ترجمه «یادداشت‌های سیاسی ایران» ویرایش ار. ام بارل شامل گزارش‌های سفارت بریتانیا در ایران اواخر قاجار، به جلد پنجم رسید.

یادداشت‌های سیاسی ایران» ویرایش ار. ام بارل جلد پنجم

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، جلد پنجم از مجموعه «یادداشت‌های سیاسی ایران» نوشته ار.ام.بارل به‌تازگی با ترجمه افشار امیری توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی در ۱۴۱۰ منتشر شده است. این مجموعه، گزارش‌های سفارت بریتانیا در ایران را در بر می‌گیرد. دوره تحت پوشش مجلد پنجم، از روزهای آغازین زمستان سال ۱۲۸۸ شمسی شروع شده و تا اولین روزهای زمستان سال ۱۲۹۸ شمسی ادامه دارد.

در این‌مجلد، مکاتبات و اسناد مربوط به نحوه اداره کشور توسط عضدالملک، که تا زمان رسیدن احمدشاه به سن قانونی نایب السلطنه ایران بود، درج شده است. در همین دوره است که احمدشاه قاجار به سن قانونی می‌رسد و در ۱۲۹۳ تاج گذاری می‌کند.

نکته مهم دیگری که رخدادها و حوادث تحت پوشش این مجلد را مهم می‌کند، هم زمانی سال‌های میانی این دوره ۱۰ ساله با سال‌های جنگ جهانی اول است.

رخداد مهم دیگری که این مجلد به آن پرداخته و اسناد و مدارکی در خصوص آن ارائه شده، تشکیل «پلیس جنوب» در سال ۱۹۱۹ م بود. همچنین امضای قرارداد ۱۹۱۹ وثوق الدوله از دیگر وقایع مهم این دوره است که جنجال های بسیاری در پی داشت.

در جلد پنجم «یادداشت‌های سیاسی ایران» نیز مانند سایر مجلدها، مکاتبات سفارت انگلیس در تهران با مقامات ارشد دولت این کشور در لندن منتشر شده است. مکاتبات و اسنادی که در این جلد ارائه شده، می‌تواند منبع ارزشمندی برای علاقه‌مندان و پژوهشگران حوزه تاریخ معاصر ایران باشد تا با ژرف اندیشی هرچه بیشتر در این اسناد و مکاتبات و با مداقه در آنها، به پژوهش در حوزه تاریخ معاصر ایران بپردازند و ابعاد ناشناخته تحولات مربوط به این دوره ده ساله را رمزگشایی کنند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...