کتاب «جنگ روسیه و ژاپن؛ 1904 تا 1905 نخستین جنگ مدرن در جهان» تالیف محمد سرخی توسط انتشارات آرمان رشد منتشر شد.

جنگ روسیه و ژاپن؛ 1904 تا 1905 نخستین جنگ مدرن در جهان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این کتاب عوامل پیروزی ژاپن و شکست روسیه در «جنگ روسیه و ژاپن» را از دیدگاه نظامی و سیاسی مورد مطالعه قرار داده است.

اختلاف دو کشور ژاپن و روسیه، بر سر منچوری و این که روس‌ها به رغم موافقت‌نامه حاضر به بیرون بردن نیروهای خود از آن ناحیه نشدند، سبب شد تا ژاپن در ژانویه سال 1904 به روسیه اولتیماتوم داد، در ششم فوریه آن سال روابطش را قطع کرد و روز دهم فوریه اعلام جنگ کرد. با شکست روسیه، توافق بر آتش‌بس شده و صلحی پُرتسموت میان دو کشور با وساطت رئیس‌جمهور آمریکا در پنجم سپتامبر سال 1905.م برقرار شد.

قرن بیستم شاهد جنگ‌های بزرگی بود که طی آن میلیون‌ها نفر کشته شدند. اولین جنگ قرن بیستم میان روسیه و ژاپن اتفاق افتاد، اما به خاطر اهمیت جنگ جهانی اول این جنگ کمتر مورد توجه قرار گرفت. جنگ روسیه و ژاپن به دلیل وسعت زیاد منطقه درگیری و تعداد کم نیروها، فضا کافی برای انجام حرکت‌های تهاجمی به نیروهای دو طرف دو طرف را داد و ارتش ژاپن توانست با دور زدن جناح حریف، روسیه راوادار به عقب‌نشینی کند.

جنگ روسیه و ژاپن فقط از نظر نظامی مهم نبود، بلکه از لحاظ سیاسی اهمیت زیادی داشت و باعث شد ژاپن به جمع قدرت‌های بزرگ جهان بپیوندد و کشورهای غربی مجبور شدند در محاسبات خود این کشور را نیز در نظر بگیرند، این جنگ اولین پیروزی یک کشور آسیایی در مقابل یک قدرت بزرگ باعث بیداری کشورهای استعمارزده شد تا در این کشورها جریان‌های سیاسی ضد استعماری و استقلال‌طلبانه به وجود بیاید.

در این کتاب جنگ روسیه و ژاپن از دیدگاه نظامی و سیاسی مورد مطالعه قرار گرفته تا عوامل پیروزی ژاپن و شکست روسیه مشخص شود.

انتشارات آرمان رشد کتاب «جنگ روسیه و ژاپن؛ 1904 تا 1905 نخستین جنگ مدرن در جهان» تالیف محمد سرخی را در 219 صفحه و به بهای 185 هزار تومان به چاپ رساند.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...