کتاب «معجزه تولید با مروری بر نقش حمایت از تولید داخلی در تعیین سرنوشت اقتصادی کشورهای جهان» توسط اندیشکده راهبردی سعداء منتشر شد.

معجزه تولید با مروری بر نقش حمایت از تولید داخلی در تعیین سرنوشت اقتصادی کشورهای جهان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «معجزه تولید با مروری بر نقش حمایت از تولید داخلی در تعیین سرنوشت اقتصادی کشورهای جهان» نوشته سیدمحمدحسین راجی، سیدمحمدرضا خاتمی و محسن فوجی توسط اندیشکده راهبردی سعداء روانه بازار نشر شد.

کتاب «معجزه تولید با مروری بر نقش حمایت از تولید داخلی در تعیین سرنوشت اقتصادی کشورهای جهان» به مروری بر نقش حمایت از تولید داخلی در تعیین سرنوشت اقتصادی کشورهای جهان پرداخته است.

در مقدمه آن ذکر شده که این کتاب با استناد به مهمترین منابع، ثابت می‌کند که کشورهای ثروتمند با استفاده از سیاست های حمایتگرایانه و رونق تولید خود، پیشرفت کرده و پس از به ثمر نشستن سیاست‌های حمایتی و پس از آنکه در موضع برتری صنعتی نسبت به دیگر کشورها قرار گرفتند، نظریه تجارت آزاد را ترویج کردند تا مانع از پیشرفت کشورهای دیگر شوند. کتاب «معجزه تولید» می‌تواند مخاطبین را با چرایی و چگونگی پیشرفت برخی از کشورها و ریشه مشکلات اقتصادی برخی کشورهای ضعیف آشنا کرده و اهمیت تولید در پیشرفت اقتصادی و حل مشکلات و نیز وضعیت ایران در این زمینه را برای مخاطب روشن کند.

این اثر در پنج فصل تورم و ارتباط جدایی ناپذیر آن با نوع حمایت از تولیدات داخلی، چگونگی حمایت دولت های غربی از تولید داخلی، وضعیت صنعت در دوران پهلوی و وضعیت تولید در جمهوری اسلامی و چالش های پیش روی تولید ملی و زمینه های انحرافات اقتصادی نگاشه شده است.

در بخشی از فصل انتهایی کتاب می‌خوانیم: «اصلی ترین و مهم‌ترین چالش رشد تولید کشور، چالش ذهنی برخی از مسئولان در یافتن راه‌حل‌ها در خارج از مرزهاست. این نوع نگاه، بدون در نظر داشتن توان و استعدادهای داخلی، پیشرفت اقتصادی را فقط با استفاده از نسخه‌های بیرونی ممکن می‌داند؛ به‌خصوص در سال‌های اخیر، رشد اقتصاد را در تغییر مواضع سیاست خارجی کشور می‌دانست. اشکال اساسی این تفکر عدم تفکیک بین تجربه غرب و نسخه تجویزی آن‌هاست. تجربه غرب همچون تجربه هر تمدن دیگر ارزشمند است و باید خوبی‌هایش را آموخت و از بدی‌هایش اجتناب کرد. اما تجویزهای غرب، برای تداوم استعمار ملت‌هاست. لیبرال‌های ایرانی چشم بر تجربه غرب بسته و گوش برای تجویزش تیز کرده‌اند. به همین دلیل است که کارکرد طبیعی‌شان، تأمین منافع غرب است».

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...