کتاب «فوکوشیما» [Japan's 2011 natural disasters and nuclear meltdown] ویراسته مایرا ایمل با ترجمه یاسمین مشرف توسط انتشارات ققنوس منتشر و راهی بازار نشر شد.

حادثه اتمی فوکوشیما» [Japan's 2011 natural disasters and nuclear meltdown]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، درباره حادثه «فوکوشیما» باید گفت در ۱۱ مارس سال ۲۰۱۱ زمین‌لرزه‌ای که پنجمین زمین لرزه قدرتمند ۱۰۰ سال گذشته محسوب می‌شود، در ژاپن رخ داد که حوادث زنجیره‌ای قدرتمندی به دنبال داشت. سونامی ناشی از این زلزله هر چیزی را که بر سر راهش قرار داشت بلعید و در حالی که مردم تلاش می‌کردند با خسارت برجای مانده از زلزله و سونامی مقابله کنند، زلزله و سپس سونامی، موجب انفجار شدیدی شدند که نیروگاه هسته‌ای فوکوشیما دایچی را لرزاند و در یکی از رآکتورهای آن نشتی ایجاد کرد. به این‌ترتیب وحشت شدیدی از وقوع ذوب هسته‌ای ژاپن را در بر گرفت. با تشخیص بالا بودن میزان تشعشع در تأسیسات، تلاش‌ها برای کنترل بحران آلودگی در این نیروگاه متوقف شد. در آن‌روزها زنجیره‌ای از حوادث فاجعه‌بار ثبات ژاپن را به شدت تهدید می‌کرد.

نسخه اصلی کتاب «فوکوشیما» سال ۲۰۱۴ توسط انتشارات گرین هِوِن (Greenhaven Press) منتشر شده است. این‌کتاب هم مانند دیگر عناوین مجموعه «چشم‌اندازهایی از تاریخ معاصر» دربردارنده ۳ بخش اصلی است که به‌ترتیب پیش‌زمینه‌های حادثه تاریخی، مباحث پیرامون آن و روایت‌های شخصی را شامل می‌شوند. بخش اول کتاب پیش‌رو «زمینه تاریخی بلایای طبیعی و ذوب هسته‌ای سال ۲۰۱۱ ژاپن» نام دارد و ۶ دیدگاه یا مقاله را با این‌ عناوین شامل می‌شود: «بلایای سال ۲۰۱۱ ژاپن: نمای کلی»، «ژاپن زیر و رو شد؛ ابتدا زمین‌لرزه‌ها، سپس سونامی _ و اکنون ویرانی‌های احتمالی ناشی از ذوب هسته‌ای»، «انفجار دوم در نیروگاه هسته‌ای فوکوشیما»، «حقیقت زهرآگین در مورد اعجاز ژاپن»، «آیا ایالات متحده می‌تواند رسیدن بقایای سونامی ژاپن به سواحل غربی خود را مهار کند؟» و «من یکی از اعضای فوکوشیما ۵۰ هستم».

«مباحث پیرامون فجایع طبیعی و ذوب هسته‌ای سال ۲۰۱۱ ژاپن» هم دومین‌بخش کتاب است که دربردارنده ۹ دیدگاه است. این‌ مقالات و دیدگاه‌ها به‌ترتیب عبارتند از: «ژاپن آمادگی خوبی برای سونامی داشت»، «هزاران نفر به دلیل آماده نبودن ژاپن برای سونامی جان خود را از دست دادند»، «حادثه نیروگاه هسته‌ای فوکوشیما فاجعه‌ای ساخته دست انسان بود»، «واکنش اولیه دولت کان به بلایا معقول بود»، «دولت ژاپن باید برنامه خود را برای مقابله با بلایا اصلاح کند»، «تاثیرات فاجعه»، «خودمهاری زیاد به منافع ملی ژاپن آسیب خواهد رساند» و «ذوب هسته‌ای ژاپن» و «زلزله، سونامی، ذوب هسته‌ای _ تاثیر فجایع سه‌گانه در ژاپن و در جهان».

۷ دیدگاه از دیدگاه‌های مندرج در کتاب هم در بخش سوم آن قرار دارند که «روایت‌های شخصی» نام دارد. این‌دیدگاه‌ها هم از اول تا هفتم به این‌ترتیبند: «زلزله زنی تاجر از اهالی توکیو را گرفتار می‌کند»، «دانش‌آموزی خارجی که در زمان زمین‌لرزه سال ۲۰۱۱ در توکیو بوده است»، «نویسنده‌ای که از زلزله و سایر بلایای سال ۲۰۱۱ جان به در برده است»، «یکی از آوارگان ژاپنی به بیان نگرانی‌هایش می‌پردازد»، «پس از فاجعه: بازگشت به ژاپن ویران‌شده»، «روزنامه‌نگاری از نیروگاه هسته‌ای فوکوشیما بازدید می‌کند»، «ردیابی آب‌آورد سونامی».

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

گزارش موقت هیئت‌مدیره که در پایان سال ۲۰۱۱ منتشر شد، بیشترین کوتاهی را به دلیل کم‌اهمیت‌ پنداشتن تهدید سونامی متوجه تپکو، و به‌دلیل خطاهای انسانی در عملکرد سیستم خنک‌کننده اضطراری و ناتوانی در اجرای عملیات تخلیه یا اطلاع‌رسانی دقیق و به‌موقع، متوجه کارکنان این شرکت دانسته است.

این‌حادثه همچنین نشان داد که رهبران ژاپن تا چه اندازه به استفاده از انرژی هسته‌ای پایبندند تا آن‌جا که تعداد کمی از آنها به ارزیابی مجدد این‌موضوع تمایل دارند. «دهکده هسته‌ای» شامل طرفداران انرژی هسته‌ای، از جمله مسوولان خدمات شهری، ماموران دولتی، سیاستمداران، روزنامه‌نگاران و کارشناسان، بی‌رحمانه به کان اتهام وارد کردند زیرا وی بلافاصله پس از ۱۱ مارس به‌ صراحت از تپکو انتقاد و سوالاتی در مورد ایمنی انرژی هسته‌ای مطرح کرده و حمایت خود از اتکای بیشتر به انرژی‌های تجدیدپذیر را اعلام کرده بود. کان پیش‌تر شکایت کرده بود که تپکو اطلاعات موثقی ارایه نمی‌دهد و او به همین دلیل بلافاصله پس از ۱۱ مارس برای دریافت کمک و اطلاعات با ایالات متحده تماس گرفته است. به دنبال وقوع انفجارها و ذوب هسته‌ای (تپکو سرانجام در ماه مه به وقوع ذوب هسته‌ای اذعان کرد)، تپکو در ۱۵ مارس به کان اطلاع داد که می‌خواهد همه کارگران خود را از نیروگاه فوکوشیما خارج کند، اما وی از دادن اجازه این‌ کار خودداری کرد. بعدها کان نگرانی خود را از این موضوع آشکار کرد که اگر کارکنان اضطراری نیروگاه آن‌جا را ترک کنند، شاید تخلیه توکیو _ سناریویی شبیه کابوس _ ضرورت پیدا کند.

این‌کتاب در ۱۸۳ صفحه مصور، با شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۹۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...