مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری (متن) فرهنگستان هنر کتاب «سکونت در محله» (روایتی از شکل‌گیری محله دولت تهران در دوره ناصری) نوشته سمیرا فتحی را منتشر کرد.

سکونت در محله (روایتی از شکل‌گیری محله دولت تهران در دوره ناصری) نوشته سمیرا فتحی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، در پشت جلد این کتاب آمده است: این کتاب پژوهشی در باب تاریخ معماری و شهرسازی تهران در زمان ناصرالدین شاه قاجار است. در اواخر سده سیزدهم هجری، گسترش شهر تهران و شکل‌گیری محله‌های مسکونی جدید در دارالخلافه ناصری فرصتی تازه به بانیان معماری و عاملان شهرسازی داد تا نیازها و خواست‌های نوظهور جامعه در حال دگرگونی ایران را در کالبد و نوع زندگی تازه در محله‌های جدید شهر محقق کنند. محله دولت یکی از بخش‌های مهم شهر جدید بود که عناصر ضروری برای زندگی مدرن را در خود جای داد و با نوع معماری و بافت شهری متفاوت، پاسخی به نیازهای جامعه بود.

همچنین زهرا اهری، در تقریظی که بر این کتاب نوشته، آورده است: «تاریخ معماری شهری تبلور تحولات حوزه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و فکری را در فضا جست‌وجو می‌کند و این مطالعه با چنین رویکردی صورت گرفته است. نگارنده با تلاشی درخور، سعی کرده است برای اولین بار، با استناد به منابع دست اول این دوره، جوانبی از ویژگی‌های فضای شکل‌گرفته در محله دولتِ دوره ناصری را با توجه به ذهنیت و وضعیت آن دوره نشان دهد.»

این کتاب در سه فصل به نگارش درآمده است: فصل اول، تحت عنوان «شناخت محله دولت»، به معرفی اجمالی محله دولت می‌پردازد. در فصل دوم با عنوان «چگونگی شکل‌گیری محله دولت»، نویسنده به نیازها، خواست‌ها و طرح گسترش تهرانِ آن زمان پرداخته است. فصل سوم، ذیل عنوان «کیفیت سکونت در محله دولت»، به تعامل میان بنا و عرصه فضای شهری در محله دولت اختصاص دارد.

کتاب سکونت در محله را مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری (متن) در ۱۷۶ صفحه با شمارگان ۵۰۰ نسخه و بهای ۴۸,۵۰۰ تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...