطی و گفت‌وگویی صرف ناشی می‌شود اما در این کتاب مهارت ارتباطی به عنوان یکی از مقدمه‌های حل مشکل و غلبه بر استرس مطرح شده است. در فصل دوم با انواع سوالاتی آشنا می‌شویم که هنگام مواجهه با مشکل یکی از همکاران، می‌توانیم از او بپرسیم. این سوالات ممکن است در کدام موقعیت کاربرد بهتری داشته باشند.

• در فصل سوم دو چارچوب‌ کلی برای رفتارهای کلیدی انسان‌ها معرفی می‌شود. نویسندگان قصد دارند در تمرین‌های مختلف این فصل نشان دهند که با تغییر یکی از ابعاد چارچوب فکری-رفتاری خودمان می‌توانیم نتیجه رفتار را بهبود ببخشیم. تاکید نویسندگان در این فصل بر نقش کلیدی باورهای افراد بر روی عملکرد آن‌هاست و اینکه چقدر تعدیل و یا تغییر این باورها می‌تواند به رفتار بهتر و مناسب‌تری منجر شود. در این فصل باورهای خواننده به عنوان مقدمه‌ای برای رفتار او به او معرفی می‌شوند و طی تمرین‌های مختلف به او آموزش داده می‌شود که چطور باورهای خود را تغییر دهد و به رفتارها و نتایج جدید و موثر در برخورد با مشکلات دیگران برسد. یکی از مهم‌ترین راهبردهایی که در این فصل به آن اشاره شده است، معرفی برخی از خطاهای تفکر است.

• فصل چهارم این کتاب اختصاص دارد به مهارت‌ تفکر منطقی برای حل مشکل و اینکه چطور داده‌های خامی را که از مشکلات هم‌کاران دریافت کرده‌ایم، به طور منطقی کنار هم قرار دهیم و نتیجه معقولی از آن‌ها بگیریم. در این فصل ابتدا خواننده را با چهار ابزار آشنا می‌کنند تا بتواند به وسیله آن‌ها تفکر غیر منطقی را از تفکر منطقی تشخیص دهد. سپس طی تمرین‌‌های مختلف راه‌هایی برای مجادله با این افکار غیرمنطقی‌ پیشنهاد می‌شود که هر کدام با مثال و نظریه بسط داده می‌شوند. البته فصل چهارم این کتاب به مهارت مهم تفکر منطقی و بحث منطقی می‌پردازد و به نوعی می‌توان گفت که یک فصل مرجع است که ممکن از در طول زمان نیاز به مراجعه مجدد به آن وجود داشته باشد.

• در فصل پنجم این کتاب به صورت خیلی منظم و ساختاریافته، مراحل هفت‌گانه‌ای برای حل مشکل تعریف شده است. در طول فصل به صورت مرحله به مرحله همراه با تمرین و مثال هر کدام از این مراحل را باز می‌کنند. نویسندگان برای هر مرحله از مراحل هفتگانه‌ای که برای حل مشکل در نظر گرفته‌اند، زیر مرحله‌هایی نیز در نظر گرفته‌اند به عنوان مثال اولین قدم در حل مشکل، تشخیص مشکل است که در وهله اول باید مواردی را که مشکل هستند، شناسایی شوند. این شناسایی خود ابزاری نیاز دارد که در اصطلاح کتاب فنون روشن‌کننده نامیده می‌شوند. به همین ترتیب در فصل پنجم این کتاب، مراحل هفت‌گانه حل مشکلات و ابزار مورد نیاز هر کدام مطرح و بررسی می‌شوند. در واقع فصل پنجم بدنه اصلی کتاب را تشکیل می‌دهد و حجم بیشتری را نسبت به فصول دیگر کتاب به خود اختصاص داده است. می‌توان گفت چهار فصل ابتدایی کتاب مقدمه‌ و پیش‌نیاز خواندن فصل پنجم است. اگر چه خود نویسنده‌ها مدعی شده‌اند که خواننده می‌تواند هر یک از فصل‌ها را به طور جداگانه مطالعه کند و در موضوع آن فصل به خصوص نتیجه بگیرد، اما بهترین پیشنهاد این است که برای نتیجه‌گیری معقول و همه‌جانبه کتاب را به صورت مرحله‌ای و گام به گام مطالعه کنید.

• فصول شش و هفت کتاب استراتژی‌ها و عملکردهای تکمیلی را برای مدیریت مشکلات در محل کار ارایه می‌دهد. مسلما این دو فصل برای خواننده‌ای که پا به پای تمرین‌های کتاب پیش رفته باشد و یک دید کلی و مناسب از آموزه‌های مدیریتی آن به دست آورده باشد، مفیدتر خواهد بود. اگر چه خواندن بدون تمرین و صرف گذر کردن از مباحث این کتاب هم یک دید کلی مناسب در مورد مشکلات به فرد می‌دهد. اما این دو فصل حکم تحصیلات تکمیلی را دارد و به خواننده حرفه‌ای، مهارت‌های تکمیلی را معرفی می‌کند در فصل ششم یکسری مهارت‌ کمکی معرفی می‌شوند که یک مدیر برای به دست گرفتن کنترل امور به آن‌ها نیاز دارد؛ از جمله توانایی تصور و پیش‌بینی صحیح آینده یا مدیریت استرس در زمان بروز مشکل. در فصل هفتم به یکسری مورد کلی و گسترده مدیریتی اشاره شده از جمله اقداماتی که بهتر است یک مدیر در طولانی مدت انجام دهند تا فرهنگ مواجهه با مشکل در سازمان تحت مدیریت آن‌ها تغییر کند. به عنوان مثال روش‌هایی که لازم است در هنگام بروز مشکل اعمال شود در ابتدای این فصل مطرح شده است. در ادامه نیز موارد پیش‌گیرانه مطرح شده است؛ مانند مواردی که کارمندان برای انجام بهتر وظایف خود و مراعات مسائل مربوط به همکاران، باید مد نظر قرار دهند.

درست است که کتاب «رفع استرس در محل کار» یک کتاب مدیریتی است و در نگاه اول تنها برای مدیران و یا دست‌کم افراد شاغل کاربردی به نظر می‌رسد، اما در حقیقت برای همه اقشار مناسب است. چرا که همه ما در امور مختلف زندگی خود نیاز به فنون مدیریت داریم تا بتوانیم مشکلات مختلفی را که ممکن است در سر راهمان قرار بگیرد پیش‌بینی کنیم و حتی آنقدر توانمند شویم که در صورت غیرقابل پیش‌بینی بودن هم بتوانیم مشکلات خود را مدیریت کنیم.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...