انتشارات سازمان جهاد دانشگاهی تهران کتاب «دانشگاه، پیشران توسعه اقتصادی» [Universities and Colleges As Economic Drivers] نوشته جیسون لین [Jason E. Lane] و بروس جانستون [Johnstone, D. Bruce] و ترجمه وحید مهربانی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران چاپ و منتشر کرد.

دانشگاه، پیشران توسعه اقتصادی» [Universities and Colleges As Economic Drivers] نوشته جیسون لین [Jason E. Lane] و بروس جانستون [Johnstone, D. Bruce]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، در بخشی از پیشگفتار این مجموعه به نوشته «نانسی زیمفر» رئیس دانشگاه ایالتی نیویورک آورده شده است: من به این باور اعتقاد راسخ دارم که نشاط و پایداری اقتصادی ما در پشت سر ما قرار ندارد بلکه مقابل ماست. در آن طرف مرز. و من به همین اندازه متقاعد شده‌ام که موسسات و نظام‌های آموزش عالی – دانشگاه‌ها، مدارس عالی و مدارس عالی منطقه‌ای آمریکا- پلی را برای رساندن ما به آنجا خواهند ساخت. آن‌ها همانند خالقان دانش و ادراک جدید، همانند موسسات پشتیبان پرطراوات و معتبر در مجامع ما و همانند هر دوی فرآهم‌آورندگان و خالقان طیف وسیعی از مشاغل، در موضع ناموزونی برای خدمت‌رسانی به عنوان قدرتمندترین موتورها برای جان تازه بخشیدن به اقتصادمان قرار دارند.

در فصل نخست این مجموعه با عنوان «آموزش‌عالی و رقابت‌پذیری اقتصادی» آمده است: آموزش‌عالی نقش سرنوشت‌ساز رو به فزونی در رقابت‌پذیری اقتصادهای محلی، ایالتی و ملی بازی می‌کند. عوامل تعیین‌کننده شاخص رقابت‌پذیری جهانی مربوط به مجمع جهانی اقتصاد بررسی می‌شوند تا مشخص شود چگونه آموزش‌عالی به‌مثابه محرکی برای رشد اقتصادی در نظر گرفته می‌شود. سپس با بررسی گزارش‌های نهادی مرتبط با توسعه اقتصادی و طرح‌های ملی رقابت‌پذیری اقتصادی، این فصل افزایش توجه جهانی و اهمیت رقابت‌پذیری اقتصادی و راه‌هایی که دولت‌ها از طریق آن‌ها تلاش می‌کنند تا قدرت آموزش‌عالی در تأمین رقابت‌پذیری خودشان را تحکیم بخشند، موضوع بحث قرار می‌دهد.

این مجموعه کتاب مشتمل بر ۱۰ فصل با عنوان‌های آموزش‌عاالی و رقابت‌پذیری اقتصادی، تنوع فعالیت‌های توسعه اقتصادی دانشگاه و مسائل سنجش تأثیر، اشکالات سنجه‌های سنتی نقش آموزش‌عالی در توسعه اقتصادی، سنجش کمک پژوهشی دانشگاه به رشد اقتصادی و نوآوری، همکاری دانشگاه، صنعت و دولت برای رشد اقتصادی، همگرایی آموزش‌عالی و بازار کار، نقش اساسی مدارس عالی منطقه‌ای در بازسازی جوامع محلی و اقتصاد کشور، پیامدهای پیش‌بینی نشده سیاست‌های دارایی فکری دانشگاه و تأثیر رکود بزرگ ۲۰۰۸ بر نقش مدارس‌عالی و دانشگاه‌های در رشد اقتصادی ایالتی و منطقه‌ای است.

انتشارات سازمان جهاد دانشگاهی تهران این کتاب را در ۴۱۱ صفحه و به قیمت ۱۱۰ هزار تومان چاپ و راهی بازار نشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...