بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی کتاب «الشیعه فی ایران دراسه التاریخیه» را به تازگی منتشر و روانه بازار نشر کرده است.

تاریخ تشیع در ایران از آغاز تا طلوع دولت صفوی الشیعه فی ایران دراسه التاریخیه

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  مهر، این کتاب برگردان کتاب «تاریخ تشیع در ایران از آغاز تا طلوع دولت صفوی» نوشته رسول جعفریان است که به زبان عربی به چاپ رسیده است و خواننده را با چگونگی گرایش ایرانیان به مذهب تشیع و وضعیت آنها در سده‌های مختلف در ایران آشنا می‌سازد.
مؤلف همچنین به سخنان نادرست تاریخ‌نگاران و نویسندگان بزرگی همچون ابن خلدون، ابن حجر… و دیگر تهمت‌های دروغ پاسخ داده و با دلایلی موجه و توضیح کافی مطابق با عقاید شیعه مطالب را بیان کرده‌ و پیدایش، تحول و تاریخ تشیع در ایران را از آغاز تا پایان قرن نهم هجری مورد بررسی، تحلیل و مستند قرار داده است.
نویسنده پس از نگارش مقدمه، متن اثر را بدون ذکر فصل و بخش با عناوین متعددی مطرح کرده است. در ابتدای این اثر به تعریف تشیع و انواع آن و همچنین علل نفوذ و پیشرفت تشیع پرداخته و سپس وضعیت تشیع از قرن اول تا نهم به تفکیک قرن مورد بررسی قرار گرفته است.
این کتاب توسط علی هاشم الاسدی به زبان عربی ترجمه شده است و در شمارگان ۳۰۰ نسخه در قطع وزیری به چاپ رسیده و در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...