رمان معمایی- جنایی «کتاب شواهد» [The book of evidence] نوشته جان بنویل [John Banville] با ترجمه محمد جوادی منتشر شد.

کتاب شواهد» [The book of evidence]  جان بنویل [John Banville

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، محمد جوادی درباره این نویسنده گفت: ویلیام جان بنویل رمان‌نویس و روزنامه‌نگار ایرلندی است که مضامین آثارش عبارتند از فقدان، وسواس، عشق ویرانگر و درد و عذابی که با آزادی همراه است. بنویل بر این باور است که دبلیو. بی. ییتس و هنری جیمز دو نویسنده الهام‌بخش و تاثیرگذار بر آثارش بوده‌اند.

مترجم آثار جوزف بویدن در ایران در ادامه گفت: داستان‌های بنویل با روایتی‌هایی گاه تعمداً پرابهام، به درام‌های خانوادگی، زندگی‌های رو به زوال و نابودی و شخصیت‌هایی درگیر و متناقض و وسواسی می‌پردازند. جان بنویل علاوه بر آثار داستانی فراوان دست به نگارش چند اثر غیرداستانی نیز زده است.

جوادی با برشمردن داستان «کتاب شواهدـ در سبک معمایی جنایی درباره این اثر گفت: کتاب شواهد اولین بخش از سه‌گانه بنویل با محوریت شخصیتی به نام فِردی مونت‌گومری است؛ تک‌گویی‌های راوی در سراسر داستان به چشم می‌خورد، فلاش‌بک‌های فراوان، درگیری‌های ذهنی روانی در به یادآوردن اسامی و اتفاق‌ها، مرز نامشخص میان واقعیت و خیال‌پردازی و شخصیت پیچیده راوی از چالش‌هایترجمه «کتاب شواهد» بود. وقایع اصلی قتل در این کتاب برگرفته از پرونده سال ۱۹۸۲ مالکوم اِدوارد مک آرتور است و «ارواح» و «آتنا» دو اثر تکمیل‌کننده این سه‌گانه هستند. مجله پابلیشِرز ویکلی در نقد این کتاب، بنویل را با آلبر کامو و فئودور داسایوفسکی مقایسه کرده است. این رمان در فهرست نهایی جایزه‌ی بوکِر قرار گرفت. همچنین برنده جایزه جی‌پی‌اِی شد.

این مترجم در پایان از تجدید چاپ کارآگاهان وحشی اثر روبرتو بولانیو، همه شبی در تخت‌هایمان خواهیم سوخت اثر جوئل توماس هاینز و تاریک‌تر از جادو اثر وی. ای. شواب خبر داد.

مترجم در بخشی از مقدمه خود بر «کتاب شواهد» نوشته است: بنویل درباره کتاب‌هایش می‌گوید: «از همه آن‌ها متنفرم.. از تمامشان بیزارم.» او به جای زندگی در گذشته، همواره نگاهی رو به جلو دارد: «شما باید هر روز صبح یقه‌ خودتان را بچسبید و به تمامی کارهای وحشتناکی که دیروز انجام دادید فکر کنید، و به این‌که چگونه می‌توانید با ساختن روزی بهتر، آن‌ها را جبران کنید.»

بنویل نقدهای آثارش را نمی‌خواند زیرا خودش بهتر از هر کسی خودش را نقد می‌کند، اما منتقدان بنویل را استادی صاحب سبک در زمینه ادبیات انگلیسی می‌دانند و نوشته‌هایش را کارهایی استادانه، زیبا و درخشان توصیف می‌کنند. او شهرتش را مرهون لطافتِ طبعِ تیره و تار، طنزآمیز، هوشمندانه و حزن‌انگیزش است.

دان دلیلو - نویسنده- درباره این رمان گفته است: «کتاب شواهد» اثر داستانی مهم با سبکی جدید است که هر لحظه آن در عین جذابیت، با آرامشی منحصر به فرد، درخشش جنایت دورن آن را نشان می‌دهد.

رمان «کتاب شواهد» نوشته جان بنویل با ترجمه محمد جوادی در ۲۰۸ صفحه با شمارگان ۵۰۰ نسخه و با قیمت ۹۵ هزار تومان در نشر نون راهی بازار کتاب شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...