فدریک پاژک [Frédéric Pajak] نویسنده سوئیسی-فرانسوی موفق شد برای مجموعه آثارش برنده جایزه بزرگ ادبیات سوئیس در سال 2021 [the 2021 Swiss Grand Prize for Literature] شود.

فدریک پاژک [Frédéric Pajak] جایزه بزرگ ادبیات سوئیس در سال 2021 [the 2021 Swiss Grand Prize for Literature]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، به نقل از لیورابدو- جایزه بزرگ ادبیات سوئیس که هر سال به یک نویسنده برای مجموعه آثارش تعلق می‌گیرد فدریک پاژک، نویسنده سوئیسی را به عنوان برنده خود در سال 2021 معرفی کرد. این جایزه قرار است روز 12 می سال جاری در طی یک مراسم در شهر سولور سوئیس به برنده‌اش اهدا شود.

فدریک پاژک، نویسنده و تصویرگر فرانسوی- سوئیسی است که در سال ۱۹۵۵در فرانسه متولد شد. او تاکنون 20 کتاب منتشر کرده اما مهم‌ترین اثر او انتشار مجموعه 9 جلدی «مانیفست نامشخص» است که نوشتن آن را در سال 2012 آغاز و در سال 2020 به پایان رساند. این مجموعه ترکیبی از اتوبیوگرافی، مقاله و شعر است.

پاژک برای انتشار هفتمین جلد از این مجموعه موفق شد جایزه گنکور بیوگرافی را در سال 2019 به دست آورد و در سال 2014 نیز جایزه مدیسی در بخش اثر غیرداستانی و جایزه ادبیات سوئیس را برای سومین جلد از این مجموعه از آن خود کرد.

فدریک پاژک را برای انتشار اثر غیرداستانی «تنهایی عظیم» که در سال 1999 منتشر شد پیشگام در ژانر مقاله گرافیکی به شمار می‌آورند؛ اثری که جایزه میشل دنتان سوئیس را برای نویسنده سوئیسی به ارمغان آورد.

سال گذشته سیبل برگ، نویسنده و نمایشنامه‌نویس سوئیسی برنده جایزه بزرگ ادبیات سوئیس در سال 2020 شد.

جایزه بزرگ ادبیات سوئیس جایزه ادبی سوئیسی است که از سال 2012 از سوی فدرال رسمی فرهنگ سوئیس به یک نویسنده برای مجموعه آثارش تعلق می‌گیرد.

................ هر روز با کتاب ...............

ایران را با شیلی مقایسه کرده‌اند و از اینکه چرا محمدرضا شاه همچون پینوشه با حمایت آمریکا انقلابیون را در ایران سرکوب نکرده و حمام خون راه نینداخته ناراضی هستند... یک نظامی خودساخته و گستاخ با تغییراتی برق آسا برای ایجاد ترقیاتی که بیشتر از سطح فرهنگ و سواد او بود یا جوانی ضعیف که اگر چه تربیت و آموزشی عالی داشت اما عملا در پانزده سال نخست سلطنتش قدرتی نداشت ...
سیمین جان، عزیز دلم، دختر سیاه‌سوخته شیرازی، چه بگویم؟ عمرم! جان من به لب آمد تا کاغذت رسید... سیمین جان، یک خریت کرده‌ام که ناچارم برایت بنویسم... هوای تو را بو کردم و در جست‌وجوی تو زیر همه درخت‌ها را گشتم ... همین‌طور گریه می‌کردم و هق‌هق‌کنان می‌رفتم... همین یک دسته کوچک مو کافی است... دانه دانه مرتب کرده‌ام و وسط آن را با یک نوار کوچک چسب روی یکی از عکس‌هایت چسبانده‌ام و بو می‌کنم. و راستی چه خوب بوی تو را دارد ...
گروهی از دانش‌آموزان انگلیسی هشت تا سیزده ساله... نخست می‌کوشند تا سازمان اجتماعی و سیاسی ثابتی برقرار کنند... بعد از آنکه ماده خوکی را به نحو وحشتناکی می‌کشند توتمی تأسیس می‌کنند... جزیره به صورت جهنمی درمی‌آید. شکارچیانِ ژولیده‌مو، با بدن نقاشی‌شده، مانند جنگجویان، مسلح به نیزه و تشنه‌ی خون... قصه قابل تفسیرهای مختلف (فرویدی، جامعه‌شناختی و مابعدالطبیعی) است ...
در آغاز دهه‌ی 60 انتشار یافت که خود شاهد جنبش فرهنگی نیرومندی بود: در امریکای شمالی، نخستین نسلی که با تلویزیون بزرگ شده بود، به سن رشد می‌رسید... گسترش فرهنگ کتاب اندیشه‌ی فردیت و ساختار اجتماعی دولت ملی را پدید آورد... با کشف الکتریسیته در مرحله‌ی چهارم تحول، جریان جایگزینی یک «کهکشان» تازه، با «کهکشان گوتنبرگ» آغاز می‌شود... نسل‌هایی که با تلویزیون و دیگر رسانه‌های نوین بزرگ شده‌اند، این توانایی را می‌یابند که آن یکپارچگی روانی جامعه‌ی قبیله‌ای را در «دهکده‌ی جهانی» برقرار سازند ...
مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...