چه کسانی روی کلودیا گلدین اثر گذاشتند؟ | تجارت فردا


مطابق معمول، کلودیا گلدین [Claudia Goldin] هم از طریق تلفن مطلع شد که برنده جایزه نوبل اقتصاد شده است. تلفن مشکوک را که پاسخ داد، به او اطلاع دادند که نوبل اقتصاد به او تعلق گرفته است. روز دوشنبه 9 اکتبر 2023 (17 مهر 1402) کلودیا گلدین که نزدیکانش او را کارآگاه می‌دانند با صدای زنگ تلفن از خواب بیدار شد و خبر را شنید. بعد با لبخندی حاکی از رضایت، گوشی را سرجایش گذاشت و تصمیم گرفت دوباره به رختخواب برگردد و همسرش را مطلع کند.

کلودیا گلدین [Claudia Goldin]

«اولین کاری که پس از شنیدن خبر انجام دادم، مطلع کردن همسرم بود که به نظر، تا حدودی از آنچه به وقوع پیوسته بود، اطلاع داشت. او لبخند زد و گفت: عالی است. فقط بگو چه کار کنم. به او گفتم سگ را بیرون بیاور و چای درست کن. من هم می‌روم تا لباس بپوشم. باید برای کنفرانس مطبوعاتی آماده شوم.» اکنون زن محققی که به کارآگاه معروف است و شب‌ها دیر به خواب می‌رود و عمر خود را وقف آکادمی و پژوهش کرده و به‌خصوص برای زنان گام‌های بلندی برداشته، جایزه نوبل را برنده شده است. خانم گلدین سال‌هاست که روی «روندهای تاریخی برابری جنسیتی» مطالعه می‌کند، آثار او در این سال‌ها مورد توجه قرار گرفته و خود را شایسته این عنوان بزرگ می‌داند.

زنِ اولین‌ها
14 می 1946 و در حالی که کمتر از یک سال از بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاگی در ژاپن می‌گذشت، زنی در نیویورک به دنیا آمد که در 9 اکتبر 2023 جایزه نوبل اقتصاد را به خانه برد. کلودیا گلدین در همه 77 سالی که از عمرش می‌گذرد با اولین‌ها سروکار داشته است؛ او در سال 1989 اولین زنی بود که در دپارتمان اقتصاد دانشگاه هاروارد مشغول به کار شد؛ سومین زنی است که برنده جایزه نوبل اقتصاد می‌شود؛ اولین زنی است که این جایزه را با دیگری تقسیم نمی‌کند و شاید از همه مهم‌تر این است که خانم گلدین در زمره پیشروترین محققانی است که در زمینه مشارکت زنان در بازار کار و پیامدهای آن برای آینده نیروی کار مطالعه کرده است. این متولد منطقه برانکس، که جزو شمالی‌ترین محلات نیویورک به حساب می‌آید و در شمال محله منهتن قرار دارد، در کودکی می‌خواست باستان‌شناس شود اما آنچه او را به مسیر دیگری برد، خواندن یک کتاب بود؛ کتابی که خود معتقد است «بر افراد بی‌شماری تاثیر گذاشته است». گلدین با خواندن کتاب «شکارچیان میکروب»، اثر جاودانه و تاثیرگذار پل هنری دی‌کرایف میکروب‌شناس هلندی‌تبار آمریکایی، با زاویه تازه‌ای در دنیای خویش آشنا شد. اثر دی‌کرایف به حدی الهام‌بخش بود که کلودیا در همان نوجوانی و دوران دبیرستان تصمیم گرفت باکتری‌شناس شود. او تصمیم گرفته بود مانند الگوی خویش دست به کار متفاوتی بزند و در این راه کلیدواژه «کارآگاه» را شایسته خود می‌دانست: «همیشه دوست داشتم کارآگاه باشم. از بچگی کارآگاه بودم. خیلی وقت پیش می‌خواستم یک باکتری‌شناس بشوم و کارهای پلیسی‌ام را زیر میکروسکوپ انجام دهم.»

کارآگاه باکتری‌ها
کلودیا گلدین از آن دست آدم‌هایی است که از همان کودکی می‌دانسته باید در راه آرمان‌هایش قدم بردارد. دبیرستان علوم برانکس هم این شرایط را برای او به وجود آورد که رویای «کارآگاه باکتری‌ها» را به حقیقت تبدیل کند. دبیرستانی بود که دوره تابستانی میکروبیولوژی را در دانشگاه کرنل -یکی از مطرح‌ترین دانشگاه‌های آمریکا و جهان در ایتاکا نیویورک- به پایان رساند و پس از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان، برای تحصیل در رشته میکروبیولوژی وارد همین دانشگاه شد. رویای میکروب‌شناسی دست از سر او برنمی‌داشت. رویایی که شاید او را به یک چهره متفاوت تبدیل می‌کرد اما سال‌های تحصیل در دانشگاه کرنل سرنوشت متفاوتی را برای او در نظر گرفته بود.

این سرنوشت متفاوت را شرکت در کلاس‌های «آلفرد کان» رقم زد؛ استاد اقتصاد سیاسی دانشگاه کرنل و «پدر مقررات‌زدایی خطوط هوایی» آمریکا. گلدین، در سال دوم ورود به دانشگاه، بعد از شرکت در کلاس‌های او میکروب‌شناسی را به کناری گذاشت و به دنیای اقتصاد وارد شد. اما ویژگی کان چه بود که گلدین را مجذوب خویش کرد؟ او در کان همان چیزی را می‌دید که در دی‌کرایف دیده بود: «کان از اقتصاد برای کشف حقایق پنهان لذت می‌برد. او همان کاری را که داستان‌های پل دی‌کرایف برای میکروبیولوژی انجام داده بود، برای اقتصاد انجام داد.» از همان زمان بود که گلدین مجذوب مقررات و سازماندهی صنعتی -موضوعات مورد توجه کان- شد و پروژه نهایی خود را در مورد تنظیم ماهواره‌های ارتباطی نوشت.

پس از کسب مدرک لیسانس در رشته اقتصاد از کرنل، گلدین به قصد تحصیل در گرایش سازمان صنعتی وارد برنامه دکترای اقتصاد در دانشگاه شیکاگو شد. او دوره دکترای خود را در این گرایش آغاز کرد اما سرنوشت هنوز بازی‌های خود را برای گلدین داشت. تغییر نگاه او به گرایش‌هایش در دوره دکترای اقتصاد دانشگاه شیکاگو با ورود «گری بکر» تغییری ابتدایی کرد. این اقتصاددان آمریکایی به دلیل پی گرفتن راهبردهای جدید اقتصادی و تعمیم نظریه‌های اقتصادی بر مشکلات اجتماعی که معمولاً در اقتصاد مورد توجه قرار نمی‌گرفت، شناخته می‌شد و همین تاثیرگذاری باعث شد گلدین گرایش اقتصاد کار را هم به مطالعات خود اضافه کند. اما تغییر اصلی و نهایی او به دلیل آشنایی و هم‌نشینی با «رابرت فوگل» به عنوان مشاور این دوره شکل گرفت و گلدین از این زمان به تاریخ اقتصاد گرایش پیدا کرد. فوگل دانشمندی بود که در زمینه تاریخ اقتصادی کارهای بزرگی انجام داد و به غیر از آن در زمینه‌های متعددی از جمله جمعیت‌شناسی، فیزیولوژی، جامعه‌شناسی خانواده، تغذیه، توسعه اقتصادی چین، فلسفه علم و سایر زمینه‌های مرتبط، تحقیق کرد و نوشت.

همین زمینه‌ها بود که گلدین را به این سمت برد که پایان‌نامه دکترای خود را در مورد «برده‌داری در شهرهای پیش از جنگ ایالات‌متحده و در صنایع جنوبی» بنویسد. او در سال 1972 مدرک دکترای خود را در گرایش سازمان صنعتی و اقتصاد کار از دانشگاه شیکاگو دریافت کرد. هر چند گلدین اولین زنی است که به صورت مستقل نوبل اقتصاد را به خانه می‌برد اما در کنار استادانی درس خوانده که قبل از او نوبل برده‌اند: «من شاگرد باب فوگل بودم که با داگلاس نورث برنده جایزه نوبل تاریخ اقتصاد شد و همچنین شاگرد گری بکر بودم. من نسل سوم نوبل هستم از زمانی که باب فوگل شاگرد سایمون کوزنتس بود.» کوزنتس در 1971، فوگل در 1993 و حالا گلدین در 2023 نوبل اقتصاد برده‌اند و نسل‌سازی دپارتمان اقتصاد هاروارد چنین اتفاقی را رقم زده است.

50 سال تدریس
روزگار برای کلودیا گلدین پس از فارغ‌التحصیلی در دانشگاه و این‌بار به عنوان استاد رقم خورده بود. برنده نوبل اقتصاد 2023 در دانشگاه ویسکانسین مدیسون، تدریس را آغاز کرد. او در سال 1972 به دانشگاه پرینستون و در سال 1979 به دانشگاه پنسیلوانیا نقل مکان کرد و در آنجا استاد‌تمام شد. در سال 1990 به دانشگاه هاروارد پیوست و تا امروز در دپارتمان اقتصاد دانشکده هنر و علوم این دانشگاه مشغول به فعالیت است. گلدین در سال‌های 2000-1999 رئیس انجمن تاریخ اقتصادی آمریکا و در سال‌های 2014-2013 رئیس انجمن اقتصادی آمریکا بود. او به عضویت سازمان‌های متعددی از جمله آکادمی علوم سیاسی و اجتماعی آمریکا، انجمن اقتصاددانان کار، انجمن اقتصادسنجی و آکادمی علوم و هنر آمریکا انتخاب شده است. او عضو بخش‌های 53 و 54 آکادمی ملی علوم است. گلدین چندین دکترای افتخاری از جمله دانشگاه نبراسکا، دانشگاه لوند، موسسه دانشگاه اروپایی، دانشگاه زوریخ، کالج دارتموث و دانشگاه روچستر دریافت کرده است. خانم گلدین از سال 1984 تا 1988 ویراستار مجله تاریخ اقتصادی و سردبیر سری مونوگراف‌های NBER Long-term Factors in Economic Development از سال 1990 تا 2017 بوده است.

کلکسیون جوایز
کلودیا از همان زمانی که به دپارتمان اقتصاد دانشگاه هاروارد پیوست به طور مداوم موفق شد جوایز و موفقیت‌های بی‌شماری را به دست آورد. هر چند 33 سال طول کشید تا او نوبل اقتصاد را از آن خود کرد اما در این سال‌ها جایزه‌های زیادی را به دلیل فعالیت‌هایش به دست آورده است. گلدین سال 1990 جایزه «ریچارد لستر» برای کتاب «برجسته در روابط صنعتی و اقتصاد کار» [The Race between Education and Technology]، سال 2005 جایزه «کارولین شاوبل» از انجمن اقتصادی آمریکا، سال 2008 جایزه R.R. Hawkins، بخش انتشارات حرفه‌ای و علمی انجمن ناشران آمریکایی و جایزه «ریچارد لستر» برای کتاب «برجسته در روابط صنعتی و اقتصاد کار»، سال 2009 جایزه «جاکوب مینسر» از انجمن اقتصاددانان کار و جایزه John R. Commons از Omicron Delta Epsilon به عنوان افتخار جامعه اقتصاد، سال 2016 جایزه IZA 2016 در اقتصاد کار برای کار طولانی‌مدت او در تاریخ اقتصادی زنان در آموزش و پرورش و بازار کار، سال 2019 جایزه مرزهای دانش‌بنیاد BBVA 2019 در رده اقتصاد، امور مالی و مدیریت به دلیل مشارکت او در تجزیه و تحلیل شکاف جنسیتی، سال 2020 جایزه Clarivate Citation برنده در علوم اقتصادی و جایزه «آروین پلین نمرز» در اقتصاد، سال 2021 مدال انجمن پیشرفت و جایزه کتاب ریچارد لستر برای کتاب«برجسته در روابط صنعتی و اقتصاد کار» و سال 2022 جایزه رویایی این سال از شورای آموزش اقتصادی را به دست آورده است. گلدین با کوله‌باری از جوایز، مطالعات، کتاب‌ها، مقالات و تحقیق به سال 2023 رسید و موفق به دریافت نوبل اقتصادی در این سال شد.

همسر، همکار و همراه
بدون شک مهم‌ترین چهره در زندگی کلودیا در سال‌های اخیر همسر او لارنس اف کاتز است. کاتز همانند کلودیا گلدین در دپارتمان اقتصاد دانشگاه هاروارد استاد است. این مرد 64‌ساله که همکار پژوهشی دفتر ملی تحقیقات اقتصادی به‌شمار می‌رود، بیشتر بر مسائل اقتصاد کار و اقتصاد مشکلات اجتماعی متمرکز است. او نویسنده (به همراه کلودیا گلدین) «مسابقه بین آموزش و فناوری» (انتشارات دانشگاه هاروارد، 2008)، «تاریخچه نابرابری اقتصادی ایالات‌متحده و نقش تغییرات تکنولوژیکی» و «سرعت پیشرفت آموزشی در تاثیر بر ساختار دستمزد» است.

تحقیقات گذشته کاتز طیف گسترده‌ای از موضوعات از جمله ایالات‌متحده و روندهای نابرابری دستمزد مقایسه‌ای، تفاوت دستمزد آموزشی و بازگشت بازار کار به آموزش، تاثیر جهانی شدن و تغییرات تکنولوژیکی بر بازار کار، اقتصاد مهاجرت، بیکاری و بیمه بیکاری را مورد بررسی قرار داده است. پروفسور کاتز از سال 1991 سردبیر فصلنامه اقتصاد بوده و به عنوان اقتصاددان ارشد وزارت کار ایالات‌متحده در سال‌های 1993 و 1994 خدمت کرده است.

کلودیا گلدین [Claudia Goldin]

اما فارغ از حرفه و مطالعات او، همگان نقش بی‌بدیلی برای کاتز در همراهی با گلدین در نظر می‌گیرند. کار تا جایی رسیده که درباره گلدین و کاتز نوشته‌اند: «پشت تمام فداکاری و تلاش‌های گلدین، لری کاتز -همسر او- است که از او حمایت کرد.» مشارکت لری و کلودیا فراتر از دنیای آکادمیک است، زیرا آنها به عنوان پشتیبان و زن و شوهر عمل می‌کنند. کلودیا گلدین و لارنس کاتز نه‌تنها همکار و محقق در هاروارد هستند، بلکه از علاقه‌مندان به طبیعت نیز به حساب می‌آیند. آنها عشق به تماشای پرندگان، کوهنوردی و پیاده‌روی دارند که به آنها امکان می‌دهد با طبیعت ارتباط برقرار و در زیبایی آن آرامش پیدا کنند. ماجراجویی‌های مشترک آنها در طبیعت بدون شک به زندگی مشترک و کامل آنها کمک می‌کند. کلودیا و لارنس فرزندی ندارند اما آنها یک سگ بسیار محبوب دارند که بسیار هم معروف و مورد توجه است.

کلودیا گلدین از دهه 1970 تا امروز چند سگ از نژاد گلدین رتریور داشته است. گلدین رتریور نژادی از سگ است که از مشخصه‌های اخلاقی این نژاد می‌توان به مهربانی، و هوش و استعداد بالا اشاره کرد. کلودیا در سال 1970 برای اولین‌بار سگی از این نژاد به نام کلسو داشته است. سگ دیگر او به نام پریری در هفت‌سالگی در ژوئن 2009 درگذشت. اما خانواده گلدین و کاتز اکنون هم بدون گلدین رتریور نیست و سگی به نام پیکا در کنار آنها زندگی می‌کند. پیکا در زندگی آنها به قدری اهمیت دارد که بخشی اختصاصی در صفحه آنها در دانشگاه هاروارد به نام این سگ وجود دارد و اطلاعات او با علاقه‌مندان به اشتراک گذاشته می‌شود. پیکا الان 13ساله است و گلدین و کاتز او را «سگ شگفت‌انگیز ما» و «عشق» خطاب می‌کنند. سگی که هر روز در هاروارد دعوا می‌کند و به افراد حاضر در خانه سالمندان خیابان کمک می‌کند تا سرگرم باشند. پیکا حتی در مصاحبه گلدین پس از برنده شدن نوبل نیز حضور داشته است: «پیکا همین‌جاست. او یک حیوان بسیار بالغ است. او می‌فهمد که چه باید بکند.»

مربی مهم عرصه اقتصاد
گلدین که سال‌های کار علمی و تحقیقاتی خود را به عنوان یک کارگاه تاریخ اقتصادی سپری کرده همواره مورد تقدیر همکاران و دوستان قرار داشته است. در آخرین مورد و بعد از بردن نوبل اقتصاد، کلودیا با واژه‌ها و جمله‌هایی تحسین‌برانگیز خطاب شده است.

کلودیا اولیوتی از دارتموث، یکی از نویسندگان دکتر گلدین، درباره او گفت که کار دکتر گلدین «بسیاری از تحقیقات فعلی در مورد زنان و بازار کار را شکل داده است». وی خاطرنشان کرد که این امر تا امروز ادامه دارد: «دکتر گلدین به تازگی یک مقاله کاری جدید منتشر کرده است که چرا زنان در دهه 1970 به چنین پیشرفت‌های بزرگی دست یافتند و چرا این پیشرفت در سال‌های پس از آن با موانع مواجه شده است.» او گفت که دکتر گلدین همچنین «برای بسیاری از زنانی که وارد عرصه اقتصاد شده‌اند، مربی مهمی بوده است. کلودیا منبع الهام بسیاری از زنان در علم اقتصاد بوده است و تجربیات خود را سخاوتمندانه به اشتراک می‌گذارد و احتمال موفقیت در دنیایی را که عمدتاً مردانه است نشان می‌دهد». لیا بوستان، استاد دانشگاه پرینستون که زمانی دانشجوی دکتر گلدین بوده هم اعتقاد دارد کار او تاثیر «عمیق» بر اقتصادِ کار داشته است. او تاکید می‌کند: «اولین چیزی که وقتی کلودیا برنده شد به آن فکر کردم این بود که تحقیقات او هنوز الهام‌بخش کار فعلی است. رشته‌های زیادی وجود دارد که ما به‌عنوان اقتصاددانان کار و مورخان اقتصادی می‌توانیم از کار کلودیا دنبال کنیم.»

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

پس از ۲۰ سال به موطن­‌شان بر می­‌گردند... خود را از همه چیز بیگانه احساس می‌­کنند. گذشت روزگار در بستر مهاجرت دیار آشنا را هم برای آنها بیگانه ساخته است. ایرنا که که با دل آکنده از غم و غصه برگشته، از دوستانش انتظار دارد که از درد و رنج مهاجرت از او بپرسند، تا او ناگفته‌­هایش را بگوید که در عالم مهاجرت از فرط تنهایی نتوانسته است به کسی بگوید. اما دوستانش دلزده از یک چنین پرسش­‌هایی هستند ...
ما نباید از سوژه مدرن یک اسطوره بسازیم. سوژه مدرن یک آدم معمولی است، مثل همه ما. نه فیلسوف است، نه فرشته، و نه حتی بی‌خرده شیشه و «نایس». دقیقه‌به‌دقیقه می‌شود مچش را گرفت که تو به‌عنوان سوژه با خودت همگن نیستی تا چه رسد به اینکه یکی باشی. مسیرش را هم با آزمون‌وخطا پیدا می‌کند. دانش و جهل دارد، بلدی و نابلدی دارد... سوژه مدرن دنبال «درخورترسازی جهان» است، و نه «درخورسازی» یک‌بار و برای همیشه ...
همه انسان‌ها عناصری از روباه و خارپشت در خود دارند و همین تمثالی از شکافِ انسانیت است. «ما موجودات دوپاره‌ای هستیم و یا باید ناکامل بودن دانشمان را بپذیریم، یا به یقین و حقیقت بچسبیم. از میان ما، تنها بااراده‌ترین‌ها به آنچه روباه می‌داند راضی نخواهند بود و یقینِ خارپشت را رها نخواهند کرد‌»... عظمت خارپشت در این است که محدودیت‌ها را نمی‌پذیرد و به واقعیت تن نمی‌دهد ...
در کشورهای دموکراتیک دولت‌ها به‌طور معمول از آموزش به عنوان عاملی ثبات‌بخش حمایت می‌کنند، در صورتی که رژیم‌های خودکامه آموزش را همچون تهدیدی برای پایه‌های حکومت خود می‌دانند... نظام‌های اقتدارگرای موجود از اصول دموکراسی برای حفظ موجودیت خود استفاده می‌کنند... آنها نه دموکراسی را برقرار می‌کنند و نه به‌طور منظم به سرکوب آشکار متوسل می‌شوند، بلکه با برگزاری انتخابات دوره‌ای، سعی می‌کنند حداقل ظواهر مشروعیت دموکراتیک را به دست آورند ...
نخستین، بلندترین و بهترین رمان پلیسی مدرن انگلیسی... سنگِ ماه، در واقع، الماسی زردرنگ و نصب‌شده بر پیشانی یک صنمِ هندی با نام الاهه ماه است... حین لشکرکشی ارتش بریتانیا به شهر سرینگاپاتام هند و غارت خزانه حاکم شهر به وسیله هفت ژنرال انگلیسی به سرقت رفته و پس از انتقال به انگلستان، قرار است بر اساس وصیت‌نامه‌ای مکتوب، به دخترِ یکی از اعیان شهر برسد ...