یکی از بزرگترین رویدادهای فرهنگی آمریکای لاتین، نمایشگاه بزرگ بین‌المللی کتاب بوئنوس آیرس در آرژانتین است که سی و پنجمین دوره آن از 23 آوریل آغاز شد و دیروز به کار خود پایان داد. در این نمایشگاه که هرسال برگزار می شود، بیش از 1200 نماینده از موسسه‌های چاپ و نشر سراسر جهان گرد هم می‌آیند و جمعیتی میلیونی را به سوی خود می‌کشانند.

در این جشنواره بزرگ فرهنگی علاوه بر ارائه کتاب به زبان‌های مختلف، سخنرانی، میزگرد، بحث و تبادل نظر، معرفی و رونمایی کتاب، کارگاه و فعالیت‌های ویژه کودکان نیز برپا ‌شد و برای ناشران، ویراستاران و روزنامه‌نگاران همایش‌های ویژه‌ای برپا شد.

امسال در این واقعه فرهنگی، کوبا حضوری ویژه داشت و در مراسمی ویژه، مجمع نویسندگان آرژانتینی پنجاهمین سالگرد تاسیس موسسه فرهنگی «کازادلاس امریکاز» هاوانا در کوبا را گرامی داشتند.


بخش معرفی کتاب توسط نویسندگان اهل کوبا نیز بخشی دیگر از مراسم ویژه این کشور در نمایشگاه کتاب آرژانتین بود که در میان آنان نام نویسندگان بزرگی مانند «سنل پاز» و «خوزه لوئیس مندز» دیده می‌شود. «پاز»که خود نویسنده متن در سینما، تلویزیون و رادیو کوباست، از تازه‌ترین رمان خود با نام «در آسمان بدون الماس‌ها»رونمایی کرد.

در کنفرانسی که درباره ادبیات کوبا برگزار شد، «مندز» به عنوان پروفسور، محقق و نویسنده شرکت کرد.به گزارش ایبنا به نقل از خبرگزاری آرژانتین، این بیست و ششمین حضور کوبا در نمایشگاه بین‌المللی کتاب آرژانتین بود.

این بار آمریکا نیز در این نمایشگاه، غرفه‌ای ویژه داشت و در آن به ادبیات و فیلمسازی برپایه کتاب‌های ادبی توجه ویژه‌ای نشان داد. در این غرفه،بیشتر رمان‌هایی که زمینه ساخت فیلم‌های موفق و مطرحی را در سطح جهان فراهم کرده بودند، ارائه شدند. نقد فیلم، ارائه کتاب‌های کودک و نمایش فیلم‌های کوتاه بر اساس آثار ادبی بزرگ جهان، بخشی دیگر از برنامه‌های این کشور بود.

به مناسبت دویستمین سالگرد تولد «ادگار آلن پو» یاد این نویسنده بزرگ آمریکایی نیز گرامی داشته شد و کتاب‌های این غرفه در پایان نمایشگاه، به کتابخانه‌های دانشگاهی و عمومی اهدا شد. حضور نویسندگان بزرگی مانند «جونات دیاز» و «آنی پرولوکس»به عنوان میهمانان ویژه این نمایشگاه، روحی تازه به نمایشگاه آرژانتین دمید. «آنی»نویسنده کتاب‌های معروف «اخبار کشتی‌رانی» و «کوهستان بروک‌بک» است که با اقتباس از کتاب دوم، فیلم موفقی نیز تولید شد. این نویسنده که در سال 1994 جایزه پولیتزر را برای این اثر از آن خود کرد، در این نشست درباره ارتباط ادبیات و جغرافی سخنرانی کرد.

«جونات دیاز» نویسنده جوان آمریکایی-دومینیکنی که در سال 2008 برای نخستین رمانش با نام «داستان اعجاب انگیز زندگی اسکار وائو» به جایزه پولیتزر دست یافت،نیز در نمایشگاه درباره تجربه مهاجرت در آمریکا سخنرانی کرد.

الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...
از ذهنیتی که در میان نظامیان ترک درباره‌ی سلسله‌مراتب و برتری فکری وجود دارد و این‌که چه‌قدر با سوء‌تفاهم‌ها و ظواهر درآمیخته سخن می‌گوید... همان‌گونه که اسب مهتر بی‌هیچ شناختی حرکت اسب مقابل‌اش را تقلید می‌کند، انسان عاری از آگاهی هم به تقلیدی کور از همنوعان‌اش دست می‌زند... مردم را به خاطر کمبود مطالعه و اسارت بی‌قیدوشرط‌شان در برابر سنت‌های خالی از تعقل و خرافه‌های موروثی از نیاکان‌شان، به باد انتقاد می‌گیرد ...
یک مضحکه‌ی کامل! در اینجا، همه، جز تماشاگر، در عین‌حال هم فریب‌دهنده‌اند و هم فریب‌خورده. کمدی عظیمی که در آن تغزل با هزل گزنده‌ای همراه است و اختلاطی به وجود می‌آورد که در بعضی لحظات یادآور سبک کلودل است... با حیله‌ی بسیار خشنی در ماجرای مشکوکی درگیر می‌شود، در دادگاهی محاکمه، محکوم، تیرباران و به خاک سپرده می‌شود تا با نامی دیگر و در لباس یونیفورم تجدید حیات کند ...
دوربین از چه زاویه ‌دیدی زنان فیلم را به نمایش درمی‌آورد؟ کدام وجه در نگاه دوربین غلبه دارد؛ وجه اروتیک یا وجه اجتماعی؟ ... با استفاده از آرای فروید و لکان، بعد روانکاوانه‌ی نظریه‌های فمینیستی را غنی کرده و به وجه لذت‌مدارانه سینما (تماشابارگی) پرداخته است... تاریخچه‌ای از حضور زنان در عرصه‌ی فیلم و مهم‌ترین فیلم‌های آنان... واکاوی شمایل یک قهرمان زن در چهارچوب یک ژانر متفاوت ...
در یک خانواده‌‌ کاملا بی‌کتاب بزرگ شدم... کل ادبیات آلمان را بلعیده‌‌ام... وقتی شروع به نوشتن کردم، در وضعی بودم که مودبانه‌‌اش می‌‌شود «نوکر خارجی»... جوان بودم که وارد سرویس اطلاعاتی شدم... یک میهن‌‌پرست می‌‌تواند کشورش را نقد کند، همچنان دلبسته‌‌اش باشد و مسیر دموکراسی را طی کند. اما یک ناسیونالیست به دشمن نیاز دارد... مردم خیال می‌‌کردند بعد از جنگ سرد دیگر قرار است اوضاع خوب باشد و دیگر دنیا به جاسوس‌‌ها نیازی نداشته باشد ...