سیاست‌ورزی و مردم | اعتماد


آصف بیات را باید از آن دست ایرانشناسان دغدغه‌مند دانست که با پیگیری وقایع و تحولات داخلی ایران و خاورمیانه به‌طور کل، نگاه واقع‌بینانه و علمی ارایه می‌کنند. برخلاف بسیاری از ایرانشناسان که فعالیت خود را محدود به فضای آکادمیک می‌کنند آصف بیات سعی دارد تحولات رخ‌داده در منطقه به خصوص ایران را از نزدیک رصد کرده و برای این تحولات تبیین‌های متقن و علمی ارایه کند. آثار منتشرشده از سوی او کاملا گواه بر این امر هستند. کتاب «طبقه، سیاست و نظریه اجتماعی» اثر آصف بیات که اخیرا از سوی نشر شیرازه روانه بازار شده از این امر مستثنی نیست.

خلاصه کتاب طبقه، سیاست و نظریه اجتماعی» آصف بیات

کتاب «طبقه، سیاست و نظریه اجتماعی» متشکل از مجموعه مقالاتی است که آصف بیات بین سال‌های 2018 – 1994 نگاشته است. محوریت این مقالات عموما ایران و خاورمیانه است. کتاب که از دو بخش تشکیل شده است بخش اول آن مربوط به مباحث نظری که شامل مناطق جغرافیایی و نظریه‌های اجتماعی، مطالعه جوامع خاورمیانه، سیاست جوانی، حاشیه‌ای بودن: مصیبت یا موهبت است.

در این بخش بیات سعی کرده تا پیش کشیدن مباحث امکانات و محدودیت‌های سیاست‌ورزی در خاورمیانه و ایران را به تصویر بکشد. اینکه در مواجهه با ایران یا خاورمیانه چه میزان باید در بند نظریات بود و چه میزان در بند وقایع و تحولات؟ جایگاه هرکدام چه میزان است؟ مساله بومی بودن علم یا غیر بومی بودن؟ و به‌طور کل مساله روش‌شناسی خاورمیانه باید چگونه باشد؟

در ادامه بیات به یکی از محوری‌ترین پدیده‌های خاورمیانه پرداخته است یعنی مساله جوانی. اینکه جوانان چه میزان می‌توانند در سرنوشت یک کشور به خصوص کشورهای خاورمیانه نقش داشته باشند از اهمیت بالایی برخوردار است. در این میان نویسنده به توان و موانع سیاسی این پدیده پرداخته است. اینکه آیا جوانان بالذات انقلابی هستند یا منفعل؟ جوانان چگونه وارد سیاست می‌شوند و چه توانی دارند؟

مقاله حاشیه‌ای بودن: مصیبت یا موهبت؟ سعی دارد از زاویه دیگری به مقوله فرودستان و زندگی انسان‌های حاشیه‌ای بپردازد. حاشیه‌ای بودن به چه معناست؟ انسان حاشیه‌ای کیست؟ چه نسبتی بین فرودستی و حاشیه‌ای بودن وجود دارد؟ در ادامه نویسنده تاکید می‌کند حاشیه‌ای بودن وضعیتی است که صرفا فرودستان با آن مواجه نیستند بلکه افراد بسیاری حتی ثروتمندان می‌توانند به این حس دچار شوند و اینکه حاشیه‌ای بودن برای فرودستان صرفا مصیبت نیست بلکه توانایی ایجاد امکانات جدیدی برای بقای‌شان دارد.

دربخشی به مقوله طبقه و سیاست پرداخته است. این بخش شامل چهار مقاله است. تاریخ‌نگاری طبقه و کارگران در ایران، آیا طبقه نافی ملت است؟ کارگران و دموکراسی در ایران، گرامشی در تهران.
در این بخش بیات با بیان و نقد گرایش‌ها و جریان‌های مختلف تاریخ‌نگاری طبقه کارگر و کارگران در ایران به نحوی تاریخ مطالعات کارگری در ایران را نیز مورد بحث و گفت‌وگو قرار داده است. نویسنده جریان‌هایی مانند گرایش‌های شرق‌شناسانه، مارکسیستی، سوسیال‌دموکراسی و در نهایت تاریخنگاری اسلامی را مورد بحث و بررسی قرار داده است. در مقالات بعدی به رابطه طبقه و ملت، کارگران و دموکراسی در ایران پرداخته است که هرکدام به نحوی مساله ایران را نیز شامل شده است.

آصف بیات در این مجموعه مقالات بار دیگر مساله سیاست‌ورزی و مردم را مورد بازبینی قرار داده است. زندگی و حیات مردم و فرودستان از مهم‌ترین اصول پروژه کاری و تحقیقی بیات است و در این کار نیز به خوبی این پروژه مورد بحث قرار گرفته است. سیاست‌ورزی برای مردم و فرودستان در خاورمیانه با محدودیت‌ها و نیروهای پنهان بسیاری همراه است که هیچ سیاستمدار و محققی بدون شناخت این مسائل از عهده تجزیه و تحلیل دقیق این منطقه بر نمی‌آید. سیاست‌ورزی در خاورمیانه پیچیدگی‌ها و الزامات خاص خود را دارد که بدون توجه به این الزامات قطعا به تقلیل‌گرایی و شناخت غلط دچار خواهد شد.

جایگاه طبقه و سیاست یکی از محوری‌ترین مباحث کتاب است. در این بحث بیات به خوبی مقوله سرمایه‌داری در کشورهایی مانند ایران را مورد بررسی قرار می‌دهد. وی اعتقاد دارد که سرمایه‌داری در خاورمیانه می‌تواند حضور داشته باشد بدون اینکه مراحل طی‌شده در جوامع غربی را پشت سر گذاشته باشد. سرمایه‌داری در این منطقه کاملا شکل و شمایل خاص خود را دارد که با همپیمانی برخی از نیروهای دیگر آثار بسیاری در سرنوشت منطقه به جا می‌گذارد.

کتاب «طبقه، سیاست و نظریه اجتماعی» به ما می‌آموزد بدون اینکه مقهور نظریات شویم به بهترین نحو ممکن با آنها به گفت‌وگو بنشینیم و بیاموزیم. برای اینکه خودمان را بشناسیم، نمی‌توانیم صرفا با تکیه بر ابزارهای نظری خود به این شناخت نائل شویم. ما مجبوریم برای فهم آنچه قرار است رخ دهد یا آنچه رخ داده از ابزارهای نظری استفاده کنیم و در دام بومی‌گرایی نیفتیم.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

تجربه‌نگاری نخست‌وزیر کشوری کوچک با جمعیت ۴ میلیون نفری که اکنون یک شرکت مشاوره‌ی بین‌المللی را اداره می‌کند... در دوران او شاخص سهولت کسب و کار از رتبه ١١٢ (در ٢٠٠۶) به ٨ (در ٢٠١۴) رسید... برای به دست آوردن شغلی مانند افسر پلیس که ماهانه ٢٠ دلار درآمد داشت باید ٢٠٠٠ دلار رشوه می‌دادید... تقریبا ٨٠درصد گرجستانی‌ها گفته بودند که رشوه، بخش اصلی زندگی‌شان است... نباید شرکت‌های دولتی به عنوان سرمایه‌گذار یک شرکت دولتی انتخاب شوند: خصولتی سازی! ...
هنرمندی خوش‌تیپ به‌نام جد مارتین به موفقیت‌های حرفه‌ای غیرمعمولی دست می‌یابد. عشقِ اُلگا، روزنامه‌نگاری روسی را به دست می‌آورد که «کاملا با تصویر زیبایی اسلاوی که به‌دست آژانس‌های مدلینگ از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی رایج شده است، مطابقت دارد» و به جمع نخبگان جهانی هنر می‌پیوندد... هنرمندی ناامید است که قبلا به‌عنوان یک دانشجوی جوان معماری، کمال‌گرایی پرشور بوده است... آگاهیِ بیشتر از بدترشدنِ زندگی روزمره و چشم‌انداز آن ...
آیا مواجهه ما با مفهوم عدالت مثل مواجهه با مشروطه بوده است؟... «عدالت به مثابه انصاف» یا «عدالت به عنوان توازن و تناسب» هر دو از تعاریف عدالت هستند، اما عدالت و زمینه‌های اجتماعی از تعاریف عدالت نیستند... تولیدات فکری در حوزه سیاست و مسائل اجتماعی در دوره مشروطه قوی‌تر و بیشتر بوده یا بعد از انقلاب؟... مشروطه تبریز و گیلان و تاحدی مشهد تاحدی متفاوت بود و به سمت اندیشه‌ای که از قفقاز می‌آمد، گرایش داشت... اصرارمان بر بی‌نیازی به مشروطه و اینکه نسبتی با آن نداریم، بخشی از مشکلات است ...
وقتی با یک مستبد بی‌رحم که دشمنانش را شکنجه کرده است، صبحانه می‌خورید، شگفت‌آور است که چقدر به ندرت احساس می‌کنید روبه‌روی یک شیطان نشسته یا ایستاده‌اید. آنها اغلب جذاب هستند، شوخی می‌کنند و لبخند می‌زنند... در شرایط مناسب، هر کسی می‌تواند تبدیل به یک هیولا شود... سیستم‌های خوب رهبران بهتر را جذب می‌کنند و سیستم‌های بد رهبران فاسد را جذب می‌کنند... به جای نتیجه، روی تصمیم‌گیری‌ها تمرکز کنیم ...
دی ماهی که گذشت، عمر وبلاگ نویسی من ۲۰ سال تمام شد... مهر سال ۸۸ وبلاگم برای اولین بار فیلتر شد... دی ماه سال ۹۱ دو یا سه هفته مانده به امتحانات پایان ترم اول مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه اخراج شدم... نه عضو دسته و گروهی بودم و هستم، نه بیانیه‌ای امضا کرده بودم، نه در تجمعی بودم. تنها آزارم! وبلاگ نویسی و فعالیت مدنی با اسم خودم و نه اسم مستعار بود... به اعتبار حافظه کوتاه مدتی که جامعه‌ی ایرانی از عوارض آن در طول تاریخ رنج برده است، باید همیشه خود را در معرض مرور گذشته قرار دهیم ...