کتاب «سیره شخصی هاشمی رفسنجانی در خانواده و اجتماع» (سیری در روزنوشت‌ها) تالیف غلامعلی رجائی منتشر شد.

سیره شخصی هاشمی رفسنجانی در خانواده و اجتماع» (سیری در روزنوشت‌ها) تالیف غلامعلی رجائی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، دفتر اول کتاب «هاشمی رفسنجانی در خانواده و اجتماع» با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۴۸هزار تومان توسط نشر ذکر منتشر شد.

در نوشته پشت‌جلد کتاب «سیره شخصی هاشمی رفسنجانی در خانواده و اجتماع» می‌خوانیم: زندگی شخصی آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی همانند زندگی سیاسی او سرشار از نکته‌ها و جذابیت‌ها و متاثر از حیات سیاسی و اجتماعی اوست و برخوردار از جاذبه‌ای خاص، از آن جهت که نگاهی درونی به شخصیت فردی و خانوادگی مردی پرداخته که از ستون‌های اصلی انقلاب بود و از قدیمی‌ترین یاران امام در دوران مبارزه و پس از پیروزی انقلاب اسلامی به‌شمار می‌آید.

در این دفتر براساس روزنوشت‌های هاشمی رفسنجانی به زندگی شخصی ایشان پرداخته شده و خواننده را تا حد قابل توجهی با سطح و نحوه گذران زندگی شخصی وی آشنا می‌سازد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...