«جهاد ابتدایی در سنت و سیره نبوی» عنوان کتابی است که به‌تازگی ازسوی بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی روانه بازار نشر شده است.

جهاد ابتدایی در سنت و سیره نبوی محمد مروارید

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، شریعت اسلام به عنوان کامل‌ترین و کارآمدترین شریعت، مجموعه‌ای از احکام و قوانین را در برداشته و برنامه‌ای مشخص برای زندگی بشر ارائه کرده است. یکی از عناصر این شریعت «جهاد فی سبیل الله» است؛ آنچه در این باره مورد بحث و بررسی قرار گرفته، جهاد ابتدایی و جنگی است که مسلمانان در آن،آغازگر تحرکات نظامی شمرده می‌شوند.

در این میان برخی اندیشمندان مسلمان کوشیده‌اند جهاد ابتدایی را به طور کلی بی اعتبار و فاقد دلیلی اعلام کنند. در سوی دیگر، برخی از خاورشناسان جهاد را راهی برای ارضای روحیه جنگ طلبی و خشونت یا ابزاری برای تصاحی اموال و تامین معیشت مسلمانان می‌دانند.

مولف در کتاب «جهاد ابتدایی در سنت و سیره نبوی» اثبات کرده است جهاد ابتدایی، به رغم تفاوت ماهوی با جهاد دفاعی، در سیره نبوی همان ملاک جهاد دفاعی انجام می‌شده و هدفی جز هدف جهاد دفاعی نداشته است و آن برقاری و حفظ امنیت و استقرار مسلمانان بوده است.

آیا جهاد ابتدایی مشروعیت دارد؟ در چه شرایطی و با چه کسانی و با چه هدفی واجب است؟ آیا جهاد ابتدایی یک تکلیف شرعی از سوی خداوند متعال بر عهده تمام مکلفان و به تشخیص آنان است یا اینکه در محدوده اختیارات حاکم است و بنا بر تشخیص مصالح حکومت و مقاصد شریعت، به وسیله حاکم انجام می‌شوند؟ آیا جهاد ابتدایی در عصر غیبت نیز مشروعیت دارد؟ و... از جمله سوالاتی است که در این کتاب به آن پاسخ داده شده است.

این کتاب در 6 فصل سامان یافته است و به مباحثی همچون، «نظریات جهاد ابتدایی»، «مروری تاریخی بر جهاد در حکومت پیامبر اکرم (ص)»، «تحلیل و دسته بندی جهادهای پیامبر اکرم (ص)»، «سنجش نظریات فلسفه جهاد ابتدایی پیامبر اکرم (ص)» و «آیات جهاد و حدیث مقاتله؛ به مثابه کاشف از سیره» می‌پردازد.

نظریه جهاد ابتدایی برای ترویج دین، مصونیت‌های جنگی کافران، مبارزه با ریشه محاربه و ناآرامی، جهادهای ترکیبی، قراردادهای صلح و جزیه با مشرکان و اهل کتاب، غزوات پیامبر با مشرکان و اهل کتاب، مبارزه با عناصر محارب یا پیمان شکن و... از جمله مباحثی است که در این کتاب شرح داده شده است.

این کتاب به قلم محمد مروارید نگاشته شده و سیدجلال قیامی میرحسینی کار ویرایش آن را بر عهده داشته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...