کتاب «پارینه‌سنگی ایران 1» سلسله گزارش‌های باستان‌شناسی به کوشش سامان حیدری گوران و الهام قصیدیان توسط مرکز معرفی فرهنگی پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری چاپ و منتشر شد.

پارینه‌سنگی ایران 1» سلسله گزارش‌های باستان‌شناسی به کوشش سامان حیدری گوران و الهام قصیدیان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این کتاب مشتمل بر مقالات متخصصین دوره پارینه سنگی ایران از محوطه‌هایی نظیر غار‌قلعه کُرد آوج، کوه خواجه سیستان، دشت ایذه خوزستان، دشت دهلران، دره خرم‌آباد، کُلِت مازندران، درب گنبد کوهدشت، سواحل شمالی خلیج‌فارس و... در بخش‌های میانه فلات ایران، شمال‌شرق، جنوب‌شرق، زاگرس‌جنوبی، زاگرس‌مرکزی، شمال‌غرب وشمال به نگارش درآمده است.

در پیشگفتار این کتاب به قلم سامان حیدری گوران، الهام قصیدیان و روح‌الله شیرازی آمده: علیر‌غم اینکه در طول سالیان اخیر پژوهش‌های دوره پارینه‌سنگی ایران توسط پژوهشگران ایرانی رشد قابل توجهی یافته اما برکسی پوشیده نیست که تعداد باستان‌شناسانی که بصورت تخصصی به پژوهش‌های پارینه‌سنگی در ایران می‌پردازند بسیار اندک است.

اینکه چه عواملی باعث شده که این دوره مهم باستانی با اقبال کمتری در روزگاران گذشته روبرو باشد و چرا آرام آرام این دوره مورد توجه بیشتری قرارگرفته موضوعی است که می‌تواند بحث مفصل دیگری باشد.

این یک حقیقت است که بخش عمده‌ای از اخبار علمی بسیار داغ دنیای باستان‌شناسی حول محور کشفیات انسان‌شناسی در دوره پلیستوسن می‌چرخد و پژوهشگران در مناطق مختلف کلیدی دنیا مشغول مطالعه هستند تا زوایای پنهان داستان دگر‌گشت آدمی را روشن کنند. در عین‌حال واقعیت امر این است که سرزمین ایران با وجود ‌اینکه منطقه بسیار مهمی در رابطه با موضوع دگر‌گشت انسان بوده اما از قافله علم و پژوهش در این زمینه عقب مانده است.

به عقیده نویسندگان این سطور تا وقتی که کاری آغاز نشده باشد نمی‌توان دقیقا نقاط ضعف و قوت آن کار را دید در نتیجه این کتاب به عنوان گام نخست برای آشکارسازی نقاط قوت و ضعف‌ها گردآوری شده است برای اینکه نشان دهد ما کجای این داستان ایستاده‌ایم.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...