کتاب «انسان‌شناسی فرهنگ مذهبی ایرانیان» با بررسی مؤلفه‌های هویتی ایرانی، به دنبال پاسخگویی به سؤالات مربوط به پدیده‌های فرهنگی و مذهبی موجود در جامعه ایران است.

انسان‌شناسی فرهنگ مذهبی ایرانیان کریم خان محمدی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، ایران از جمله کشورهایی است که دارای قدمت فرهنگی بوده و به این سابقه دیرینه افتخار می‌کند. کمتر ایران‌شناسی پیدا می‌شود که درباره فرهنگ و هویت ایرانی مطالعه کرده و به این قدمت اشاره‌ای نداشته باشد. تداوم فرهنگ ایرانی چنان بدیهی است که امروز، همین عنصر «قدمت» به یکی از مؤلفه‌های هویتی ایرانیان تبدیل شده است. نیکی کدی در کتاب ریشه‌های انقلاب ایران، در تحلیل چالش‌برانگیز بودن ایران در دوران معاصر به این متغیر اشاره کرده و معتقد است داشتن فرهنگ دیرینه، ایران را انقلاب‌خیز و چالش‌برانگیز کرده است؛ بدین معنا که ایرانیان از یک سوی، مواجه با مدرنیته غربی هستند و از سوی دیگر به دنبال حفظ اصالت تاریخی خویش‌اند.

از این رو، نا آرامی‌های ایران در سده اخیر همانند جنبش‌های تنباکو، نفت، پانزده خرداد و انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی را باید در راستای چالش ایران در حفظ اصالت خویش و مصالحه با مدرنیته غربی تبیین کرد. در کتاب «انسان‌شناسی فرهنگ مذهبی ایرانیان» بحث بر سر این است که مختصات عمومی فرهنگ ایرانی چیست؟ به عبارت دیگر، مؤلفه‌های هویتی ایرانی که بتوان ایران را با آن مؤلفه‌ها و عناصر معرفی کرد کدام‌اند؟ و چه ویژگی‌هایی را می‌توان به ایران سه هزار ساله نسبت داد؟

پس از پاسخ به سؤالات یاد شده، سوال دیگر مطرح می‌شود که چالش ایران در دوران معاصر، به ویژه از انقلاب ناتمام مشروطه تا انقلاب اسلامی بر سر چیست؟ به عبارت روشن‌تر، ایران در مواجهه با مدرنیته غربی به دنبال چه نوع شکل‌بندی است؟

حجت‌الاسلام کریم خان محمدی، مؤلف کتاب «انسان شناسی فرهنگ مذهبی ایرانیان» به دنبال پاسخگویی به سوالات فوق و بررسی پدیده‌های فرهنگی و مذهبی موجود در جامعه ایران است. این تألیف شامل 8 فصل است که در فصل اول، «عناصر فرهنگی پایداری ایرانیان»، فصل دوم «پدیده چنار خون‌بار الموت قزوین»، فصل سوم «قدم‌گاه بیت‌النور»، فصل چهارم «چاه عریضه جمکران، از خرافه تا واقعیت»، فصل پنجم «مناسک سه‌شنبه شب‌های مسجد جمکران»، فصل ششم «مناسک قالی‌شویان مشهد اردهال»، فصل هفتم «پدیده نخل‌گردانی»، فصل هشتم «سبک معماری ایرانی ـ اسلامی خانه عباسیان کاشان» را مورد بررسی قرار می‌دهد.

کتاب «انسان شناسی فرهنگ مذهبی ایرانیان» در 344 صفحه توسط انتشارات دانشگاه باقرالعلوم علیه‌السلام به زیور تبع آراسته شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...