درباره‌ی کتاب «بی خانمانی و سیاست‌گذاری اجتماعی» [Homelessness and Social Policy]
اثر روچر باروز، نیکلاس پلیس و دبورا کویلگارس [Deborah Quilgars, Roger Burrows, N. Pleace]

 

او فهمید که سرپناه چگونه می‌تواند او را از خطرات حیوانات در امان بدارد و متوجه شد که زمستان‌ها دیگر به سختیِ گذشته نیست و آفتابِ تابستان آن‌قدرها هم که فکرش را می‌کرد بی‌رحم نیست. او بعد از اسکان در خانه‌اش به عزّت نفس رسید. دیگر نیازی نبود نگرانِ جایی برای اسکان موقت شب‌ها و روزهایش باشد؛ جایی که ممکن بود قبل از او، دیگری آن را به تصاحب خویش درآورده باشد؛ حالا دیگر یک‌جایِ همیشگی بود که تنها برای او بود. او مالک خانه شده بود.

بی خانمانی و سیاست‌گذاری اجتماعی» [Homelessness and Social Policy] اثر روچر باروز، نیکلاس پلیس و دبورا کویلگارس [Deborah Quilgars, Roger Burrows, N. Pleace

دنیایِ امروز اما دیگر مانند روزهایی نیست که همه‌ی انسان‌ها سقفی هرچند کوتاه و موقت، بر سر خود داشتند. این کتاب می‌خواهد همین را به شما بگوید. می‌خواهد آن رنجِ بی‌سرپناهی انسان‌های گذشته که در شهرهای پرجمعیت و توسعه یافته‌ی امروزی تکرار شده است را، دوباره به ما یادآوری‌اش کند. بارها از کنار چنین افرادی گذر کرده‌ایم. آن‌ها را بارها دیده‌ایم. حتماً پیش خودمان هم به چرایی بی خانمان شدن‌شان فکر کرده‌ایم. در داستان‌های ادبیِ کلاسیکـ، بارها این فضا را مجسّم کرده‌ایم. در رمان بینوایان و آرزوهای بزرگ و داستان‌هایی که از زندگی پر مشقّت چنین افرادی نوشته‌اند. هرکدام از ما به گونه‌ای با این مسأله آشناییم اما هیچ‌گاه نتوانسته‌ایم حال و روزشان را دقیق‌تر و از نزدیک‌تر ببینیم و درک کنیم. نویسندگان این اثر، سعی دارند به ما کمک کنند تا بتوانیم به هر روز و هر ساعتِ زندگیِ روزمره‌ی بی سرپناهان بیشتر واقف شویم. اما این همه‌ی کارشان نیست. آن‌ها ریشه‌ها را وارسی می‌کنند و گاهی مجبور می‌شوند مدّتی به حفاری و واکاوی مسأله ادامه بدهند چرا که ریشه‌های عمیق‌تری را کشف کرده اند. اشراف کامل اینان به مسأله باعث می‌شود خواننده جزئیات بسیار مهمی درباره‌ی شهر و تنوع زیستی‌اش پیدا کند . نویسندگانی که هر کدام دغدغه‌ی خاصی دارند و هر کدام بنا به تجارب و دانش و علاقه‌شان، بستری از جامعه را بررسی کرده‌اند. آن‌ها از کودکان می‌گویند، از زنان، از میانسالان؛ اما چیزی که مرا بسیار مجذوبِ این تحقیق کرد بررسی نسبتِ پدیده‌ی بی خانمانی با دو بُعدِ زندگیِ زنانِ خانه‌دار و هم‌چنین خدمت سربازی بود. حتم دارم شما هم بعد از خواندن این قسمت از کتاب، وقتی با بُعدِ جدیدی از این مسائل روبرو بشوید، شگفت‌زده خواهید شد. یکی از نکات خوب کتاب، مجزا بودن هر بخش از مباحث بصورت جداگانه است که هر کدام را بطور کامل واکاوی می‌کند. مرتب بودن مباحث و موضوعاتِ مورد بررسی و بخش بندی صحیح آن‌ها، کارائی بالایی برای خوانندگان خواهد داشت. چرا که خواننده می‌تواند بعد از مطالعه‌ی بخش‌هایِ اولیه کتاب که تاریخچه‌ و مقدمه‌ای بر این پدیده است، هر فصلی را که مورد نیاز اوست انتخاب کرده و مطالعه کند. از این جهت، کتابی است که می توانم بگویم برای خواننده دسترسی سهل الوصولی به مطالب فراهم کرده‌ است.

چرا باید این کتاب را بخوانیم؟

برای جواب دادن به این سئوال، ابتدا باید مخاطبین کتاب را به دو بخش تقسیم کرد. بخش اول مخاطبینی که علاقه دارند بیشتر درباره‌ی اجتماعی که در آن زندگی می‌کنند و شهری که شبانه روزشان را در آن می‌گذرانند بدانند این کتاب می‌تواند آگاهی و بینش خوب و جامعی به آن‌ها بدهد و ابعاد مختلفی که زوایای مبهم و غیرشفافی از شهری که در آن زندگی می‌کنند در ذهن دارند برایشان روشن می‌شود. به نظر می‌آید ما شناخت کافی نسبت به دیگر انسان‌ها و بخصوص همشهریان‌مان و زندگی‌هایشان نداریم به همین دلیل است که گاهی با زدن برچسب‌هایی خاص و تعاریفی مشخص، چنین تصور می‌کنیم که مسأله را شناخته‌ایم و درهای آگاهی را برای شناختِ بهتر و عمیق‌تر، به رویِ خودمان می‌بندیم. چنین نگاهی خطراتی به دنبال دارد؛ عکس العمل‌ها و تصمیماتی که می‌تواند دیگری را به خطر بیاندازد. از این رو شناخت بهتر و کامل‌تر از دنیای اطرافمان باعث می‌شود تا فرد مؤثری برای جامعه‌ی خود و اطرافیان‌مان باشیم و براحتی اسیرِ شناخت سطحی از انسان‌ها نشویم. این کج‌فهمی‌ها می‌تواند شامل حال افراد خانواده و نزدیکان و دوستان‌مان نیز بشود. شاید بتوان اهمیت مطالعه چنین کتابی را در آگاهی بخشی، نسبت به زندگی شخصی خودمان و اطرافیانمان، دانست.

اما دسته و گروه دیگری که مطالعه این کتاب می‌تواند راهنمای خوبی برایشان باشد، دانشجویان، محققان و متخصصین علوم انسانی هستند. اگر قصد مطالعه و بررسی بر پدیده ی بی خانمانی دارید، این اثر با ارائه ی آمارهای قابل اعتماد و استفاده از نظریات مهمِ نظریه پردازان درحوزه‌های مختلف، کمک شایانی به شما می‌کند. حوزه‌های مطالعاتی‌ای از جمله حوزه‌ی زنان، مجردها، اقلیت‌های قومی، جوانان، کودکان و نوجوانان، میانسالان، بازنشستگان، نظامیان و دیگر گروه‌های اجتماعی، حوزه‌هایی هستند که به آن پرداخته است و ارتباط آن‌ها با این پدیده‌ی اجتماعی به طور دقیق و با سنجشی کارشناسانه، مورد پژوهش قرار گرفته‌اند.

از نکات خوبی که در این کتاب در کنار دیگر نکات می‌توان به آن اشاره کرد، پاورقی‌های کامل و جامعی است که به‌ اندازه‌ی محتویاتِ کتاب و یا حتی بیش‌تر، ارزش مطالعاتی دارند. اگر این کتاب را مطالعه کردید پاورقی‌های آن را نادیده نگیرید. زیرا می‌توانند به سوالاتی که درحین مطالعه برایتان ایجاد می‌شوند به خوبی پاسخ بدهند. در انتهای کتاب، کلمات و واژگان تخصصی و نیمه تخصصی‌اش، دوباره یادآوری شده‌اند تا برای خواننده سهولتِ به خاطر سپردنِ آنها به همراه داشته باشد.

نثرِ کتاب ساده و خوشخوان است. طرحی که برای جلد کتاب انتخاب شده است، زیبا و اثرگذار است. تصویری که برای همیشه در خاطرتان می‌ماند. شاید مطالعه این اثر سبب شود تا گامی در جهتِ بهبود شرایط انسان‌هایی برداشته شود که به سرعت فراموش می‌شوند. یک کتاب خوب می‌تواند رنجِ انسان‌های دردمند را به ما نشان بدهد. این‌بار قرار است در این کتاب از دیگری بخوانیم. امید که این دانستن به اراده‌ی یاری دهنده‌ای نیرو ببخشد.

الف

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

آثاری از این دست فقط ما را عالم‌تر یا محقق‌تر نمی‌کنند، بلکه حال ما را خوش‌تر و خوب‌تر می‌کنند... می‌گوید مفاهیم اخلاقی 8 تاست... ما نخست قهرمانان اخلاقی و قدیسان اخلاقی و فرزانگان اخلاقی (به صورت خلاصه اسوه‌های اخلاقی) را تشخیص می‌دهیم، سپس می‌گوییم هر چه در اینها هست، از نظر اخلاقی خوب یا درست یا فضیلت است... اما ما نمی‌توانیم به احساسات و عواطف صرف تکیه کنیم... ممکن است کسی از یک جنبه الگو باشد و از جنبه‌های دیگر خیر... پس ما معیاری مستقل از وجود الگوها یا اسوه‌ها داریم! ...
شناخت ما از خودمان را معطوف به نوشته‌های غیرایرانی کردند... سرنوشت تاسیس پارلمان در ایران با مشاهدات سفرنامه‌نویسان گره خورده... مفهوم و کارکرد پارلمان در اواخر دوره ناصری... مردم بیشتر پیرو و تابع بودند، یعنی متابعت و اطاعت از دالِّ سیاسی مرکز قدرت، امری پذیرفته شده تلقی می‌شده ... مشورت برای نخبگان ایرانی اغلب جنبه تاسیسی نداشته و تنها برای تایید، ‌همفکری و یاری‌دهندگی به شاه مورد استفاده قرار می‌گرفته... گفت‌وگو و تعاملی بین روشنفکران ملی‌گرا و روحانیون مشروطه‌خواه ...
با خنده به دنیا آمده است... به او لقب سفیر شادی، خنده و گشاده‌رویی می‌دهند... از لرزش بال حشره‌ای تا آه زنی در حسرت عشق را می‌تواند بشناسد و تحلیل کند... شخصیتی که او به‌عنوان معجزه‌گر در روابط انسانی معرفی می‌کند و قدرت‌اش را در برقراری و درک ارتباط با آدم‌ها و سایر موجودات به‌تفصیل نشان می‌دهد، در زندگی شخصی خود عاجز از رسیدن به تفاهم است ...
سرچشمه‌های ایران‌دوستی متعدد هستند... رفتار دوربین شعیبی در مکان مقدسی مثل حرم، رفتاری سکولاریستی است... جامعه ما اما جامعه بیماری است و این بیماری عمدتا محصول نگاه سیاسی است. به این معنا که اگر گرایش‌های دینی داری حتما دولتی و حکومتی هستی و اگر می‌خواهی روشنفکر باشی باید از دین فاصله بگیری... در تاریخ معاصر همین روس‌ها که الان همه تکریم‌شان می‌کنند و نباید از گل نازک‌تر به آنها گفت، گنبد امام رضا (ع) را به توپ بستند اما حرم امن ماند ...
با بهره‌گیری از تکنیک کات‌آپ و ‌تکه‌تکه کردن روایت، متن‌هایی به‌ظاهر بریده‌ و ‌بی‌ربط را نوشته ‌است، تکه­‌هایی که در نهایت همچون پازلی نامرئی خواننده را در برابر قدرت خود مبهوت می‌کند... با ژستی خیرخواهانه و گفتاری مبتنی بر علم از هیچ جنایتی دریغ نمی‌کند... مواد مخدر به نوعی تسلط و کنترل سیستم بدن ‌ِفرد معتاد را در دست می‌گیرد؛ درست مانند نظام کنترلی که شهروندان بدون آن احساس می‌کنند ناخوش‌اند، شهروندانی محتاج سرکوب امیال­شان... تبعید‌گاهی‌ پهناور است که در یک کلمه خلاصه می‌شود: مصونیت ...